و به آدم گفت: «چونكه سخن زوجهات را شنیـدی و از آن درخت خـوردی كه امـر فرمـوده، گفتم از آن نخـوری، پـس بسبب تـو زمیـن ملعون شـد، و تمام ایام عمـرت از آن با رنـج خواهی خورد.
TSK
TSK · جامعه 5:17
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و اَخَزْیا از پنجرۀ بالاخانۀ خود كه در سامره بود افتاده، بیمار شد. پس رسولان را روانه نموده، به ایشان گفت: «نزد بَعْل زَبُوب، خدای عَقْرُون رفته، بپرسید كه آیا از این مرض شفا خواهم یافت؟»
پس بَرَصِ نُعْمان به تو و به ذریت تو تا به ابد خواهد چسبید.» و از حضور وی مبروص مثل برف بیرون رفت.
زیرا كه لشكر اَرام با جمعیت كمی آمدند و خداوند لشكر بسیار عظیمی به دست ایشان تسلیم نمود، چونكه یهُوَه خدای پدران خود را ترك كرده بودند؛ پس بر یوآش قصاص نمودند.
بنابراین، روزهای ایشان را در بطالت تمام کرد و سالهای ایشان را درترس.
زیرا خاکستر را مثل نان خوردهام و مشروب خود را با اشک آمیختهام،
چونخوف مثل باد تند بر شما عارض شود، و مصیبت مثل گردباد به شما دررسد، حینی كه تنگی و ضیق بر شما آید.
برای انسان نیكو نیست كه بخورد و بنوشد و جان خود را از مشقّتش خوش سازد. این را نیز من دیدم كه از جانب خدا است.
و مرا گفت: «ای پسر انسان اینك من عصای نان را در اورشلیم خواهم شكست و نان را به وزن و عُسرت خواهند خورد و آب را به پیمایش و حیرت خواهند نوشید.
از این سبب بسیاری از شما ضعیف و مریضاند و بسیاری خوابیدهاند.