نمازهای ساعتی

ساعت کنونی

ساعت سوم - ترس

به یاد می‌آوریم مسیح را نزد پیلاطس، عروج او را، و فرود آمدن روح‌القدس را که دل‌های ما را نو می‌کند.

مقدمهٔ هر ساعت

به نام پدر و پسر و روح‌القدس

خدای واحد. آمین.

ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، رحم فرما. ای خداوند، برکت ده. آمین.

جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس، اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.

دعای ربانی

پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.

ملکوت تو بیاید. ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما را رهایی ده. زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است، آمین.

دعای شکرگزاری

بیایید شکر گوییم صانع نیکی‌ها، خدای رحیم، پدرِ خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح را؛ زیرا که ما را پوشانید و یاری کرد، و نگاه داشت، و نزد خود پذیرفت، و بر ما ترحم فرمود و تقویتمان کرد، و ما را به این ساعت رسانید. او را نیز از وی بخواهیم که ما را در این روزِ مقدس و همۀ ایامِ زندگی‌مان به‌کمالِ سلامتی حفظ فرماید؛ ای خداوندِ خدای ما، قادرِ مطلق.

ای سرور، ای خدا، ای قادر مطلق، ای پدرِ خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح، تو را شکر می‌گوییم در هر حال و برای هر حال و در همۀ احوال؛ زیرا که ما را پوشانیدی و یاری نمودی، و نگاه داشتی، و نزدِ خود پذیرفتی، و بر ما ترحم فرمودی، و تقویت کردی، و به این ساعت رسانیدی.

بدین سبب از نیکیِ تو مسئلت و درخواست می‌کنیم، ای دوستدارِ انسان‌ها؛ به ما عطا فرما تا این روزِ مقدس و همۀ ایامِ زندگی‌مان را به‌سلامت، با ترس تو، به پایان رسانیم. هر حسد، و هر آزمایش، و هر فعلِ شیطان، و دسیسۀ مردمانِ بدکار، و قیامِ دشمنانِ نهان و آشکار را از ما و از تمامی قوم تو و از این مکانِ مقدس بردار. اما نیکی‌ها و سودمندی‌ها را روزیِ ما کن. زیرا تویی که به ما اقتدار دادی تا بر مارها و عقرب‌ها و همۀ قوّتِ دشمن پای نهیم. و ما را در آزمایش میاور؛ بلکه از شریر رهایی ده.

به فیض و رأفت‌ها و محبتِ انسان‌ها دوستی که از آنِ پسرِ یگانۀ تو، خداوند و خدای ما و نجات‌دهندۀ ما عیسی مسیح است؛ او که از طریقِ او، جلال و اکرام و عزّت و سجده سزاوارِ توست، با او و با روح‌القدسِ مُحییِ هم‌مرتبه با تو، اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.

مزمور 50

خدا، خدا یهوه تکلّم می‌کند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا به مغربش می‌خواند.

از صهیون که کمال زیبایی است، خدا تجلّی نموده است.

خدای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می‌بلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود.

آسمان را از بالا می‌خواند و زمین را، تا قوم خود را داوری کند،

مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند.

و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور است، سلاه.

ای قوم من بشنوتا سخن گویم، و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو من هستم.

دربارهٔٔ قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم و قربانی‌های سوختنیِ تو دائماً در نظر من است.

گوسالهای از خانهٔ تو نمی‌گیرم و نه بزی از آغل تو.

زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند.

همهٔ پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند.

اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است.

آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟

برای خدا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما.

پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.

و امّا به شریر خدا می‌گوید، ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟

چونکه تو از تأدیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشتسر خود انداخته‌ای.

چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است.

دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند.

نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی.

این را کردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد.

ای فراموشکنندگان خدا، در این تفکر کنید! مبادا شما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد.

هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.

آغاز دعا

تسبیحِ ساعتِ سومِ روزِ مبارک را به مسیح پادشاه و خدایم تقدیم می‌کنم و از او می‌خواهم که گناهانم را بیامرزد.

مزمور 19

آسمانْ جلال خدا را بیان می‌کند و فلکْ از عمل دستهایش خبر می‌دهد.

روز سخن می‌راند تا روز و شب معرفت را اعلان می‌کند تا شب.

سخن نیست و کلامی نی و آواز آنها شنیده نمی‌شود.

قانون آنها در تمام جهان بیرون رفت و بیان آنها تا اقصای ربع مسکون.

خیمه‌ای برای آفتاب در آنها قرار داد؛ و او مثل داماد از حجلهٔ خود بیرون می‌آید و مثل پهلوان از دویدن در میدان شادی می‌کند.

خروجش از کرانهٔ آسمان است و مدارش تا به کرانهٔ دیگر؛ و هیچ چیز از حرارتش مستور نیست.

شریعت خداوند کامل است و جان را برمی‌گرداند؛ شهادات خداوند امین است و جاهل را حکیم می‌گرداند.

فرایض خداوند راست است و دل را شاد می‌سازد. امر خداوند پاک است و چشم را روشن می‌کند.

ترس خداوند طاهر است و ثابت تا ابدالآباد. احکام خداوند حق و تماماً عدل است.

از طلا مرغوبتر و از زرِ خالصِ بسیار. از شهد شیرینتر و از قطراتِ شانهٔ عسل.

بندهٔٔ تو نیز از آنها متنبه می‌شود، و در حفظ آنها ثواب عظیمی است.

کیست که سهوهای خود را بداند؟ مرا از خطایای مخفیام طاهر ساز.

بنده‌ات را نیز از اعمال متکبرانه باز دار تا بر من مسلط نشود؛ آنگاه بی‌عیب و از گناه عظیم مبرا خواهم بود.

سخنان زبانم و تفکر دلم منظور نظر تو باشد،ای خداوند که صخرهٔ من و نجات‌دهندهٔٔ من هستی!

مزمور 22

ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟

ای خدای من، در روز می‌خوانم و مرا اجابت نمی‌کنی، در شب نیز؛ ومرا خاموشی نیست.

و امّا تو قدوس هستی، ای که بر تسبیحات اسرائیل نشسته‌ای.

پدران ما بر تو توکل داشتند؛ بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی؛

نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند؛ بر تو توکل داشتند، پس خجل نشدند.

و امّا من کِرم هستم و انسان نی؛ عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدهٔ قوم.

هرکه مرا بیند به من استهزا می‌کند. لبهای خود را باز می‌کنند و سرهای خود را می‌جنبانند ،

بر خداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد. او را برهاند چونکه به وی رغبت می‌دارد.

زیرا که تو مرا از شکم بیرون آوردی؛ وقتی که بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی.

از رحم بر تو انداخته شدم؛ از شکم مادرم خدای من تو هستی.

از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند.

گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفته‌اند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کرده‌اند.

دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درندهٔ غران.

مثل آب ریخته شده‌ام و همهٔٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است.

قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده؛ و مرا به خاک موت نهاده‌ای.

زیرا سگان دور مرا گرفته‌اند؛ جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفتهاند.

همهٔٔ استخوانهای خود را می‌شمارم. ایشان به من چشم دوخته، می‌نگرند.

رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.

امّا تو ای خداوند، دور مباش! ای قوّت من، برای نصرت من شتاب کن.

جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان.

مرا از دهان شیر خلاصی ده، ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کرده‌ای.

نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد؛ در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند.

ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید؛ تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید و جمیع ذریت اسرائیل از وی بترسید.

زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده، و روی خود را از او نپوشانیده است؛ و چون نزد وی فریاد برآورد، او را اجابت فرمود.

تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است. نذرهای خود را به حضور ترسندگانت ادا خواهم نمود.

حلیمان غذا خورده، سیر خواهند شد؛ و طالبان خداوند او را تسبیح خواهند خواند؛ و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد.

جمیع کرانه‌های زمین متذکر شده، بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود؛ و همهٔٔ قبایل امّت‌ها به حضور تو سجده خواهند کرد.

زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امّت‌ها مسلط است.

همهٔ متموّلان زمین غذا خورده، سجده خواهند کرد؛ و به حضور وی هر که به خاک فرو می‌رود رکوع خواهد نمود؛ و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت.

ذریتی او را عبادت خواهند کرد و دربارهٔٔ خداوند طبقهٔ بعد را اِخبار خواهند نمود.

ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومی را که متولد خواهند شد، که او این کار کرده است.

مزمور 23

خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود.

در مرتعهای سبز مرا می‌خواباند. نزد آبهای راحت مرا رهبری می‌کند.

جان مرا برمی‌گرداند و به خاطر نام خود به راه‌های عدالت هدایتم می‌نماید.

چون در وادی سایهٔ موت نیز راه روم از بدی نخواهم ترسید زیرا تو با من هستی؛ عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد.

سفرهای برای من به حضور دشمنانم می‌گسترانی. سر مرا به روغن تدهین کرده‌ای و کاسهام لبریز شده است.

هرآینه نیکویی و رحمت تمام ایام عمرم در پی من خواهد بود و در خانهٔ خداوند ساکن خواهم بود تا ابدالآباد.

مزمور 25

ای خداوند، بسوی تو جان خود را برمیافرازم. ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛

پس مگذار که خجل بشوم و دشمنانم بر من فخر نمایند.

بلی، هر که انتظار تو می‌کشد خجل نخواهد شد. آنانی که بی‌سبب خیانت می‌کنند خجل خواهند گردید.

ای خداوند، طریق‌های خود را به من بیاموز و راه‌های خویش را به من تعلیم ده.

مرا به راستیِ خود سالک گردان و مرا تعلیم ده زیرا تو خدای نجات من هستی. تمامی روز منتظر تو بوده‌ام.

ای خداوند، احسانات و رحمتهای خود را به یاد آور چونکه آنها از ازل بوده است.

خطایای جوانی و عصیانم را به یاد میاور. ای خداوند به رحمت خود و به خاطر نیکویی خویش مرا یاد کن.

خداوند نیکو و عادل است، پس به گناهکاران طریق را خواهد آموخت.

مسکینان را به انصاف رهبری خواهد کرد و به مسکینان طریق خود را تعلیم خواهد داد.

همهٔ راه‌های خداوند رحمت و حق است برای آنانی که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند.

ای خداوند به خاطر اسم خود، گناه مرا بیامرز زیرا که بزرگ است.

کیست آن آدمی که از خداوند می‌ترسد؟ او را بطریقی که اختیار کرده است خواهد آموخت.

جان او در نیکویی شب را بسر خواهد برد و ذریت او وارث زمین خواهند شد.

سرّ خداوند با ترسندگان او است و عهد او تا ایشان را تعلیم دهد.

چشمان من دائماً بسوی خداوند است زیرا که او پایهای مرا از دام بیرون می‌آورد.

بر من ملتفت شده، رحمت بفرما زیرا که منفرد و مسکین هستم.

تنگیهای دل من زیاد شده است. مرا از مشقتهای من بیرون آور.

بر مسکنت و رنج من نظر افکن و جمیع خطایایم را بیامرز.

بر دشمنانم نظر کن زیرا که بسیارند و به کینهٔ تلخ به من کینه می‌ورزند.

جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده تا خجل نشوم زیرا بر تو توکل دارم.

کمال و راستی حافظ من باشند زیرا که منتظر تو هستم.

ای خدا، اسرائیل را خلاصی ده، از جمیع مشقتهای وی.

مزمور 28

ای خداوند، نزد تو فریاد برمی‌آورم.ای صخرهٔ من، از من خاموش مباش، مبادا اگر از من خاموش شوی، مثل آنانی باشم که به حفره فرو می‌روند.

آواز تضرع مرا بشنو چون نزد تو استغاثه می‌کنم و دست خود را به محراب قدس تو برمیافرازم.

مرا با شریران و بدکاران مکش که با همسایگان خود سخن صلح‌آمیز می‌گویند و آزار در دل ایشان است.

آنها را به حسب کردار ایشان و موافق اعمال زشت ایشان بده آنها را مطابق عمل دست ایشان بده و رفتار ایشان را به خود ایشان رد نما.

چونکه در اعمال خداوند و صنعت دست وی تفکر نمی‌کنند. ایشان را منهدم خواهی ساخت و بنا نخواهی نمود.

خداوند متبارک باد زیرا که آواز تضرع مراشنیده است.

خداوند قوّت من و سپر من است. دلم بر او توکل داشت و مدد یافته‌ام. پس دل من به وجد آمده است و به سرود خود او را حمد خواهم گفت.

خداوند قوّت ایشان است و برای مسیح خود قلعهٔ نجات.

قوم خود را نجات ده و میراث خود را مبارک فرما. ایشان را رعایت کن و برافراز تا ابدالآباد.

مزمور 29

ای فرزندان خدا، خداوند را توصیف کنید. جلال و قوّت را برای خداوند توصیف نمایید.

خداوند را به جلال اسم او تمجید نمایید. خداوند را در زینت قدوسیّت سجده کنید.

آواز خداوند فوق آبها است. خدای جلال رعد می‌دهد. خداوند بالای آبهای بسیار است.

آواز خداوند با قوّت است. آواز خداوند با جلال است.

آواز خداوند سروهای آزاد را می‌شکند. خداوند سروهای آزاد لبنان را می‌شکند.

آنها را مثل گوساله می‌جهاند. لبنان و سریون را مثل بچهٔ گاو وحشی.

آواز خداوند زبانه‌های آتش را می‌شکافد.

آواز خداوند صحرا را متزلزل می‌سازد. خداوند صحرای قادِشْ را متزلزل می‌سازد.

آواز خداوند غزالها را به درد زه می‌اندازد، و جنگل را بیبرگ می‌گرداند. و در هیکل او جمیعاً جلال را ذکر می‌کنند.

خداوند بر طوفان جلوس نموده. خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالآباد.

خداوند قوم خود را قوّت خواهد بخشید. خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک خواهد نمود.

مزمور 33

ای صالحان در خداوند شادی نمایید،زیرا که تسبیح خواندن راستان را می‌شاید.

خداوند را با بربط حمد بگویید؛ با عود ده تار او را سرود بخوانید.

سرودی تازه برای او بسرایید؛ نیکو بنوازید با آهنگ بلند.

زیرا کلام خداوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است.

عدالت و انصاف را دوست می‌دارد. جهان از رحمت خداوند پر است.

به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نَفْخِهٔ دهان او.

آبهای دریا را مثل توده جمع می‌کند و لجّه‌ها را در خزانه‌ها ذخیره می‌نماید.

تمامیِ اهل زمین از خداوند بترسند؛ جمیع سکنهٔ ربع مسکون از او بترسند.

زیرا که او گفت و شد؛ او امر فرمود و قایم گردید.

خداوند مشورت امّت‌ها را باطل می‌کند؛ تدبیرهای قبائل را نیست می‌گرداند.

مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابیر قلب او تا دهرالدّهور.

خوشابحال امّتی که یهوه خدای ایشان است و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است.

از آسمان خداوند نظر افکند و جمیع بنی‌آدم را نگریست.

از مکان سکونت خویش نظر میافکند، برجمیع ساکنان جهان.

او که دلهای ایشان را جمیعاً سرشته است و اعمال ایشان را درک نموده است.

پادشاه به زیادتیِ لشکر خلاص نخواهد شد و جبار به بسیاری قوّت رهایی نخواهد یافت.

اسب بجهت استخلاص باطل است و به شدت قوّت خود کسی را رهایی نخواهد داد.

اینک چشم خداوند بر آنانی است که از او می‌ترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او را می‌کشند.

تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد.

جان ما منتظر خداوند می‌باشد. او اعانت و سپر ما است.

زیرا که دل ما در او شادی می‌کند و در نام قدوس او توکّل می‌داریم.

ای خداوند رحمت تو بر ما باد، چنانکه امیدوار تو بوده‌ایم.

مزمور 40

انتظار بسیار برای خداوند کشیده‌ام، و به من مایل شده، فریاد مرا شنید.

و مرا از چاه هلاکت برآورد و از گِلِ لجن و پایهایم را بر صخره گذاشته، قدمهایم را مستحکم گردانید.

و سرودی تازه در دهانم گذارد، یعنی حمد خدای ما را. بسیاری چون این را بینند ترسان شده، بر خداوند توکّل خواهند کرد.

خوشابحال کسی که بر خداوند توکّل دارد و به متکبران ظالم و مرتدان دروغ مایل نشود.

ای یَهُوَه خدای ما چه بسیار است کارهای عجیب که تو کرده‌ای و تدبیرهایی که برای ما نموده‌ای. در نزد تو آنها را تقویم نتوان کرد، اگر آنها را تقریر و بیان بکنم، از حد شمار زیاده است.

در قربانی و هدیه رغبت نداشتی. امّا گوشهای مرا باز کردی. قربانیِ سوختنی و قربانی گناه را نخواستی.

آنگاه گفتم، اینک، می‌آیم! در طومار کتاب دربارهٔٔ من نوشته شده است.

در بجا آوردن ارادهٔٔ تو ای خدای من رغبت می‌دارم و شریعت تو در اندرون دل من است.

در جماعت بزرگ به عدالت بشارت داده‌ام. اینک، لبهای خود را باز نخواهم داشت و تو ای خداوند می‌دانی.

عدالت تو را در دل خود مخفی نداشته‌ام. امانت و نجات تو را بیان کرده‌ام. رحمت و راستیِ تو را از جماعت بزرگ پنهان نکرده‌ام.

پس تو ای خداوند لطف خود را از من باز مدار. رحمت و راستیِ تو دائماً مرا محافظت کند.

زیرا که بلایای بی‌شمار مرا احاطه می‌کند. گناهانم دور مرا گرفته است به حدی که نمی‌توانم دید. از مویهای سر من زیاده است و دل من مرا ترک کرده است.

ای خداوند مرحمت فرموده، مرا نجات بده. ای خداوند به اعانت من تعجیل فرما.

آنانی که قصد هلاکت جان من دارند، جمیعاً خجل و شرمنده شوند، و آنانی که در بدیِ من رغبت دارند، به عقب برگردانیده و رسوا گردند.

آنانی که بر من هَه‌هَه می‌گویند، به‌سبب خجالت خویش حیران شوند.

و امّا جمیع طالبان تو در تو وجد و شادی نمایند و آنانی که نجات تو را دوست دارند، دائماً گویند که خداوند بزرگ است.

و امّا من مسکین و فقیر هستم و خداوند دربارهٔٔ من تفکر می‌کند. تو معاون و نجات‌دهندهٔ من هستی. ای خدای من، تأخیر مفرما.

مزمور 42

چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد.

جان من تشنهٔ خداست تشنهٔ خدای حیّ، که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم.

اشکهایم روز و شب نان من می‌بود، چون تمامی روز مرا می‌گفتند، خدای تو کجاست؟

چون این را به یاد می‌آورم، جان خود را بر خود می‌ریزم. چگونه با جماعت می‌رفتم و ایشان را به خانهٔ خدا پیشروی می‌کردم، به آواز ترنم و تسبیح در گروه عید کنندگان.

ای جانم چرا منحنی شده‌ای و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت.

ای خدای من، جانم در من منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد، از کوه‌های حرمون و از جبل مِصْغَر.

لجّه به لجّه ندا می‌دهد از آواز آبشارهای تو؛ جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشته است.

در روزْ خداوند رحمت خود را خواهد فرمود، و در شبْ سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من.

به خدا گفته‌ام، ای صخرهٔ من چرا مرا فراموش کرده‌ای؟ چرا به‌سبب ظلم دشمن ماتمکنان تردد بکنم؟

دشمنانم به کوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت می‌کنند، چونکه همه روزه مرا می‌گویند، خدای تو کجاست؟

ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را بازحمد خواهم گفت، که نجات روی من و خدای من است.

مزمور 44

ای خدا به گوشهای خود شنیده‌ایم و پدران ما، ما را خبر داده‌اند، از کاری که در روزهای ایشان و در ایام سَلَف کرده‌ای.

تو به دست خود امّت‌ها را بیرون کردی، امّا ایشان را غرس نمودی. قومها را تباه کردی، امّا ایشان را منتشر ساختی.

زیرا که به شمشیر خود زمین را تسخیر نکردند و بازوی ایشانْ ایشان را نجات نداد، بلکه دست راست تو و بازو و نورِ روی تو. زیرا از ایشان خرسند بودی.

ای خدا تو پادشاه من هستی، پس برنجات یعقوب امر فرما.

به مدد تو دشمنان خود راخواهیم افکند و به نام تو مخالفان خویش را پایمال خواهیم ساخت.

زیرا بر کمان خود توکّل نخواهم داشت و شمشیرم مرا خلاصی نخواهد داد.

بلکه تو ما را از دشمنان ما خلاصی دادی و مُبْغِضان ما را خجل ساختی.

تمامیِ روز بر خدا فخر خواهیم کرد و نام تو را تا به ابد تسبیح خواهیم خواند، سلاه.

لیکن الآن تو ما را دور انداخته و رسوا ساخته‌ای و با لشکرهای ما بیرون نمی‌آیی.

و ما را از پیش دشمن روگردان ساخته‌ای و خصمان ما برای خویشتن تاراج می‌کنند.

ما را مثل گوسفندان برای خوراک تسلیم کرده‌ای و ما را در میان امّت‌ها پراکنده ساخته‌ای.

قوم خود را بیبها فروختی و از قیمت ایشان نفع نبردی.

ما را نزد همسایگان ما عار گردانیدی. اهانت و سخریّه نزد آنانی که گرداگرد مایند.

ما را در میان امّت‌ها ضربالمثل ساخته‌ای، جنبانیدن سر در میان قومها؛

و رسوایی من همه روزه در نظر من است و خجالت رویم مرا پوشانیده است،

از آواز ملامتگو و فحّاش، از روی دشمن و انتقام گیرنده.

این همه بر ما واقع شد. امّا تو را فراموش نکردیم و در عهد تو خیانت نورزیدیم.

دل ما به عقب برنگردید و پایهای ما از طریق تو انحراف نورزید.

هرچند ما را در مکان اژدرها کوبیدی و ما را به سایهٔ موت پوشانیدی.

نام خدای خود را هرگز فراموش نکردیم و دست خود را به خدای غیر برنیفراشتیم.

آیا خدا این را غوررسی نخواهد کرد؟ زیرا او خفایای قلب را می‌داند.

هر آینه به خاطر تو تمامی روز کشتهمی‌شویم و مثل گوسفندان ذبح شمرده می‌شویم.

ای خداوند بیدار شو! چرا خوابیده‌ای؟ برخیز و ما را تا به ابد دور مینداز.

چرا روی خود را پوشانیدی و ذلّت و تنگی ما را فراموش کردی؟

زیرا که جان ما به خاک خم شده است و شکم ما به زمین چسبیده.

بجهت اعانت ما برخیز و بخاطر رحمانیّت خود ما را فدیه ده.

مزمور 45

دل من به کلام نیکو می‌جوشد. انشاء خود را دربارهٔٔ پادشاه می‌گویم. زبان من قلم کاتب ماهر است.

تو جمیلتر هستی از بنی‌آدم و نعمت بر لبهای تو ریخته شده است. بنابراین، خدا تو را مبارک ساخته است تا ابدالآباد.

ای جبار شمشیر خود را بر ران خود ببند، یعنی جلال و کبریایی خویش را.

و به کبریایی خود سوار شده، غالب شو بجهت راستی و حلم و عدالت؛ و دست راستت چیزهای ترسناک را به تو خواهد آموخت.

به تیرهای تیزِ تو امّت‌ها زیر تو میافتند و به دل دشمنانِ پادشاه فرو می‌رود.

ای خدا، تخت تو تا ابدالآباد است؛ عصای راستی عصای سلطنت تو است.

عدالت را دوست و شرارت را دشمن داشتی. بنابراین، خدا، خدای تو تو را به روغن شادمانی بیشتر از رفقایت مسح کرده است.

همهٔ رختهای تو مُرّ و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج که به تارها تو را خوش ساختند.

دختران پادشاهان از زناننجیب تو هستند. ملکه به دست راستت در طلای اوفیر ایستاده است.

ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرادار، و قوم خود و خانهٔ پدرت را فراموش کن،

تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خداوند تو است پس او را عبادت نما.

و دختر صور با ارمغانی، و دولتمندان قوم رضامندیِ تو را خواهند طلبید.

دختر پادشاه تماماً در اندرون مجید است و رختهای او با طلا مُرَصَّع است.

به لباس طرازدار نزد پادشاه حاضر می‌شود. باکره‌های همراهان او در عقب وی نزد تو آورده خواهند شد.

به شادمانی و خوشی آورده می‌شوند و به قصر پادشاه داخل خواهند شد.

به عوض پدرانت پسرانت خواهند بود و ایشان را بر تمامیِ جهان سروران خواهی ساخت.

نام تو را در همهٔٔ دهرها ذکر خواهم کرد. پس قومها تو را حمد خواهند گفت تا ابدالآباد.

مزمور 46

خدا ملجا و قوّت ماست، و مددکاری که در تنگیها فوراً یافت می‌شود.

پس نخواهیم ترسید، اگر چه جهان مبدل گردد و کوه‌ها در قعر دریا به لرزش آید.

اگر چه آبهایش آشوب کنند و به جوش آیند و کوه‌ها از سرکشیِ آن متزلزل گردند، سِلاه.

نهری است که شعبه‌هایش شهر خدا را فرحناک می‌سازد و مسکن قدوس حضرت اعلیٰ را.

خدا در وسط اوست پس جنبش نخواهد خورد. خدا او را اعانت خواهد کرد در طلوع صبح.

امّت‌ها نعره زدند و مملکتها متحرکگردیدند. او آواز خود را داد. پس جهان گداخته گردید.

یَهُوَه صبایوت با ماست، و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما، سِلاه.

بیایید کارهای خداوند را نظاره کنید، که چه خرابیها در جهان پیدا نمود.

او جنگها را تا اقصای جهان تسکین می‌دهد؛ کمان را می‌شکند و نیزه را قطع می‌کند و ارابه‌ها را به آتش می‌سوزاند.

بازایستید و بدانید که من خدا هستم؛ در میان امّت‌ها، متعال و در جهان، متعال خواهم شد.

یهوه صبایوت با ماست و خدای یعقوب قلعهٔ بلند ما، سِلاه.

قطعات

ای خداوند، روحِ قدوسِ تو که آن را در ساعت سوم بر شاگردانِ قدیس و رسولانِ گرامی‌ات فرستادی، ای نیکو، آن را از ما مگیر؛ بلکه آن را در درونِ ما تازه گردان. «خدایا، دلی پاک در من بیافرین و روحی استوار در درونم تازه ساز. مرا از حضورِ خود میفکن و روحِ قدوسِ خود را از من مگیر.» (ذوكصابتری کیه ایو کی آجیو ابنیفماتی Δόξα Πατρί καὶ Υἱῷ καὶ Ἁγίῳ Πνεύματι - جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس.)

ای خداوند، تو که روحِ قدوست را بر شاگردانِ قدیس و رسولانِ گرامی‌ات در ساعت سوم فرستادی، ای نیکو، آن را از ما مگیر؛ بلکه از تو می‌خواهیم که آن را در درونِ ما تازه سازی، ای خداوندِ ما عیسی مسیح، پسرِ خدا، کلمه؛ روحی راستین و مُحیی، روحِ نبوت و عفت، روحِ قدوسیت و عدالت و اقتدار، ای توانا بر همۀ چیز؛ زیرا تویی فروغِ جان‌های ما، ای آن که بر هر انسانی که به جهان می‌آید روشنایی می‌بخشی؛ بر ما رحم کن. (كي نين، كي آ إي، كي ايستوس إي أوناس تון إي أونون آمين Καὶ νῦν καὶ ἀεὶ καὶ εἰς τοὺς αἰῶνας τῶν αἰώνων. Ἀμήν - اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.)

ای مادرِ خدا، تویی تاکِ حقیقی که خوشهٔ حیات را حمل می‌کند؛ از تو درخواست می‌کنیم، ای پر از فیض، با رسولان، برای نجاتِ جان‌های ما. «مبارک است خداوند، خدای ما. مبارک است خداوند روز به روز؛ او راهِ ما را هموار می‌کند، زیرا او خدایِ نجاتِ ماست.» (كي نين، كي آ إي، كي ايستوس إي أوناس تون إي أونون آمين Καὶ νῦν καὶ ἀεὶ καὶ εἰς τοὺς αἰῶνας τῶν αἰώνων. Ἀμήν - اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.)

ای پادشاهِ آسمانی، تسلّی‌دهنده، روحِ حقیقت، حاضر در هر مکان و پرکنندهٔ همه؛ گنجِ نیکی‌ها و بخشندۀ حیات؛ بیا، تفضّل فرما و در ما ساکن شو، و ما را از هر ناپاکی پاک ساز، ای نیکو، و جان‌های ما را نجات ده. (ذوكصابتری کیه ایو کی آجیو ابنیفماتی Δόξα Πατρί καὶ Υἱῷ καὶ Ἁγίῳ Πνεύματι - جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس.)

چنان‌که با شاگردانت بودی، ای نجات‌دهنده، و به آنان سلام بخشیدی، بیا و با ما نیز باش و سلام خود را به ما عطا کن و ما را نجات ده و جان‌های ما را رهایی بخش. (كي نين، كي آ إي، كي ايستوس إي أوناس تون إي أونون آمين Καὶ νῦν καὶ ἀεὶ καὶ εἰς τοὺς αἰῶνας τῶν αἰώνων. Ἀμήν - اکنون و همه وقت و تا اعصارِ اعصار، آمین.)

چون در هیکلِ مقدسِ تو بایستیم، همچون ایستادن در آسمان شمرده می‌شویم. ای مادرِ خدا، تویی درِ آسمان؛ درِ رحمت را بر ما بگشا.

Tenoo oasht emmok o piekhristos nem pekyot en aghathos nem pi epnevma ethowab je akee ak soati emmon nai nan

تو را می‌پرستیم، ای مسیح، با پدر نیکویت و روح‌القدس، زیرا آمده‌ای و ما را نجات داده‌ای.

1. ای خداوند، روحِ قدوس تو که در ساعت سوم بر شاگردان مقدست و رسولان مکرم فرستادی، از ما مگیر، ای نیکوکار، بلکه او را در ما تازه کن. خدایا، در من دل پاکی بیافرین و روحی استوار در درونم نوساز. مرا از حضور خود دور میفکن، و روح قدوست را از من مگیر.

Doxa Patri ke Eioa ke Agio Pnevmati

جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس.

2. ای خداوند که روح قدوست را در ساعت سوم بر شاگردان مقدست و رسولان مکرم فرود آوردی، او را از ما مگیر، ای نیکوکار، بلکه از تو می‌خواهیم او را در ما تازه کنی، ای خداوند عیسی مسیح، پسرِ خدا، کلمه؛ روحی استوار و حیات‌بخش، روحِ نبوت و عفت، روحِ قدوسیت و عدالت و اقتدار، ای قادر مطلق؛ زیرا تو نوری برای جان‌های مایی. ای آن که بر هر انسانی که به جهان می‌آید می‌تابی، بر من رحم کن.

Ke nin ke a ee ke ees toos e onas toan e oa noan ameen.

اکنون و تا ابدالآباد، آمین.

3. ای خداوالده، تو تاکِ حقیقی هستی که خوشهٔ حیات را آوردی؛ تو را، ای پُر از فیض، با رسولان، برای نجات جان‌های‌مان التماس می‌کنیم. مبارک است خداوند، خدای ما. مبارک باد خداوند روز به روز. او راه ما را مهیا می‌سازد، زیرا خدای نجاتِ ماست.

Ke nin ke a ee ke ees toos e onas toan e oa noan ameen.

اکنون و تا ابدالآباد، آمین.

4. ای پادشاه آسمانی، تسلّی‌دهنده، روحِ راستی، که در همه‌جا حاضری و همه‌چیز را پُر می‌سازی، خزانهٔ نیکی‌ها و حیات‌بخش، به لطف بیا، و در ما ساکن شو و ما را از هر آلودگی پاک ساز، ای نیکوکار، و جان‌های ما را نجات ده.

Doxa Patri ke Eioa ke Agio Pnevmati

جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس.

5. چنان‌که با شاگردانت بودی، ای نجات‌دهنده، و به آنان صلح عطا کردی، به لطف نزد ما نیز بیا و با ما باش، و صلح خویش را به ما ببخش، و ما را نجات ده، و جان‌های ما را رهایی بخش.

Ke nin ke a ee ke ees toos e onas toan e oa noan ameen.

اکنون و تا ابدالآباد، آمین.

6. هرگاه در قدسِ تو می‌ایستیم، چنین است که گویی در آسمان ایستاده‌ایم. ای خداوالده، تو دروازهٔ آسمانی؛ درِ رحمت را برای ما بگشا.

سپس نمازگزار دعا می‌کند:

خداوندا، دعای ما را بشنو و بر ما رحم کن و گناهان ما را بیامرز. آمین.

(خداوندا، رحمت فرما) 41 بار

آمرزش

ای خدای همۀ رأفت‌ها و ای سرورِ همۀ تسلّی‌ها، که ما را در هر هنگام به تسلّیِ روحِ قدوست تسلّی می‌دهی؛ تو را شکر می‌گوییم که ما را برای دعا کردن در این ساعتِ مقدس برپا ساختی؛ ساعتی که در آن، فیضِ روحِ قدوست را چون زبانی از آتش بر شاگردانِ قدیس و رسولانِ گرامی و سعیدت به فراوانی افاضه فرمودی. مسئلت و درخواست می‌کنیم از تو، ای دوستدارِ انسان‌ها، دعاهای ما را نزد خود بپذیر و گناهانِ ما را بیامرز و فیضِ روحِ قدوست را بر ما نازل فرما و ما را از هر ناپاکیِ جسم و روح طاهر ساز و ما را به سیرتی روحانی منتقل کن، تا به روح رفتار کنیم و شهوتِ جسم را به انجام نرسانیم؛ و ما را شایسته ساز تا در تمامیِ روزهای زندگی‌مان با پاکی و پارسایی به تو خدمت نماییم. زیرا برای توست جلال و کرامت و عزّت، با پدرِ نیکویت و روح‌القدس، اکنون و همه وقت و تا ابد. آمین.

تضرعی که در پایانِ هر ساعت خوانده می‌شود

بر ما رحم کن، ای خدا، و باز بر ما رحم کن؛ ای آن که در هر وقت و هر ساعت، در آسمان و بر زمین، پرستیده و تمجید می‌شوی؛ مسیح، خدایِ نیکوی ما؛ دیرخشم، بسیاررحمت، سرشار از شفقت؛ آن که پارسایان را دوست می‌دارد و بر گناهکاران رحم می‌کند که من اوّل ایشانم؛ آن که مرگِ گناهکار را نمی‌خواهد، بلکه بازگشتِ او را و حیاتش را؛ آن که همگان را برای نجات فرا می‌خواند به‌سبب وعدۀ نیکویی‌هایِ آینده.

ای خداوند، در این ساعت و هر ساعت دعاهای ما را بپذیر. زندگیِ ما را آسان گردان، و ما را هدایت فرما تا به احکامِ تو عمل کنیم. ارواحِ ما را تقدیس کن. بدن‌های ما را طاهر ساز. اندیشه‌های ما را برپا دار. نیّاتِ ما را پاک نما. امراضِ ما را شفا ده و گناهانِ ما را بیامرز. و از هر حزنِ بد و اندوهِ دل رهایی‌مان ده. ما را به فرشتگانِ قدیست دربرگیر، تا در اردوی ایشان محفوظ و هدایت‌شده باشیم، تا برسیم به اتحادِ ایمان و به شناختِ جلالِ تو که نامحسوس و نامحدود است؛ زیرا تو تا ابد مبارک هستی. آمین.

خدایا، ما را شایسته ساز تا با شکرگزاری بگوییم: ای پدرِ ما که در آسمانی...