TSK

TSK · اول پادشاهان 3:7

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و به‌ ایشان‌ گفت‌: «من‌ امروز صد و بیست‌ ساله‌ هستم‌ و دیگر طاقت‌ خروج‌ و دخول‌ ندارم‌، و خداوند به‌ من‌ گفته‌ است‌ كه‌ از این‌ اردن‌ عبور نخواهی‌ كرد.

و قبل‌ از این‌ نیز چون‌ شاؤل‌ بر ما سلطنت‌ می‌نمود، تو بودی‌ كه‌ اسرائیل‌ را بیرون‌ می‌بردی‌ و اندرون‌ می‌آوردی‌. و خداوند تو را گفت‌ كه‌ تو قوم‌ من‌، اسرائیل‌ را رعایت‌ خواهی‌ كرد و بر اسرائیل‌ پیشوا خواهی‌ بود.»

و داود پادشاه‌ به‌ تمامی‌ جماعت‌ گفت‌:«پسرم‌ سلیمان‌ كه‌ خدا او را به‌تنهایی‌ برای‌ خود برگزیده‌، جوان‌ و لطیف‌ است‌ و این‌ مُهِمّ عظیمی‌ است‌ زیرا كه‌ هیكلْ به‌ جهت‌ انسان‌ نیست‌ بلكه‌ برای‌ یهُوَه‌ خدا است.

خداوند خروج و دخولت را نگاه خواهد داشت، از الآن و تا ابدالآباد.

وای‌ بر تو ای‌ زمین‌ وقتی‌ كه‌ پادشاه‌ تو طفل‌ است‌ و سرورانت‌ صبحگاهان‌ می‌خورند.

و او وقتها و زمانها را تبدیل‌ می‌كند. پادشاهان‌ را معزول‌ می‌نماید و پادشاهان‌ را نصب‌ می‌كند. حكمت‌ را به‌ حكیمان‌ می‌بخشد و فطانت‌پیشه‌گان‌ را تعلیم‌ می‌دهد.

و تو را از میان‌ مردم‌ خواهند راند و مسكن‌ تو با حیوانات‌ صحرا خواهد بود و تو را مثل‌ گاوان‌ علف‌ خواهند خورانید و هفت‌ زمان‌ بر تو خواهد گذشت‌ تا بدانی‌ كه‌ حضرت‌ متعال‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و آن‌ را به‌ هر كه‌ می‌خواهد می‌دهد.»

و از میان‌ بنی‌آدم‌ رانده‌ شده‌، دلش‌ مثل‌ دل‌ حیوانات‌ گردید و مسكنش‌ با گورخران‌ شده‌، او را مثل‌ گاوان‌ علف‌ می‌خورانیدند و جسدش‌ از شبنم‌ آسمان‌ تر می‌شد؛ تا فهمید كه‌ خدای‌ تعالی‌ بر ممالك‌ آدمیان‌ حكمرانی‌ می‌كند و هر كه‌ را می‌خواهد بر آن‌ نصب‌ می‌نماید.

دربان بجهت او می‌گشاید و گوسفندان آواز او را می‌شنوند و گوسفندان خود را نام بنام می‌خواند و ایشان را بیرون می‌برد.