اما چون سَنْبَلَّطِ حَرُونی و طُوبیای غلام عَمّونی و جَشَمِ عَرَبی این را شنیدند، ما را استهزا نمودند و ما را حقیر شمرده، گفتند: «این چه كار است كه شما میكنید؟ آیا بر پادشاه فتنه میانگیزید؟»
TSK
TSK · اِرميا 41:10
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و در آن روزها نیز بسیاری از بزرگان یهودا مكتوبات نزدطُوبیا میفرستادند و مكتوبات طُوبیا نزد ایشان میرسید،
خداوند چنین میفرماید: «این شخص را بیاولاد و كسی كه در روزگار خود كامیاب نخواهد شد بنویس، زیرا كه هیچكس از ذریت وی كامیاب نخواهد شد و بر كرسی داود نخواهد نشست، و بار دیگر در یهودا سلطنت نخواهدنمود.»
و چون تمامی سرداران لشكر كه در صحرا بودند و مردان ایشان شنیدند كه پادشاه بابل جَدَلیا ابن اخیقام را بر زمین نصب كرده و مردان و زنان و اطفال و فقیران زمین را كه به بابل برده نشده بودند، به او سپرده است،
و او را گفتند: «آیا هیچ میدانی كه بَعْلِیس پادشاه بنیعّمون اسماعیل بن نَتَنْیا را فرستاده است تا تو را بكشد؟» اما جدلیا ابن اخیقام ایشان را باور نكرد.
یعنی مردان و زنان و اطفال و دختران پادشاه و همه كسانی را كه نبوزردان رئیس جلاّدان، به جدلیا ابن اخیقام بن شافان سپرده بود و ارمیای نبی و باروك بن نیریا را.