TSK

TSK · اِرميا 6:26

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

Back to passage

صدای‌ ترسها در گوش‌ وی‌ است‌. در وقت‌ سلامتی‌ تاراج‌كننده‌ بر وی‌ می‌آید.

بنابراین‌ گفتم‌ نظر خود را از من‌ بگردانید زیرا كه‌ با تلخی‌ گریه‌ می‌كنم‌. برای‌ تسلّی‌ من‌ دربارۀ خرابی‌ دختر قومم‌ الحاح‌ مكنید.

از این‌ جهت‌ این‌ گناه‌ برای‌ شما مثل‌ شكاف‌ نزدیك‌ به‌ افتادن‌ كه‌ در دیوار بلند پیش‌ آمده‌ باشد و خرابی‌ آن‌ در لحظه‌ای‌ بغتةًپدید آید خواهد بود.

از این‌ جهت‌ پلاس‌ پوشیده‌، ماتم‌ گیرید و ولوله‌ كنید زیرا كه‌ حدّت‌ خشم‌ خداوند از ما برنگشته‌ است‌.

شكستگی‌ بر شكستگی‌ اعلان‌ شده‌ زیرا كه‌ تمام‌ زمین‌ غارت‌ شده‌ است‌ و خیمه‌های‌ من‌ بغتةً و پرده‌هایم‌ ناگهان‌ به‌ تاراج‌ رفته‌ است‌.

اینك‌ آواز تضرّع‌ دختر قوم‌ من‌ از زمین‌ دور می‌آید كه‌ آیا خداوند در صهیون‌ نیست‌ و مگر پادشاهش‌ در آن‌ نیست‌؟ پس‌ چرا خشم‌ مرا به‌ بُتهای‌ خود و اباطیل‌ بیگانه‌ به‌ هیجان‌ آوردند؟

برای‌ كوهها گریه‌ و نوحه‌گری‌ و برای‌ مرتعهای‌ بیابان‌ ماتم‌ برپا می‌كنم‌ زیرا كه‌ سوخته‌ شده‌ است‌ و احدی‌ از آنها گذر نمی‌كند و صدای‌ مواشی‌ شنیده‌ نمی‌شود. هم‌ مرغان‌ هوا و هم‌ بهایم‌ فرار كرده‌ و رفته‌اند.

بر تمامی‌ بلندیهای‌ صحرا، تاراج‌كنندگان‌ هجوم‌ آوردند زیرا كه‌ شمشیر خداوند از كنار زمین‌ تا كنار دیگرش‌ هلاك‌ می‌كند و برای‌ هیچ‌ بشری‌ ایمنی‌ نیست‌.

پس‌ این‌ كلام‌ را به‌ ایشان‌ بگو: چشمان‌ من‌ شبانه‌روز اشك‌ می‌ریزد و آرامی‌ ندارد زیرا كه‌ آن‌ دوشیزه‌ یعنی‌ دختر قوم‌ من‌ به‌ شكستگی‌ عظیم‌ و صدمه‌ بی‌نهایت‌ سخت‌ شكسته‌ شده‌ است‌.

و در آن‌ روز كشتگان‌ خداوند از كران‌ زمین‌ تا كران‌دیگرش‌ خواهند بود. برای‌ ایشان‌ ماتم‌ نخواهند گرفت‌ و ایشان‌ را جمع‌ نخواهند كرد و دفن‌ نخواهند نمود بلكه‌ بر روی‌ زمین‌ سرگین‌ خواهند بود.

شبانگاه‌ زارزار گریه‌ می‌كند و اشكهایش‌ بر رخسارهایش‌ می‌باشد. از جمیع‌ محبّانش‌ برای‌ وی‌ تسلّی ‌دهنده‌ای‌ نیست‌. همه‌ دوستانش‌ بدو خیانت‌ ورزیده‌، دشمن‌ او شده‌اند.

چشمان‌ من‌ از اشكها كاهیده‌ شد و احشایم‌ به‌ جوش‌ آمده‌ و جگرم‌ به‌ سبب‌ خرابی‌ دختر قوم‌ من‌ بر زمین‌ ریخته‌ شده‌ است‌. چونكه‌ اطفال‌ و شیرخوارگان‌ در كوچه‌های‌ شهر ضعف‌ می‌كنند.

شغالها تیز پستانهای‌ خود را بیرون‌ آورده‌، بچه‌های‌ خویش‌ را شیر می‌دهند. امّا دختر قوم‌ من‌ مانند شتر مرغِ برّی‌، بیرحم‌ گردیده‌ است‌.

زنان‌ مهربان‌، اولاد خود را می‌پزند به‌ دستهای‌ خویش‌. و آنها در هلاكت‌ دختر قوم‌ من‌ غذای‌ ایشان‌ هستند.

و پلاس‌ در بر می‌كنند و وحشت‌ ایشان‌ را می‌پوشاند و بر همه‌ چهره‌ها خجلت‌ و بر جمیع‌ سرها گری‌ می‌باشد.

و عیدهای‌ شما را به‌ ماتم‌ و همه‌ سرودهای‌ شما را به‌ مرثیه‌ها مبدّل‌ خواهم‌ ساخت‌. و بر هر كمر پلاس‌ و بر هر سر گری‌ برخواهم‌ آورد و آن‌ را مثل‌ ماتم‌ پسر یگانه‌ و آخرش‌ را مانند روز تلخی‌ خواهم‌ گردانید.

به‌ این‌ سبب‌ ماتم‌ گرفته‌، وِلْوَلَه‌ خواهم‌ نمود و برهنه‌ و عریان‌ راه‌ خواهم‌ رفت‌ و مثل‌ شغالها ماتم‌ خواهم‌ گرفت‌ و مانند شتر مرغهانوحه‌گری‌ خواهم‌ نمود.

چون نزدیک به دروازه شهر رسید، ناگاه میّتی را که پسر یگانه بیوه زنی بود می‌بردند و انبوهی کثیر از اهل شهر، با وی می‌آمدند.

هان ای دولتمندان، بجهت مصیبتهایی که بر شما وارد می‌آید، گریه و وِلوِله نمایید.