TSK

TSK · مزامير 3:6

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

Back to passage

و چون‌ خادمِ مردِ خدا صبح‌ زود برخاسته‌، بیرون‌ رفت‌، اینك‌ لشكری‌ با سواران‌ و ارابه‌ها شهر را احاطه‌ نموده‌ بودند. پس‌ خادمش‌ وی‌ را گفت‌: «آه‌ ای‌ آقایم‌ چه‌ بكنیم‌؟»

چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی؛ عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد.

پس نخواهیم ترسید، اگر چه جهان مبدل گردد و کوه‌ها در قعر دریا به لرزش آید.

جمیع امّت‌ها مرا احاطه کردند، لیکن به نام خداوند ایشان را هلاک خواهم کرد.

حینی‌ كه‌ به‌ راه‌ می‌روی‌ تو را هدایت‌ خواهدنمود، و حینی‌ كه‌ می‌خوابی‌ بر تو دیده‌بانی‌ خواهد كرد، و وقتی‌ كه‌ بیدار شوی‌ با تو مكالمه‌ خواهد نمود.