و مردی بنیامینی از لشكر دویده، در همان روز با جامۀ دریده و خاك بر سر ریخته، به شیلوه آمد.
TSK
TSK · دوم پادشاهان 19:1
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
« آیا اَخاب را دیدی چگونه به حضور من متواضع شده است؟ پس از این جهت كه در حضور من تواضع مینماید، این بلا را در ایام وی نمیآورم، لیكن در ایام پسرش، این بلا را بر خاندانش عارض خواهم گردانید.»
و چون پادشاه سخن زن را شنید، رخت خود را بدرید و او بر باره میگذشت و قوم دیدند كه اینك در زیر لباس خود پلاس دربر داشت.
و از این به بعد، چشمان من گشاده، و گوشهای من به دعایی كه در این مكان كرده شود شنوا خواهد بود.
پس چون این سخن را شنیدم، جامه و ردای خود را چاك زدم و موی سر و ریش خود را كندم و متحّیر نشستم.
آنگاه ایوب برخاسته، جامه خود را درید و سر خود را تراشید و به زمین افتاده، سجده كرد
و واقع شد كه چون حزقیا پادشاه این راشنید لباس خود را چاك زده و پلاسپوشیده، به خانه خداوند داخل شد.
و پادشاه و همه بندگانش كه تمامی این سخنان را شنیدند، نه ترسیدند و نه جامه خود را چاك زدند.
و مردمان و بهایم به پلاس پوشیده شوند و نزد خدا بشدّت استغاثه نمایند و هركس از راه بد خود و از ظلمی كه در دست او است بازگشت نماید.
در ساعت رئیس کهنه رخت خود را چاک زده، گفت، کفر گفت! دیگر ما را چه حاجت به شهود است؟ الحال کفرش را شنیدید!