پس ابیجایل نزد نابال برگشت. و اینك او ضیافتی مثل ضیافت ملوكانه در خانۀ خود میداشت. و دل نابال در اندرونش شادمان بود چونكه بسیار مست بود و تا طلوع صبح چیزی كم یا زیاد به او خبر نداد.
TSK
TSK · جامعه 7:4
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و اَبْشالوم خادمان خود را امر فرموده، گفت: «ملاحظه كنید كه چون دل اَمْنون از شراب خوش شود، و به شما بگویم كه اَمْنُون را بزنید، آنگاه او را بكشید، و مترسید. آیا من شما را امر نفرمودم؟ پس دلیر و شجاع باشید.»
و پادشاه مرا گفت: «روی تو چرا ملول است با آنكه بیمار نیستی؟ این غیر از ملالت دل، چیزی نیست.» پس من بینهایت ترسان شدم.
خوار و نزد مردمان مردود و صاحب غمها و رنج دیده و مثل كسی كه رویها را از او بپوشانند و خوار شده كه او را به حساب نیاوردیم.
و پادشاه كه اسم او یهوه صبایوت است میگوید كه من سروران و حكیمان و حاكمان و والیان و جبّارانش را مست خواهم ساخت و به خواب دایمی كه از آن بیدار نشوند، خواهند خوابید.
در همان شب بَلْشصَّر پادشاه كلدانیان كشته شد.
زیرا اگرچه مثل خارها به همپیچیده و مانند میگساران مست بشوند، لیكن چون كاهِ خشك بالّكل سوخته خواهند شد.
پس چون به خانهٔ رئیس کنیسه رسیدند، جمعی شوریده دید که گریه و نوحه بسیار مینمودند.
چون نزدیک به دروازه شهر رسید، ناگاه میّتی را که پسر یگانه بیوه زنی بود میبردند و انبوهی کثیر از اهل شهر، با وی میآمدند.