نمازهای ساعتی

ساعت کنونی

دعای صبح - ساعت اوّل

خدا را برای شب سپاس می‌گوییم و از او می‌خواهیم روز نو را با نور قیام مسیح روشن سازد.

مقدمهٔ هر ساعت

به نام پدر و پسر و روح‌القدس

خدای واحد. آمین.

ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، برکت ده. آمین.

جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس، اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.

دعای ربانی

پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.

ملکوت تو بیاید. ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما را رهایی ده. زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است، آمین.

دعای شکرگزاری

بیایید شکر گوییم صانع نیکی‌ها، خدای رحیم، پدرِ خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح را؛ زیرا که ما را پوشانید و یاری کرد، و نگاه داشت، و نزد خود پذیرفت، و بر ما ترحم فرمود و تقویتمان کرد، و ما را به این ساعت رسانید. او را نیز از وی بخواهیم که ما را در این روزِ مقدس و همۀ ایامِ زندگی‌مان به‌کمالِ سلامتی حفظ فرماید؛ ای خداوندِ خدای ما، قادرِ مطلق.

ای سرور، ای خدا، ای قادر مطلق، ای پدرِ خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح، تو را شکر می‌گوییم در هر حال و برای هر حال و در همۀ احوال؛ زیرا که ما را پوشانیدی و یاری نمودی، و نگاه داشتی، و نزدِ خود پذیرفتی، و بر ما ترحم فرمودی، و تقویت کردی، و به این ساعت رسانیدی.

بدین سبب از نیکیِ تو مسئلت و درخواست می‌کنیم، ای دوستدارِ انسان‌ها؛ به ما عطا فرما تا این روزِ مقدس و همۀ ایامِ زندگی‌مان را به‌سلامت، با ترس تو، به پایان رسانیم. هر حسد، و هر آزمایش، و هر فعلِ شیطان، و دسیسۀ مردمانِ بدکار، و قیامِ دشمنانِ نهان و آشکار را از ما و از تمامی قوم تو و از این مکانِ مقدس بردار. اما نیکی‌ها و سودمندی‌ها را روزیِ ما کن. زیرا تویی که به ما اقتدار دادی تا بر مارها و عقرب‌ها و همۀ قوّتِ دشمن پای نهیم. و ما را در آزمایش میاور؛ بلکه از شریر رهایی ده.

به فیض و رأفت‌ها و محبتِ انسان‌ها دوستی که از آنِ پسرِ یگانۀ تو، خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح است؛ او که از طریقِ او، جلال و اکرام و عزّت و سجده سزاوارِ توست، با او و با روح‌القدسِ مُحییِ هم‌مرتبه با تو، اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.

مزمور 50

خدا، خدا یهوه تکلّم می‌کند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا به مغربش می‌خواند.

از صهیون که کمال زیبایی است، خدا تجلّی نموده است.

خدای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می‌بلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود.

آسمان را از بالا می‌خواند و زمین را، تا قوم خود را داوری کند،

مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند.

و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور است، سلاه.

ای قوم من بشنوتا سخن گویم، و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو من هستم.

دربارهٔٔ قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم و قربانی‌های سوختنیِ تو دائماً در نظر من است.

گوسالهای از خانهٔ تو نمی‌گیرم و نه بزی از آغل تو.

زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند.

همهٔ پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند.

اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است.

آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟

برای خدا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما.

پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.

و امّا به شریر خدا می‌گوید، ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟

چونکه تو از تأدیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشتسر خود انداخته‌ای.

چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است.

دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند.

نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی.

این را کردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد.

ای فراموشکنندگان خدا، در این تفکر کنید! مبادا شما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد.

هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.

آغاز دعا (بیایید سجده کنیم - پولس - از ایمانِ کلیسا): -

بیایید سجده کنیم: بیایید سجده کنیم، بیایید از مسیح، خدایِ ما، درخواست کنیم. بیایید سجده کنیم، بیایید از مسیح، پادشاهِ ما، طلب کنیم. بیایید سجده کنیم، بیایید به مسیح، نجات‌دهندۀ ما، تضرع کنیم. ای خداوندِ ما عیسی مسیح، کلمۀ خدا، خدایِ ما، به شفاعت قدیسه مریم و همۀ قدیسانت، ما را محفوظ بدار و بگذار با آغازی نیکو آغاز کنیم. بر ما رحم کن، بر حسب ارادۀ خود تا ابد. شب سپری شد؛ تو را شکر می‌کنیم، ای خداوندا، و از تو می‌خواهیم که ما را در این روز بی‌گناه نگاه داری و نجاتمان ده.

پولس از رسالۀ به افسسیان (4: 1-5): از شما التماس می‌کنم، من که در خداوند اسیرم، که شایستۀ دعوتی که بدان خوانده شده‌اید رفتار کنید، با همۀ تواضع و فروتنی و شکیبایی، و یکدیگر را با محبت تحمل نمایید، و بشتابید تا یگانگیِ روح را به بندِ صلحِ کامل نگاه دارید؛ تا بدنی واحد و روحی واحد باشید، چنان‌که در یک امیدِ دعوتِ خود خوانده شده‌اید؛ یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید.

از ایمانِ کلیسا: واحد است خدا، پدرِ همگان. واحد است نیز پسرِ او، عیسی مسیح، کلمه، که تجسّم یافت و مرد و در روزِ سوم از مردگان برخاست و ما را با خود برخیزانید. واحد است روح‌القدس، تسلّی‌دهنده، واحد در اقنومِ خویش، صادر از پدر، که تمامی آفرینش را پاک می‌گرداند. ما را می‌آموزاند که برای ثالوثِ قدوس با الوهیتی واحد و طبعی واحد سجده کنیم و تمجید نماییم. او را تا ابد تسبیح و برکت می‌دهیم. آمین.

رسالهٔ پولس رسول (افسسیان 4:1-5)

لهذا من که در خداوند اسیر می‌باشم، از شما استدعا دارم که به شایستگی آن دعوتی که به آن خوانده شده‌اید، رفتار کنید،

با کمال فروتنی و تواضع و حلم، و متحمّل یکدیگر در محبّت باشید؛

و سعی کنید که یگانگی روح را در رشتهٔ سلامتی نگاه دارید.

یک جسد هست و یک روح، چنانکه نیز دعوت شده‌اید در یک امیدِ دعوت خویش.

یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید؛

دعای باکرِ روزِ مبارک را به مسیح پادشاه و خدایم تقدیم می‌کنم و از او می‌خواهم گناهانم را بیامرزد.

از مزامیرِ پدرِ ما داودِ نبی، برکاتش بر ما باد. آمین.

دعای صبحِ این روز مبارک،

خوشابحال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند؛

بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر می‌کند.

پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوهٔٔ خود را در موسمش می‌دهد، و برگش پژمرده نمی‌گردد و هر آنچه می‌کند نیک انجام خواهد بود.

شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده می‌کند.

لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و نه گناهکاران در جماعت عادلان.

زیرا خداوند طریق عادلان را می‌داند، ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد.

از مزامیرِ پدرِ ما داوودِ نبی و پادشاه،

چرا امّت‌ها شورش نموده‌اند و طوائف در باطل تفکر می‌کنند؟

پادشاهان زمین برمی‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او؛

که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم.

او که بر آسمانها نشسته است می‌خندد. خداوند بر ایشان استهزا می‌کند.

آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت.

و من پادشاه خود را نصب کرده‌ام، بر کوه مقدّس خود صهیون.

فرمان را اعلام می‌کنم، خداوند به من گفته است، تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم.

از من درخواست کن و امّت‌ها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید.

ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست؛ مثل کوزهٔ کوزه‌گر آنها را خرد خواهی نمود.

و الآن ای پادشاهان تعّقل نمایید! ای داوران جهان متنبّه گردید!

خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید!

پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می‌شود. خوشابحال همهٔٔ آنانی که بر او توکّل دارند.

مزمور 1

خوشابحال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند؛

بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت او تفکر می‌کند.

پس مثل درختی نشانده نزد نهرهای آب خواهد بود، که میوهٔٔ خود را در موسمش می‌دهد، و برگش پژمرده نمی‌گردد و هر آنچه می‌کند نیک انجام خواهد بود.

شریران چنین نیستند، بلکه مثل کاهند که باد آن را پراکنده می‌کند.

لهذا شریران در داوری نخواهند ایستاد و نه گناهکاران در جماعت عادلان.

زیرا خداوند طریق عادلان را می‌داند، ولی طریق گناهکاران هلاک خواهد شد.

مزمور 2

چرا امّت‌ها شورش نموده‌اند و طوائف در باطل تفکر می‌کنند؟

پادشاهان زمین برمی‌خیزند و سروران با هم مشورت نموده‌اند، به ضد خداوند و به ضد مسیح او؛

که بندهای ایشان را بگسلیم و زنجیرهای ایشان را از خود بیندازیم.

او که بر آسمانها نشسته است می‌خندد. خداوند بر ایشان استهزا می‌کند.

آنگاه در خشم خود بدیشان تکّلم خواهد کرد و به غضب خویش ایشان را آشفته خواهد ساخت.

و من پادشاه خود را نصب کرده‌ام، بر کوه مقدّس خود صهیون.

فرمان را اعلام می‌کنم، خداوند به من گفته است، تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم.

از من درخواست کن و امّت‌ها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید.

ایشان را به عصای آهنین خواهی شکست؛ مثل کوزهٔ کوزه‌گر آنها را خرد خواهی نمود.

و الآن ای پادشاهان تعّقل نمایید! ای داوران جهان متنبّه گردید!

خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادی نمایید!

پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می‌شود. خوشابحال همهٔٔ آنانی که بر او توکّل دارند.

مزمور 3

ای خداوند دشمنانم چه بسیار شده‌اند.بسیاری به ضد من برمی‌خیزند.

بسیاری برای جان من می‌گویند، بجهت او در خدا خلاصی نیست. سلاه.

لیکن تو ای خداوند گرداگرد من سپر هستی، جلال من و فرازندهٔ سر من.

به آواز خود نزد خداوند می‌خوانم و مرا از کوه مقدّس خود اجابت می‌نماید. سلاه.

و امّا من خسبیده، به خواب رفتم و بیدار شدم زیرا خداوند مرا تقویّت می‌دهد.

از کرورهای مخلوق نخواهم ترسید که گرداگرد من صف بسته‌اند.

ای خداوند، برخیز! ای خدای من، مرا برهان! زیرا بر رخسار همهٔٔ دشمنانم زدی؛ دندانهای شریران را شکستی.

نجات از آن خداوند است و برکت تو بر قوم تو می‌باشد. سلاه.

مزمور 4

ای خدای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب فرما. در تنگی مرا وسعت دادی. بر من کرم فرموده، دعای مرا بشنو.

ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود، و بطالت را دوست داشته، دروغ را خواهید طلبید؟ سلاه.

امّا بدانید که خداوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است، و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنید.

خشم گیرید و گناه مورزید. در دلها بر بسترهای خود تفّکر کنید و خاموش باشید. سلاه.

قربانی‌های عدالت را بگذرانید و بر خداوند توکل نمایید.

بسیاری می‌گویند، کیست که به ما احسان نماید؟ ای خداوند نور چهرهٔ خویش را بر ما برافراز.

شادمانی در دل من پدید آورده‌ای، بیشتر از وقتی که غّله و شیرهٔ ایشان افزون گردید.

بسلامتی می‌خسبم و به خواب هم می‌روم زیرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن می‌سازی.

مزمور 5

ای خداوند، به سخنان من گوش بده! در تفکر من تأمل فرما!

ای پادشاه و خدای من، به آواز فریادم توجه کن زیرا که نزد تو دعا می‌کنم.

ای خداوند صبحگاهان آواز مرا خواهی شنید؛ بامدادان نزد تو آراسته می‌کنم و انتظار می‌کشم.

زیرا تو خدایی نیستی که به شرارت راغب باشی، و گناهکار نزد تو ساکن نخواهد شد.

متکبّران در نظر تو نخواهند ایستاد. از همهٔٔ بطالتکنندگان نفرت می‌کنی.

دروغ‌گویان را هلاک خواهی ساخت. خداوند شخص خونی و حیلهگر را مکروه می‌دارد.

و امّا من از کثرت رحمت تو به خانه‌ات داخل خواهم شد، و از ترس تو بسوی هیکل قدس تو عبادت خواهم نمود.

ای خداوند، به‌سبب دشمنانم مرا به عدالت خود هدایت نما و راه خود را پیش روی من راست گردان.

زیرا در زبان ایشان راستی نیست؛ باطن ایشان محض شرارت است؛ گلوی ایشان قبر گشاده است و زبانهای خود را جلا می‌دهند.

ای خدا، ایشان را ملزم ساز تا به‌سبب مشورتهای خود بیفتند، و به کثرت خطایای ایشان، ایشان را دور انداز زیرا که بر تو فتنه کرده‌اند،

و همهٔ متوکّلانت شادی خواهند کرد و تا به ابد ترنّم خواهند نمود. زیرا که ملجاء ایشان تو هستی و آنانی که اسم تو را دوست می‌دارند، در تو وجد خواهند نمود.

زیرا تو ای خداوند مرد عادل را برکت خواهی داد، او را به رضامندی مثل سپر احاطه خواهی نمود.

مزمور 6

ای خداوند، مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن!

ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمرده‌ام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است،

و جان من بشدت پریشان است. پس تو ای خداوند، تا به کی؟

ای خداوند، رجوع کن و جانم را خلاصی ده! به رحمت خویش مرا نجات بخش!

زیرا که در موت ذکر تو نمی‌باشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟

از نالهٔ خود وامانده‌ام! تمامی شب تختخواب خود را غرق می‌کنم، و بستر خویش را به اشکها تر می‌سازم!

چشم من از غصه کاهیده شد و به‌سبب همهٔٔ دشمنانم تار گردید.

ای همهٔٔ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند آواز گریهٔٔ مرا شنیده است!

خداوند استغاثهٔ مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود.

همهٔٔ دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید.

مزمور 8

ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تو در تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمانها گذارده‌ای!

از زبان کودکان و شیرخوارگان به‌سبب خصمانت قوّت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی.

چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشته‌ای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریده‌ای،

پس انسان چیست که او را به یاد آوری، و بنی‌آدم که از او تفقد نمایی؟

او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی.

او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی، و همه‌چیز را زیر پای وی نهادی،

گوسفندان و گاوان جمیعاً، و بهایم صحرا را نیز؛

مرغان هوا و ماهیان دریا را، و هر چه بر راه‌های آبها سیر می‌کند.

ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تو در تمامیِ زمین!

مزمور 11

بر خداوند توکل می‌دارم. چرا به جانم می‌گویید، مثل مرغ به کوه خود بگریزید؟

زیرا اینک، شریران کمان را می‌کشند و تیر را به زه نهاده‌اند، تا بر راست‌دلان در تاریکی بیندازند.

زیرا که ارکان منهدم می‌شوند و مرد عادل چه کند؟

خداوند در هیکل قدس خود است و کرسی خداوند در آسمان. چشمان او می‌نگرد، پلکهای وی بنی‌آدم را می‌آزماید.

خداوند مرد عادل را امتحان می‌کند؛ و امّا از شریر و ظلم‌دوست، جان او نفرت می‌دارد.

بر شریر دامها و آتش و کبریت خواهد بارانید، و باد سموم حصهٔ پیالهٔ ایشان خواهد بود.

زیرا خداوند عادل است و عدالت را دوست می‌دارد، و راستان روی او را خواهند دید.

مزمور 12

ای خداوند نجات بده زیرا که مرد مقدّس نابود شده است و امناء از میان بنی‌آدم نایاب گردیده‌اند!

همه به یکدیگر دروغ می‌گویند؛ به لبهای چاپلوس و دل منافق سخن می‌رانند.

خداوند همهٔٔ لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت، و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید،

که می‌گویند، به زبان خویش غالب می‌آییم. لبهای ما با ما است. کیست که بر ما خداوند باشد؟

خداوند می‌گوید، به‌سبب غارت مسکینان و نالهٔ فقیران، الآن برمی‌خیزم و او را در نجاتی که برای آن آه می‌کشد، برپا خواهم داشت.

کلام خداوند کلام طاهر است، نقرهٔ مصفای در قالِ زمین که هفت مرتبه پاک شده است.

تو ای خداوند ایشان را محافظت خواهی نمود؛ از این طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود.

شریران به هر جانب می‌خرامند، وقتی که خباثت در بنی‌آدم بلند می‌شود.

مزمور 14

احمق در دل خود می‌گوید که خدایی نیست. کارهای خود را فاسد و مکروه ساخته‌اند و نیکوکاری نیست.

خداوند از آسمان بربنی‌آدم نظر انداخت تا ببیند که آیا فهیم و طالب خدایی هست.

همه روگردانیده، با هم فاسد شده‌اند. نیکوکاری نیست یکی هم نی.

آیا همهٔٔ گناهکاران بی‌معرفت هستند که قوم مرا می‌خورند، چنانکه نان می‌خورند، و خداوند را نمی‌خوانند؟

آنگاه ترس بر ایشان مستولی شد، زیرا خدا در طبقهٔ عادلان است.

مشورت مسکین را خجل می‌سازید چونکه خداوند ملجای اوست.

کاش که نجات اسرائیل از صهیون ظاهر می‌شد! چون خداوند اسیریِ قوم خویش را برگردانَدْ، یعقوب وجد خواهد نمود و اسرائیل شادمان خواهد گردید.

مزمور 15

ای خداوند کیست که در خیمهٔٔ تو فرود آید؟ و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد؟

آنکه بی‌عیب سالک باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راستگو باشد؛

که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایهٔٔ خود بدی نکند و دربارهٔٔ اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛

که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد؛ و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد.

نقرهٔ خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی‌گناه نمی‌گیرد. آنکه این را به جا آوَرَد، تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد.

مزمور 18

ای خداوند ! ای قوّت من! تو را محبّت می‌نمایم.

خداوند صخرهٔ من است و ملجا و نجات‌دهندهٔٔ من. خدایم صخرهٔ من است که در او پناه می‌برم. سپر من و شاخ نجاتم و قلعهٔ بلند من.

خداوند را که سزاوار کل حمد است، خواهم خواند. پس، از دشمنانم رهایی خواهم یافت.

رَسَنهای موت مرا احاطه کرده، و سیلابهای شرارت مرا ترسانیده بود.

رَسَنهای گور دور مرا گرفته بود و دامهای موت پیش روی من درآمده.

در تنگی خود خداوند را خواندم و نزد خدای خویش استغاثه نمودم. او آواز مرا از هیکل خود شنید و استغاثهٔ من به حضورش به گوش وی رسید.

زمین متزلزل و مرتعش شده، اساس کوه‌ها بلرزید و متزلزل گردید چونکه خشم او افروخته شد.

دُخان از بینی او برآمد و نار از دهانش ملتهب گشت و آتشها از آن افروخته گردید.

آسمان را خم کرده، نزول فرمود و زیر پای وی تاریکی غلیظ می‌بود.

برکروبی سوار شده، پرواز نمود و بر بالهای باد طیران کرد.

تاریکی را پردهٔ خود و خیمه‌ای گرداگرد خویش بساخت، تاریکی آبها و ابرهای متراکم را.

از تابشِ پیش روی وی ابرهایش می‌شتافتند، تگرگ و آتشهای افروخته.

و خداوند از آسمان رعد کرده، حضرت اعلی آواز خود را بداد، تگرگ و آتشهای افروخته را.

پس تیرهای خود را فرستاده، ایشان را پراکنده ساخت، و برقها بینداخت و ایشان را پریشان نمود.

آنگاه عمق‌های آب ظاهر شد و اساس ربع مسکون مکشوف گردید، از تنبیه تو ای خداوند، از نَفْخِهٔ باد بینی تو!

پس، از اعلیٰ فرستاده، مرا برگرفت و از آبهای بسیار بیرون کشید.

و مرا از دشمنان زورآورم رهایی داد و از خصمانم، زیرا که از من تواناتر بودند.

در روز بلای من پیش رویم درآمدند، لیکن خداوند تکیه‌گاه من بود.

و مرا بجای وسیع بیرون آورد؛ مرا نجات داد زیرا که در من رغبت می‌داشت.

خداوند موافق عدالتم مرا جزا داد و به حسب طهارت دستم مرا مکافات رسانید.

زیرا که راه‌های خداوند را نگاه داشته، و به خدای خویش عصیان نورزیده‌ام،

و جمیع احکام او پیش روی من بوده است و فرائض او را از خود دور نکرده‌ام،

و نزد او بی‌عیب بوده‌ام و خویشتن را از گناه خود نگاه داشته‌ام.

پس خداوند مرا موافق عدالتم پاداش داده است و به حسب طهارت دستم در نظر وی.

خویشتن را با رحیم، رحیم می‌نمایی، و با مرد کامل، خود را کامل می‌نمایی.

خویشتن را با طاهر، طاهر می‌نمایی و با مکار، به مکر رفتار می‌کنی.

زیرا قوم مظلوم را خواهی رهانید و چشمان متکبران را به زیر خواهی انداخت.

زیرا که تو چراغ مرا خواهی افروخت؛ یهوه خدایم تاریکی مرا روشن خواهد گردانید.

زیرا به مدد تو بر فوجها حمله می‌برم و به خدای خود از حصارها برمی‌جهم.

و امّا خدا، طریق او کامل است و کلام خداوند مُصَفیٰ. او برای همهٔٔ متوکلان خود سپر است؛

زیرا کیست خدا غیر از یهوه؟ و کیست صخرهای غیر از خدای ما؟

خدایی که کمر مرا به قوّت بسته و راه‌های مرا کامل گردانیده است.

پایهای مرا مثل آهو ساخته و مرا به مُقامهای اعلای من برپا داشته است.

دستهای مرا برای جنگ تعلیم داده است، که کمان برنجین به بازویمن خم شد.

سپر نجات خود را به من داده‌ای. دست راستت عمود من شده و مهربانی تو مرا بزرگ ساخته است.

قدمهایم را زیرم وسعت دادی که پایهای من نلغزید.

دشمنان خود را تعاقب نموده، بدیشان خواهم رسید و تا تلف نشوند بر نخواهم گشت.

ایشان را فرو خواهم کوفت که نتوانند برخاست و زیر پاهای من خواهند افتاد.

زیرا کمر مرا برای جنگ به قوّت بستهای و مخالفانم را زیر پایم انداخته‌ای.

گردنهای دشمنانم را به من تسلیم کرده‌ای تا خصمان خود را نابود بسازم.

فریاد برآوردند امّا رهاننده‌ای نبود؛ نزد خداوند، ولی ایشان را اجابت نکرد.

ایشان را چون غبار پیش باد ساییده‌ام؛ مثل گِلِ کوچه‌ها ایشان را دور ریختهام.

مرا از منازعه قوم رهانیده، سر امّت‌ها ساخته‌ای. قومی را که نشناخته بودم، مرا خدمت می‌نمایند.

به مجرد شنیدن، مرا اطاعت خواهند کرد؛ فرزندان غربا نزد من تذلّل خواهند نمود.

فرزندان غربا پژمرده می‌شوند و در قلعه‌های خود خواهند لرزید.

خداوند زنده است و صخرهٔ من متبارک باد، و خدای نجات من متعال!

خدایی که برای من انتقام می‌گیرد و قومها را زیر من مغلوب می‌سازد.

مرا از دشمنانم رهانیده، برخصمانم بلند کرده‌ای و از مرد ظالم مرا خلاصی داده‌ای!

لهذا ای خداوند تو را در میان امّت‌ها حمد خواهم گفت و به نام تو سرود خواهم خواند،

که نجات عظیمی به پادشاه خود داده و به مسیح خویش رحمت نموده است. یعنی به داودو ذُرّیَت او تا ابدالآباد.

مزمور 24

زمین و پُری آن از آن خداوند است، ربعمسکون و ساکنان آن.

زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانید.

کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیست که به مکان قدس او ساکن شود؟

او که پاک دست و صافدل باشد، که جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد.

او برکت را از خداوند خواهد یافت، و عدالت را از خدای نجات خود.

این است طبقهٔ طالبان او، طالبان روی تو ای یعقوب. سِلاه.

ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلالداخل شود!

این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند که در جنگ جبار است!

ای دروازه‌ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود!

این پادشاه جلال کیست؟ یَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست! سلاه.

مزمور 26

ای خداوند، مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نموده‌ام و بر خداوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید.

ای خداوند مرا امتحان کن و مرا بیازما. باطن و قلب مرا مصفّی گردان.

زیرا که رحمت تو در مدّ نظر من است و در راستی تو رفتار نموده‌ام؛

با مردان باطل ننشستهام و با منافقین داخل نخواهم شد.

از جماعت بدکاران نفرت می‌دارم و با طالحین نخواهم نشست.

دستهای خود را در صفا می‌شویم. مذبح تو را ای خداوند طواف خواهم نمود،

تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو را اخبار نمایم.

ای خداوند محل خانهٔ تو را دوست می‌دارم و مقام سکونت جلال تو را.

جانم را با گناهکارانجمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خونریز،

که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پر از رشوه است.

و امّا من در کمال خود سالک می‌باشم. مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما.

پایم در جای هموار ایستاده است. خداوند را در جماعتها متبارک خواهم خواند.

مزمور 62

جان من فقط برای خدا خاموشمی‌شود زیرا که نجات من از جانب اوست.

او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من. پس بسیار جنبش نخواهم خورد.

تا به کی بر مردی هجوم می‌آورید تا همگی شما او را هلاک کنید مثل دیوارِ خمشده و حصارِ جنبش خورده؟

در این فقط مشورت می‌کنند که او را از مرتبهاش بیندازند. و دروغ را دوست می‌دارند. به زبان خود برکت می‌دهند و در دل خود لعنت می‌کنند، سلاه.

ای جان من، فقط برای خدا خاموش شو زیرا که امید من از وی است.

او تنها صخره و نجات من است و قلعهٔ بلند من تا جنبش نخورم.

برخداست نجات و جلال من. صخرهٔ قوّت من و پناه من در خداست.

ای قوم همه وقت بر او توکّل کنید و دلهای خود را به حضور وی بریزید. زیرا خدا ملجای ماست، سِلاه.

البته بنی‌آدم بطالتاند و بنیبشر دروغ. در ترازو بالا می‌روند زیرا جمیعاً از بطالت سبکترند.

بر ظلم توکّل مکنید و بر غارت مغرور مشوید. چون دولت افزوده شود دل در آن مبندید.

خدا یک بار گفته است و دو بار این را شنیده‌ام که قوّت از آن خداست.

ای خداوند رحمت نیز از آن تو است، زیرا به هر کس موافق عملش جزا خواهی داد.

مزمور 66

ای تمامیِ زمین، برای خدا بانگ شادمانی بزنید!

جلال نام او را بسرایید، و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید!

خدا را گویید، چه مَهیب است کارهای تو! از شدت قوّت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد!

تمامیِ زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و به نام تو ترنم خواهند نمود. سِلاه.

بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید. او درکارهای خود به بنی‌آدم مهیب است.

دریا را به خشکی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور کردند. در آنجا بدو شادی نمودیم.

در تواناییِ خود تا به ابد سلطنت می‌کند و چشمانش مراقب امّت‌ها است. فتنهانگیزانْ خویشتن را برنیفرازند، سِلاه.

ای قومها، خدای ما را متبارک خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید.

که جانهای ما را در حیات قرار می‌دهد و نمی‌گذارد که پایهای ما لغزش خورد.

زیرا ای خدا تو ما را امتحان کرده‌ای و ما را غال گذاشته‌ای چنانکه نقره را غال می‌گذارند.

ما را به دام درآوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی.

مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و به آتش و آب در آمدیم. پس ما را به جای خرم بیرون آوردی.

قربانی‌های سوختنی به خانهٔ تو خواهم آورد. نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود،

که لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگیِ خود آنها را به زبان خود آوردم.

قربانی‌های سوختنیِ پرواری را نزد تو خواهم گذرانید. گوساله‌ها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم کرد، سلاه.

ای همهٔٔ خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم.

به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود.

اگر بدی را در دل خود منظور می‌داشتم، خداوند مرا نمی‌شنید.

لیکن خدا مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده.

متبارک باد خدا که دعای مرا از خود، و رحمت خویش را از من برنگردانیده است.

مزمور 69

خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.

در خَلاب ژرف فرو رفته‌ام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده‌ام و سیل مرا می‌پوشاند.

از فریاد خود خسته شده‌ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است.

آنانی که بی‌سبب از من نفرت دارند، از مویهای سرم زیاده‌اند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم، رد کردم.

ای خدا، تو حماقت مرا می‌دانی و گناهانم از تو مخفی نیست.

ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو به‌سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو به‌سبب من رسوا نگردند.

زیرا به خاطر تو متحمل عار گردیده‌ام و رسوایی روی من، مرا پوشیده است.

نزد برادرانم اجنبی شده‌ام و نزد پسران مادر خود غریب.

زیرا غیرت خانهٔ تو مرا خورده است و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردیده.

روزه داشته، جان خود را مثل اشک ریختهام. و این برای من عار گردیده است.

پلاس را لباس خود ساخته‌ام و نزد ایشان ضربالمثل گردیده‌ام.

دروازه نشینان دربارهٔٔ من حرف می‌زنند و سرود می‌گساران گشته‌ام.

و امّا من، ای خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو می‌کنم. ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستیِ نجات خود مرا مستجاب فرما.

مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم.

مگذار که سَیَلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد.

ای خداوند مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست. به کثرت رحمانیتت بر من توجه نما،

و روی خود را از بنده‌ات مپوشان زیرا در تنگی هستم. مرا بزودی مستجاب فرما.

به جانم نزدیک شده، آن را رستگار ساز. به‌سبب دشمنانم مرا فدیه ده.

تو عار و خجالت و رسوایی مرا می‌دانی و جمیع خصمانم پیش نظر تواند.

عار، دلِ مرا شکسته است و به شدت بیمار شده‌ام. انتظار مُشْفِقی کشیدم، ولی نبود و برای تسلیدهندگان، امّا نیافتم.

مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند.

پس مائدهٔ ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند، دامی باشد.

چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان.

خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد.

خانه‌های ایشان مخروبه گردد و در خیمه‌های ایشان هیچ‌کس ساکن نشود.

زیرا برکسی که تو زده‌ای جفا می‌کنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان می‌نمایند.

گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند.

از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند.

و امّا من، مسکین و دردمند هستم. پس ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد.

و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود.

و این پسندیدهٔ خدا خواهد بود، زیاده از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد.

حلیمان این را دیده، شادمان شوند، و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد،

زیرا خداوند فقیران را مستجاب می‌کند و اسیران خود را حقیر نمی‌شمارد.

آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنها می‌جنبد.

زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند.

و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید.

مزمور 112

هللویاه! خوشابحال کسی که از خداوند می‌ترسد و در وصایای او بسیار رغبت دارد.

ذرّیتش در زمین زورآور خواهند بود. طبقه راستان مبارک خواهند شد.

توانگری و دولت در خانهٔ او خواهد بود و عدالتش تا به ابد پایدار است.

نور برای راستان در تاریکی طلوع می‌کند. او کریم و رحیم و عادل است.

فرخنده است شخصی که رئوف و قرض دهنده باشد. او کارهای خود را به انصاف استوار می‌دارد.

زیرا که تا به ابد جنبش نخواهد خورد. مرد عادل تا به ابد مذکور خواهد بود.

از خبر بد نخواهد ترسید. دل او پایدار است و بر خداوند توکّل دارد.

دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند.

بذل نموده، به فقرا بخشیده است؛ عدالتش تا به ابد پایدار است. شاخ او با عزّت افراشته خواهد شد.

شریر این را دیده، غضبناک خواهد شد. دندانهای خود را فشرده، گداخته خواهد گشت. آرزوی شریران زایل خواهد گردید.

مزمور 142

به آواز خود نزد خداوند فریاد برمی‌آورم. به آواز خود نزد خداوند تضرّع می‌نمایم.

ناله خود را در حضور او خواهم ریخت. تنگیهای خود را نزد او بیان خواهم کرد.

وقتی که روح من در من مدهوش می‌شود. پس تو طریقت مرا دانسته‌ای. در راهی که می‌روم دام برای من پنهان کرده‌اند.

به طرف راست بنگر و ببین که کسی نیست که مرا بشناسد. ملجا برای من نابود شد. کسی نیست که در فکر جان من باشد.

نزد تو ای خداوند فریاد کردم و گفتم که تو ملجا و حصّهٔ من در زمین زندگان هستی.

به ناله من توجّه کن زیرا که بسیار ذلیلم! مرا از جفاکنندگانم برهان، زیرا که از من زورآورترند.

جان مرا از زندان درآور تا نام تو راحمد گویم. عادلان گرداگرد من خواهند آمد زیرا که به من احسان نموده‌ای.

انجیل مقدس بر حسب قدیس یوحنا (1:1-17)

در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.

همان در ابتدا نزد خدا بود.

همه‌چیز به‌واسطهٔ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.

در او حیات بود و حیات نور انسان بود.

و نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافت.

شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود؛

او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به‌وسیلهٔ او ایمان آورند.

او آن نور نبود بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد.

آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر می‌گرداند و در جهان آمدنی بود.

او در جهان بود و جهان به‌واسطهٔ او آفریده شد و جهان او را نشناخت.

به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند؛

و امّا به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد،

که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولّد یافتند.

و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پُر از فیض و راستی؛ و جلال او را دیدیم، جلالی شایستهٔ پسر یگانهٔ پدر.

و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده، می‌گفت، این است آنکه دربارهٔ او گفتم آنکه بعد از من می‌آید، پیش از من شده است زیرا که بر من مقدّم بود.

و از پُری او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض،

زیرا شریعت به‌وسیلهٔ موسی عطا شد، امّا فیض و راستی به‌وسیلهٔ عیسی مسیح رسید.

سلام بر تو

سلام بر تو. از تو درخواست می‌کنیم، ای قدیسۀ پر از جلال، ای باکرۀ همیشگی، ای مادرِ خدا، مادرِ مسیح؛ دعاهای ما را به سوی پسرِ عزیزت برافراز تا گناهانِ ما را بیامرزد.

سلام بر آن که نورِ حقیقی، یعنی مسیح خدای ما، را برای ما زاییدی؛ ای باکرۀ قدیسه، از خداوند برای ما درخواست کن تا با جان‌های ما رحمت فرماید و گناهانِ ما را بیامرزد.

ای باکره مریم، مادرِ خدا، ای قدیسۀ شفیعۀ امینِ جنسِ بشری، برای ما در پیشگاهِ آن مسیح که او را زاییدی شفاعت کن تا بر ما فروغِ آمرزشِ گناهان عطا فرماید.

سلام بر تو، ای باکره، ای ملکهٔ حقیقی؛ سلام بر فخرِ جنسِ ما؛ عِمّانوئیل را برای ما زاییدی. از تو می‌خواهیم: ما را به یاد آور، ای شفیعۀ امین، در پیشگاهِ خداوندِ ما عیسی مسیح، تا گناهانِ ما را بیامرزد.

آغاز قانون ایمان

تو را بزرگ می‌شماریم، ای مادرِ نورِ حقیقی، و تو را تمجید می‌کنیم، ای باکرۀ قدیسه، مادرِ خدا؛ زیرا که نجات‌دهندۀ جهان را برای ما زاییدی؛ او آمد و جان‌های ما را نجات داد.

جلال از آنِ تو باد، ای سرور و پادشاهِ ما مسیح؛ فخرِ رسولان، اکلیلِ شهیدان، شادمانیِ صدیقان، استواریِ کلیساها، آمرزشِ گناهان.

ما به ثالوثِ قدوس بشارت می‌دهیم؛ الوهیتی واحد؛ او را سجده و تمجید می‌کنیم. ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، برکت ده. آمین.

سپس نمازگزار دعا می‌کند:

خداوندا، دعای ما را بشنو و بر ما رحم کن و گناهان ما را بیامرز. آمین.

(خداوندا، رحمت فرما) 41 بار

Κύριε ἐλέησον کیریه الِیسون (ای خداوند، رحم فرما) 41 بار

قدّوس قدّوس قدّوس

قدّوس، قدّوس، قدّوس، خداوندِ لشکرها. آسمان و زمین از جلال و حرمتِ تو پر شده است. ای خدا، ای پدرِ قادر مطلق، بر ما رحم کن. ای ثالوثِ قدوس، بر ما رحم کن. ای خداوند، ای خدایِ قوّات، با ما باش، زیرا که در تنگی‌ها و مصیبت‌های ما مددکاری جز تو نداریم.

ای خدا، بدی‌های ما را که به اراده و بی‌اراده کردیم، که با آگاهی و بی‌آگاهی به‌جا آوردیم، نهان و آشکار را بگشای و بیامرز و درگذر. ای خداوند، به‌خاطر نامِ قدوست که بر ما نامیده شده است، آن‌ها را بر ما بیامرز؛ بر حسب رحمتت، ای خداوند، نه بر حسب گناهانِ ما.

و ما را شایسته ساز تا با شکرگزاری بگوییم: ای پدرِ ما که در آسمانی...

آمرزش

ای خداوند، ای خدایِ قوّات، ای آن که پیش از دهر هستی و تا ابد باقی؛ تو که خورشید را برای روشناییِ روز آفریدی و شب را آرامشِ همۀ آدمیان ساختی؛ تو را شکر می‌کنیم، ای پادشاهِ ادوار، زیرا این شب را به سلامتی از سر گذراندی و ما را به آغازِ روز رسانیدی.

از این رو مسئلت می‌کنیم، ای پادشاهِ ما، پادشاهِ ادوار، که نورِ رویت بر ما بتابد، و روشناییِ معرفتِ الهی‌ات بر ما بتابد. و ای آقای ما، ما را پسرانِ نور و پسرانِ روز گردان، تا این روز را با پارسایی و پاکی و تدبیری نیکو بگذرانیم و باقیِ عمرِ خود را بی‌لغزش به کمال رسانیم. به فیض و رأفت و محبتِ انسان‌ها دوستیِ پسرِ یگانۀ تو عیسی مسیح، و عطیۀ روح‌القدسِ تو، اکنون و همه وقت و تا ابد. آمین.

آمرزش دیگر

ای برانگیزانندۀ نور تا روانه گردد، و آن که آفتابش را بر نیکان و بدان می‌تاباند، ای که نوری ساختی که بر عالم مسکون می‌درخشد؛ ای آقای کل، خردها و دل‌ها و فهم‌های ما را روشن ساز. به ما ببخش که در این روزِ حاضر خشنودت سازیم؛ و ما را از هر امرِ بد و از هر گناه، و از هر قوّتِ ضدّ نگاه دار؛ به مسیحِ عیسی، خداوندِ ما. همان که تو با او و با روح‌القدسِ مُحییِ هم‌مرتبه با تو مبارک هستی، اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار. آمین.

تضرعی که در پایانِ هر ساعت خوانده می‌شود

بر ما رحم کن، ای خدا، و باز بر ما رحم کن؛ ای آن که در هر وقت و هر ساعت، در آسمان و بر زمین، پرستیده و تمجید می‌شوی؛ مسیح، خدایِ نیکوی ما؛ دیرخشم، بسیاررحمت، سرشار از شفقت؛ آن که پارسایان را دوست می‌دارد و بر گناهکاران رحم می‌کند که من اوّل ایشانم؛ آن که مرگِ گناهکار را نمی‌خواهد، بلکه بازگشتِ او را و حیاتش را؛ آن که همگان را برای نجات فرا می‌خواند به‌سبب وعدۀ نیکویی‌هایِ آینده.

ای خداوند، در این ساعت و هر ساعت دعاهای ما را بپذیر. زندگیِ ما را آسان گردان، و ما را هدایت فرما تا به احکامِ تو عمل کنیم. ارواحِ ما را تقدیس کن. بدن‌های ما را طاهر ساز. اندیشه‌های ما را برپا دار. نیّاتِ ما را پاک نما. امراضِ ما را شفا ده و گناهانِ ما را بیامرز. و از هر حزنِ بد و اندوهِ دل رهایی‌مان ده. ما را به فرشتگانِ قدیست دربرگیر، تا در اردوی ایشان محفوظ و هدایت‌شده باشیم، تا برسیم به اتحادِ ایمان و به شناختِ جلالِ تو که نامحسوس و نامحدود است؛ زیرا تو تا ابد مبارک هستی. آمین.

خدایا، ما را شایسته ساز تا با شکرگزاری بگوییم: ای پدرِ ما که در آسمانی...