او گفت: «بیرون آی و به حضور خداوند در كوه بایست.» و اینك خداوند عبور نمود و بادعظیم سخت كوهها را مُنْشَق ساخت و صخرهها را به حضور خداوند خرد كرد؛ اما خداوند در باد نبود. و بعد از باد، زلزله شد اما خداوند در زلزله نبود.
TSK
TSK · مزامير 46:3
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و گفتم تا به اینجا بیا و تجاوز منما، و در اینجا امواج سركش تو بازداشته شود؟
ای خداوند سیلابها برافراشتهاند سیلابها آواز خود را برافراشتهاند. سیلابها خروش خود را برافراشتهاند.
پس الا´ن ای ساكنان اورشلیم و مردان یهودا، در میان من و تاكستان من حكم كنید.
هرآینه كوهها زایل خواهد شد و تلّها متحرّك خواهد گردید، لیكن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحرّك نخواهد گردید. خداوند كه بر تو رحمت میكند این را میگوید.
خداوند میگوید آیا از من نمیترسید و آیا از حضور من نمیلرزید كه ریگ را به قانون جاودانی، حدّ دریا گذاشتهام كه از آن نتواند گذشت و اگر چه امواجش متلاطم شود غالب نخواهد آمد و هر چند شورش نماید اما از آن تجاوز نمیتواند كرد؟
كوهها از او متزلزل و تلّها گداخته میشوند و جهان از حضور وی متحرّك میگردد و ربع مسكون و جمیع ساكنانش.
و هر جزیره گریخت و کوهها نایاب گشت،