و چون حین وفات اسرائیل نزدیك شد،پسر خود یوسف را طلبیده، بدو گفت: «الا´ن اگر در نظر تو التفات یافتهام، دست خود را زیر ران من بگذار، و احسان و اِمانت با من بكن، و زنهار مرا در مصر دفن منما،
TSK
TSK · تَثنيه 31:14
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و بامدادان حاضر شو و صبحگاهان به كوه سینا بالا بیا، و در آنجا نزد من بر قله كوه بایست.
و خداوند به موسی گفت: « یوشع بننون را كه مردی صاحب روح است گرفته،دست خود را بر او بگذار.
و به ایشان گفت: «من امروز صد و بیست ساله هستم و دیگر طاقت خروج و دخول ندارم، و خداوند به من گفته است كه از این اردن عبور نخواهی كرد.
و تو در كوهی كهبه آن برمیآیی وفات كرده، به قوم خود ملحق شو، چنانكه برادرت هارون در كوه هور مرد و به قوم خود ملحق شد.
« و اینك من امروز به طریق اهل تمامی زمین میروم. و به تمامی دل و به تمامی جان خود میدانید كه یك چیز از تمام چیزهای نیكو كه یهُوَه، خدای شما دربارۀ شما گفته است به زمین نیفتاده، بلكه همهاش واقع شده است، و یك حرف از آن به زمین نیفتاده.
و شما امروز خدای خود را كه شما را از تمامی بدیها و مصیبتهای شما رهانید، اهانت كرده، او را گفتید: پادشاهی بر ما نصب نما. پس الا´ن با اسباط و هزارههای خود به حضور خداوند حاضر شوید.»
در آن ایام، حِزْقیا بیمار و مشرف به موت شد. و اشعیا ابن آموص نبی نزد وی آمده، او را گفت: « خداوند چنین میگوید: تدارك خانۀ خود را ببین زیرا كه میمیری و زنده نخواهی ماند.»
و روزی واقع شد كه پسران خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند؛ و شیطان نیز در میان ایشان آمد تا به حضور خداوند حاضر شود.
در آن ایام حزقیا بیمار و مشرف به موتشد و اشعیا ابن آموص نبّی نزد وی آمده، او را گفت: « خداوند چنین میگوید: تدارك خانه خود را ببین زیرا كه میمیری و زنده نخواهی ماند.»
لهذا ای برادران، شما را به رحمتهای خدا استدعا میکنم که بدنهای خود را قربانی زنده مقدّس پسندیده خدا بگذرانید که عبادت معقول شما است.
الآن او را که قادر است که شما را از لغزش محفوظ دارد و در حضور جلال خود شما را بیعیب به فرحی عظیم قایم فرماید،