نمازهای ساعتی

ساعت کنونی

دعای پرده

میان دعای خواب و نیمه‌شب خوانده می‌شود؛ «پرده» را به‌ویژه رهبانان، کاهنان و اسقفان برای وارسی دل پیش از خواب به‌جا می‌آورند.

دعای ساعتِ شام که «ساعتِ حجابِ تاریکی» یا «سِتّارِ تاریکی (سِتّار با کسرِ سین)» نامیده می‌شود و هنگامِ آن آغازِ فرارسیدنِ تیرگیِ شب است و ویژۀ پدرانِ رهبان است.

دعای ربانی

پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.

ملکوت تو بیاید. ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما را رهایی ده. زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است، آمین.

دعای شکرگزاری

پس شما به اینطور دعا کنید، ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد.

ملکوت تو بیاید. ارادهٔ تو چنانکه در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.

نان کفاف ما را امروز به ما بده.

و قرضهای ما را ببخش چنانکه ما نیز قرضداران خود را می‌بخشیم.

و ما را در آزمایش میاور، بلکه از شریر ما را رهایی ده. زیرا ملکوت و قوّت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است، آمین.

مزمور 50

خدا، خدا یهوه تکلّم می‌کند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا به مغربش می‌خواند.

از صهیون که کمال زیبایی است، خدا تجلّی نموده است.

خدای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می‌بلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود.

آسمان را از بالا می‌خواند و زمین را، تا قوم خود را داوری کند،

مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند.

و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور است، سلاه.

ای قوم من بشنوتا سخن گویم، و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو من هستم.

دربارهٔٔ قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم و قربانی‌های سوختنیِ تو دائماً در نظر من است.

گوسالهای از خانهٔ تو نمی‌گیرم و نه بزی از آغل تو.

زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند.

همهٔ پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند.

اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است.

آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟

برای خدا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما.

پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.

و امّا به شریر خدا می‌گوید، ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟

چونکه تو از تأدیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشتسر خود انداخته‌ای.

چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است.

دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند.

نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی.

این را کردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد.

ای فراموشکنندگان خدا، در این تفکر کنید! مبادا شما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد.

هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.

دعای مبارکِ پرده،

خدا، خدا یهوه تکلّم می‌کند و زمین را از مَطْلَع آفتاب تا به مغربش می‌خواند.

از صهیون که کمال زیبایی است، خدا تجلّی نموده است.

خدای ما می‌آید و سکوت نخواهد نمود. آتش پیش روی او می‌بلعد و طوفان شدید گرداگرد وی خواهد بود.

آسمان را از بالا می‌خواند و زمین را، تا قوم خود را داوری کند،

مقدّسانِ مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند.

و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور است، سلاه.

ای قوم من بشنوتا سخن گویم، و ای اسرائیل تا برایت شهادت دهم که خدا، خدای تو من هستم.

دربارهٔٔ قربانی‌هایت تو را توبیخ نمی‌کنم و قربانی‌های سوختنیِ تو دائماً در نظر من است.

گوسالهای از خانهٔ تو نمی‌گیرم و نه بزی از آغل تو.

زیراکه جمیع حیوانات جنگلاز آن منند و بهایمی که بر هزاران کوه می‌باشند.

همهٔ پرندگان کوه‌ها را می‌شناسم و وحوش صحرا نزد من حاضرند.

اگر گرسنه می‌بودم تو را خبر نمی‌دادم، زیرا ربع مسکون و پُری آن از آن من است.

آیا گوشت گاوان را بخورم و خون بزها را بنوشم؟

برای خدا قربانی تشکر را بگذران، و نذرهای خویش را به حضرت اعلی وفا نما.

پس در روز تنگی مرا بخوان تا تو را خلاصی دهم و مرا تمجید بنمایی.

و امّا به شریر خدا می‌گوید، ترا چه کار است که فرایض مرا بیان کنی و عهد مرا به زبان خود بیاوری؟

چونکه تو از تأدیب نفرت داشته‌ای و کلام مرا پشتسر خود انداخته‌ای.

چون دزد را دیدی او را پسند کردی و نصیب تو با زناکاران است.

دهان خود را به شرارت گشوده‌ای و زبانت حیله را اختراع می‌کند.

نشسته‌ای تا به ضد برادر خود سخن رانی و دربارهٔٔ پسر مادر خویش غیبت گویی.

این را کردی و من سکوت نمودم. پس گمان بردی که من مثل تو هستم. لیکن تو را توبیخ خواهم کرد. و این را پیش نظر تو به ترتیب خواهم نهاد.

ای فراموشکنندگان خدا، در این تفکر کنید! مبادا شما را بدرم و رهاننده‌ای نباشد.

هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می‌کند، و آنکه طریق خود را راست سازد، نجات خدا را به وی نشان خواهم داد.

مزمور 4

ای خدای عدالت من، چون بخوانم مرا مستجاب فرما. در تنگی مرا وسعت دادی. بر من کرم فرموده، دعای مرا بشنو.

ای فرزندان انسان تا به کی جلال من عار خواهد بود، و بطالت را دوست داشته، دروغ را خواهید طلبید؟ سلاه.

امّا بدانید که خداوند مرد صالح را برای خود انتخاب کرده است، و چون او را بخوانم خداوند خواهد شنید.

خشم گیرید و گناه مورزید. در دلها بر بسترهای خود تفّکر کنید و خاموش باشید. سلاه.

قربانی‌های عدالت را بگذرانید و بر خداوند توکل نمایید.

بسیاری می‌گویند، کیست که به ما احسان نماید؟ ای خداوند نور چهرهٔ خویش را بر ما برافراز.

شادمانی در دل من پدید آورده‌ای، بیشتر از وقتی که غّله و شیرهٔ ایشان افزون گردید.

بسلامتی می‌خسبم و به خواب هم می‌روم زیرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمینان ساکن می‌سازی.

مزمور 6

ای خداوند، مرا در غضب خود توبیخ منما و مرا در خشم خویش تأدیب مکن!

ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمرده‌ام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است،

و جان من بشدت پریشان است. پس تو ای خداوند، تا به کی؟

ای خداوند، رجوع کن و جانم را خلاصی ده! به رحمت خویش مرا نجات بخش!

زیرا که در موت ذکر تو نمی‌باشد! در هاویه کیست که تو را حمد گوید؟

از نالهٔ خود وامانده‌ام! تمامی شب تختخواب خود را غرق می‌کنم، و بستر خویش را به اشکها تر می‌سازم!

چشم من از غصه کاهیده شد و به‌سبب همهٔٔ دشمنانم تار گردید.

ای همهٔٔ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند آواز گریهٔٔ مرا شنیده است!

خداوند استغاثهٔ مرا شنیده است. خداوند دعای مرا اجابت خواهد نمود.

همهٔٔ دشمنانم به شدت خجل و پریشان خواهند شد. روبرگردانیده، ناگهان خجل خواهند گردید.

مزمور 8

ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تو در تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمانها گذارده‌ای!

از زبان کودکان و شیرخوارگان به‌سبب خصمانت قوّت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی.

چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشته‌ای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریده‌ای،

پس انسان چیست که او را به یاد آوری، و بنی‌آدم که از او تفقد نمایی؟

او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سر او گذاردی.

او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی، و همه‌چیز را زیر پای وی نهادی،

گوسفندان و گاوان جمیعاً، و بهایم صحرا را نیز؛

مرغان هوا و ماهیان دریا را، و هر چه بر راه‌های آبها سیر می‌کند.

ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تو در تمامیِ زمین!

مزمور 12

ای خداوند نجات بده زیرا که مرد مقدّس نابود شده است و امناء از میان بنی‌آدم نایاب گردیده‌اند!

همه به یکدیگر دروغ می‌گویند؛ به لبهای چاپلوس و دل منافق سخن می‌رانند.

خداوند همهٔٔ لبهای چاپلوس را منقطع خواهد ساخت، و هر زبانی را که سخنان تکبرآمیز بگوید،

که می‌گویند، به زبان خویش غالب می‌آییم. لبهای ما با ما است. کیست که بر ما خداوند باشد؟

خداوند می‌گوید، به‌سبب غارت مسکینان و نالهٔ فقیران، الآن برمی‌خیزم و او را در نجاتی که برای آن آه می‌کشد، برپا خواهم داشت.

کلام خداوند کلام طاهر است، نقرهٔ مصفای در قالِ زمین که هفت مرتبه پاک شده است.

تو ای خداوند ایشان را محافظت خواهی نمود؛ از این طبقه و تا ابدالآباد محافظت خواهی فرمود.

شریران به هر جانب می‌خرامند، وقتی که خباثت در بنی‌آدم بلند می‌شود.

مزمور 15

ای خداوند کیست که در خیمهٔٔ تو فرود آید؟ و کیست که در کوه مقدّس تو ساکن گردد؟

آنکه بی‌عیب سالک باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راستگو باشد؛

که به زبان خود غیبت ننماید؛ و به همسایهٔٔ خود بدی نکند و دربارهٔٔ اقارب خویش مذمت را قبول ننماید؛

که در نظر خود حقیر و خوار است و آنانی را که از خداوند می‌ترسند مکرم می‌دارد؛ و قسم به ضرر خود می‌خورد و تغییر نمی‌دهد.

نقرهٔ خود را به سود نمی‌دهد و رشوه بر بی‌گناه نمی‌گیرد. آنکه این را به جا آوَرَد، تا ابدالآباد جنبش نخواهد خورد.

مزمور 24

زمین و پُری آن از آن خداوند است، ربعمسکون و ساکنان آن.

زیرا که او اساس آن را بر دریاها نهاد و آن را بر نهرها ثابت گردانید.

کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیست که به مکان قدس او ساکن شود؟

او که پاک دست و صافدل باشد، که جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد.

او برکت را از خداوند خواهد یافت، و عدالت را از خدای نجات خود.

این است طبقهٔ طالبان او، طالبان روی تو ای یعقوب. سِلاه.

ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلالداخل شود!

این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند که در جنگ جبار است!

ای دروازه‌ها، سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافرازید تا پادشاه جلال داخل شود!

این پادشاه جلال کیست؟ یَهُوَه صَبایوت پادشاه جلال اوست! سلاه.

مزمور 26

ای خداوند، مرا داد بده زیرا که من در کمال خود رفتار نموده‌ام و بر خداوند توکل داشته‌ام، پس نخواهم لغزید.

ای خداوند مرا امتحان کن و مرا بیازما. باطن و قلب مرا مصفّی گردان.

زیرا که رحمت تو در مدّ نظر من است و در راستی تو رفتار نموده‌ام؛

با مردان باطل ننشستهام و با منافقین داخل نخواهم شد.

از جماعت بدکاران نفرت می‌دارم و با طالحین نخواهم نشست.

دستهای خود را در صفا می‌شویم. مذبح تو را ای خداوند طواف خواهم نمود،

تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو را اخبار نمایم.

ای خداوند محل خانهٔ تو را دوست می‌دارم و مقام سکونت جلال تو را.

جانم را با گناهکارانجمع مکن و نه حیات مرا با مردمان خونریز،

که در دستهای ایشان آزار است و دست راست ایشان پر از رشوه است.

و امّا من در کمال خود سالک می‌باشم. مرا خلاصی ده و بر من رحم فرما.

پایم در جای هموار ایستاده است. خداوند را در جماعتها متبارک خواهم خواند.

مزمور 66

ای تمامیِ زمین، برای خدا بانگ شادمانی بزنید!

جلال نام او را بسرایید، و در تسبیح او جلال او را توصیف نمایید!

خدا را گویید، چه مَهیب است کارهای تو! از شدت قوّت تو دشمنانت نزد تو تذلل خواهند کرد!

تمامیِ زمین تو را پرستش خواهند کرد و تو را خواهند سرایید و به نام تو ترنم خواهند نمود. سِلاه.

بیایید کارهای خدا را مشاهده کنید. او درکارهای خود به بنی‌آدم مهیب است.

دریا را به خشکی مبدل ساخت و مردم از نهر با پا عبور کردند. در آنجا بدو شادی نمودیم.

در تواناییِ خود تا به ابد سلطنت می‌کند و چشمانش مراقب امّت‌ها است. فتنهانگیزانْ خویشتن را برنیفرازند، سِلاه.

ای قومها، خدای ما را متبارک خوانید و آواز تسبیح او را بشنوانید.

که جانهای ما را در حیات قرار می‌دهد و نمی‌گذارد که پایهای ما لغزش خورد.

زیرا ای خدا تو ما را امتحان کرده‌ای و ما را غال گذاشته‌ای چنانکه نقره را غال می‌گذارند.

ما را به دام درآوردی و باری گران بر پشتهای ما نهادی.

مردمان را بر سر ما سوار گردانیدی و به آتش و آب در آمدیم. پس ما را به جای خرم بیرون آوردی.

قربانی‌های سوختنی به خانهٔ تو خواهم آورد. نذرهای خود را به تو وفا خواهم نمود،

که لبهای خود را بر آنها گشودم و در زمان تنگیِ خود آنها را به زبان خود آوردم.

قربانی‌های سوختنیِ پرواری را نزد تو خواهم گذرانید. گوساله‌ها و بزها را با بخور قوچها ذبح خواهم کرد، سلاه.

ای همهٔٔ خداترسان بیایید و بشنوید تا از آنچه او برای جان من کرده است خبر دهم.

به دهانم نزد او آواز خود را بلند کردم و تسبیح بلند بر زبان من بود.

اگر بدی را در دل خود منظور می‌داشتم، خداوند مرا نمی‌شنید.

لیکن خدا مرا شنیده است و به آواز دعای من توجه فرموده.

متبارک باد خدا که دعای مرا از خود، و رحمت خویش را از من برنگردانیده است.

مزمور 69

خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.

در خَلاب ژرف فرو رفته‌ام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده‌ام و سیل مرا می‌پوشاند.

از فریاد خود خسته شده‌ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است.

آنانی که بی‌سبب از من نفرت دارند، از مویهای سرم زیاده‌اند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم، رد کردم.

ای خدا، تو حماقت مرا می‌دانی و گناهانم از تو مخفی نیست.

ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو به‌سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو به‌سبب من رسوا نگردند.

زیرا به خاطر تو متحمل عار گردیده‌ام و رسوایی روی من، مرا پوشیده است.

نزد برادرانم اجنبی شده‌ام و نزد پسران مادر خود غریب.

زیرا غیرت خانهٔ تو مرا خورده است و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردیده.

روزه داشته، جان خود را مثل اشک ریختهام. و این برای من عار گردیده است.

پلاس را لباس خود ساخته‌ام و نزد ایشان ضربالمثل گردیده‌ام.

دروازه نشینان دربارهٔٔ من حرف می‌زنند و سرود می‌گساران گشته‌ام.

و امّا من، ای خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو می‌کنم. ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستیِ نجات خود مرا مستجاب فرما.

مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم.

مگذار که سَیَلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد.

ای خداوند مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست. به کثرت رحمانیتت بر من توجه نما،

و روی خود را از بنده‌ات مپوشان زیرا در تنگی هستم. مرا بزودی مستجاب فرما.

به جانم نزدیک شده، آن را رستگار ساز. به‌سبب دشمنانم مرا فدیه ده.

تو عار و خجالت و رسوایی مرا می‌دانی و جمیع خصمانم پیش نظر تواند.

عار، دلِ مرا شکسته است و به شدت بیمار شده‌ام. انتظار مُشْفِقی کشیدم، ولی نبود و برای تسلیدهندگان، امّا نیافتم.

مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند.

پس مائدهٔ ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند، دامی باشد.

چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان.

خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد.

خانه‌های ایشان مخروبه گردد و در خیمه‌های ایشان هیچ‌کس ساکن نشود.

زیرا برکسی که تو زده‌ای جفا می‌کنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان می‌نمایند.

گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند.

از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند.

و امّا من، مسکین و دردمند هستم. پس ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد.

و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود.

و این پسندیدهٔ خدا خواهد بود، زیاده از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد.

حلیمان این را دیده، شادمان شوند، و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد،

زیرا خداوند فقیران را مستجاب می‌کند و اسیران خود را حقیر نمی‌شمارد.

آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنها می‌جنبد.

زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند.

و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید.

مزامیر زیر از ساعت سوم برگزیده شده‌اند:

خدایا مرا نجات ده! زیرا آبها به جان من درآمده است.

در خَلاب ژرف فرو رفته‌ام، جایی که نتوان ایستاد. به آبهای عمیق درآمده‌ام و سیل مرا می‌پوشاند.

از فریاد خود خسته شده‌ام و گلوی من سوخته و چشمانم از انتظار خدا تار گردیده است.

آنانی که بی‌سبب از من نفرت دارند، از مویهای سرم زیاده‌اند و دشمنانِ ناحقِ من که قصد هلاکت من دارند زورآورند. پس آنچه نگرفته بودم، رد کردم.

ای خدا، تو حماقت مرا می‌دانی و گناهانم از تو مخفی نیست.

ای خداوند یهوه صبایوت، منتظرین تو به‌سبب من خجل نشوند. ای خدای اسرائیل، طالبان تو به‌سبب من رسوا نگردند.

زیرا به خاطر تو متحمل عار گردیده‌ام و رسوایی روی من، مرا پوشیده است.

نزد برادرانم اجنبی شده‌ام و نزد پسران مادر خود غریب.

زیرا غیرت خانهٔ تو مرا خورده است و ملامتهای ملامتکنندگان تو بر من طاری گردیده.

روزه داشته، جان خود را مثل اشک ریختهام. و این برای من عار گردیده است.

پلاس را لباس خود ساخته‌ام و نزد ایشان ضربالمثل گردیده‌ام.

دروازه نشینان دربارهٔٔ من حرف می‌زنند و سرود می‌گساران گشته‌ام.

و امّا من، ای خداوند دعای خود را در وقت اجابت نزد تو می‌کنم. ای خدا در کثرت رحمانیت خود و راستیِ نجات خود مرا مستجاب فرما.

مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم.

مگذار که سَیَلان آب مرا بپوشاند و ژرفی مرا ببلعد و هاویه دهان خود را بر من ببندد.

ای خداوند مرا مستجاب فرما زیرا رحمت تو نیکوست. به کثرت رحمانیتت بر من توجه نما،

و روی خود را از بنده‌ات مپوشان زیرا در تنگی هستم. مرا بزودی مستجاب فرما.

به جانم نزدیک شده، آن را رستگار ساز. به‌سبب دشمنانم مرا فدیه ده.

تو عار و خجالت و رسوایی مرا می‌دانی و جمیع خصمانم پیش نظر تواند.

عار، دلِ مرا شکسته است و به شدت بیمار شده‌ام. انتظار مُشْفِقی کشیدم، ولی نبود و برای تسلیدهندگان، امّا نیافتم.

مرا برای خوراک زردآب دادند و چون تشنه بودم مرا سرکه نوشانیدند.

پس مائدهٔ ایشان پیش روی ایشان تله باد و چون مطمئن هستند، دامی باشد.

چشمان ایشان تار گردد تا نبینند و کمرهای ایشان را دائماً لرزان گردان.

خشم خود را بر ایشان بریز و سورت غضب تو ایشان را دریابد.

خانه‌های ایشان مخروبه گردد و در خیمه‌های ایشان هیچ‌کس ساکن نشود.

زیرا برکسی که تو زده‌ای جفا می‌کنند و دردهای کوفتگان تو را اعلان می‌نمایند.

گناه بر گناه ایشان مزید کن و در عدالت تو داخل نشوند.

از دفتر حیات محوشوند و با صالحین مرقوم نگردند.

و امّا من، مسکین و دردمند هستم. پس ای خدا، نجات تو مرا سرافراز سازد.

و نام خدا را با سرود تسبیح خواهم خواند و او را با حمد تعظیم خواهم نمود.

و این پسندیدهٔ خدا خواهد بود، زیاده از گاو و گوسالهای که شاخها و سمها دارد.

حلیمان این را دیده، شادمان شوند، و ای طالبان خدا دل شما زنده گردد،

زیرا خداوند فقیران را مستجاب می‌کند و اسیران خود را حقیر نمی‌شمارد.

آسمان و زمین او را تسبیح بخوانند. آبها نیز و آنچه در آنها می‌جنبد.

زیرا خدا صهیون را نجات خواهد داد و شهرهای یهودا را بنا خواهد نمود تا در آنجا سکونت نمایند و آن را متصرف گردند.

و ذریت بندگانش وارث آن خواهند شد و آنانی که نام او را دوست دارند، در آن ساکن خواهند گردید.

مزمور 22

ای خدای من، ای خدای من، چرا مرا ترک کرده‌ای و از نجات من و سخنان فریادم دور هستی؟

ای خدای من، در روز می‌خوانم و مرا اجابت نمی‌کنی، در شب نیز؛ ومرا خاموشی نیست.

و امّا تو قدوس هستی، ای که بر تسبیحات اسرائیل نشسته‌ای.

پدران ما بر تو توکل داشتند؛ بر تو توکل داشتند و ایشان را خلاصی دادی؛

نزد تو فریاد برآوردند و رهایی یافتند؛ بر تو توکل داشتند، پس خجل نشدند.

و امّا من کِرم هستم و انسان نی؛ عار آدمیان هستم و حقیر شمرده شدهٔ قوم.

هرکه مرا بیند به من استهزا می‌کند. لبهای خود را باز می‌کنند و سرهای خود را می‌جنبانند ،

بر خداوند توکل کن پس او را خلاصی بدهد. او را برهاند چونکه به وی رغبت می‌دارد.

زیرا که تو مرا از شکم بیرون آوردی؛ وقتی که بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی.

از رحم بر تو انداخته شدم؛ از شکم مادرم خدای من تو هستی.

از من دور مباش زیرا تنگی نزدیک است و کسی نیست که مدد کند.

گاوان نرِ بسیار دور مرا گرفته‌اند؛ زورمندان باشان مرا احاطه کرده‌اند.

دهان خود را بر من باز کردند، مثل شیر درندهٔ غران.

مثل آب ریخته شده‌ام و همهٔٔ استخوانهایم از هم گسیخته؛ دلم مثل موم گردیده، در میان احشایم گداخته شده است.

قوّت من مثل سفال خشک شده و زبانم به کامم چسبیده؛ و مرا به خاک موت نهاده‌ای.

زیرا سگان دور مرا گرفته‌اند؛ جماعت اشرار مرا احاطه کرده، دستها و پایهای مرا سفتهاند.

همهٔٔ استخوانهای خود را می‌شمارم. ایشان به من چشم دوخته، می‌نگرند.

رخت مرا در میان خود تقسیم کردند و بر لباس من قرعه انداختند.

امّا تو ای خداوند، دور مباش! ای قوّت من، برای نصرت من شتاب کن.

جان مرا از شمشیر خلاص کن و یگانهٔ مرا از دست سگان.

مرا از دهان شیر خلاصی ده، ای که از میان شاخهای گاو وحشی مرا اجابت کرده‌ای.

نام تو را به برادران خود اعلام خواهم کرد؛ در میان جماعت تو را تسبیح خواهم خواند.

ای ترسندگان خداوند او را حمد گویید؛ تمام ذریت یعقوب او را تمجید نمایید و جمیع ذریت اسرائیل از وی بترسید.

زیرا مسکنت مسکین را حقیر و خوار نشمرده، و روی خود را از او نپوشانیده است؛ و چون نزد وی فریاد برآورد، او را اجابت فرمود.

تسبیح من در جماعت بزرگ از تو است. نذرهای خود را به حضور ترسندگانت ادا خواهم نمود.

حلیمان غذا خورده، سیر خواهند شد؛ و طالبان خداوند او را تسبیح خواهند خواند؛ و دلهای شما زیست خواهد کرد تا ابدالآباد.

جمیع کرانه‌های زمین متذکر شده، بسوی خداوند بازگشت خواهند نمود؛ و همهٔٔ قبایل امّت‌ها به حضور تو سجده خواهند کرد.

زیرا سلطنت از آن خداوند است و او بر امّت‌ها مسلط است.

همهٔ متموّلان زمین غذا خورده، سجده خواهند کرد؛ و به حضور وی هر که به خاک فرو می‌رود رکوع خواهد نمود؛ و کسی جان خود را زنده نخواهد ساخت.

ذریتی او را عبادت خواهند کرد و دربارهٔٔ خداوند طبقهٔ بعد را اِخبار خواهند نمود.

ایشان خواهند آمد و از عدالت او خبر خواهند داد قومی را که متولد خواهند شد، که او این کار کرده است.

مزمور 29

ای فرزندان خدا، خداوند را توصیف کنید. جلال و قوّت را برای خداوند توصیف نمایید.

خداوند را به جلال اسم او تمجید نمایید. خداوند را در زینت قدوسیّت سجده کنید.

آواز خداوند فوق آبها است. خدای جلال رعد می‌دهد. خداوند بالای آبهای بسیار است.

آواز خداوند با قوّت است. آواز خداوند با جلال است.

آواز خداوند سروهای آزاد را می‌شکند. خداوند سروهای آزاد لبنان را می‌شکند.

آنها را مثل گوساله می‌جهاند. لبنان و سریون را مثل بچهٔ گاو وحشی.

آواز خداوند زبانه‌های آتش را می‌شکافد.

آواز خداوند صحرا را متزلزل می‌سازد. خداوند صحرای قادِشْ را متزلزل می‌سازد.

آواز خداوند غزالها را به درد زه می‌اندازد، و جنگل را بیبرگ می‌گرداند. و در هیکل او جمیعاً جلال را ذکر می‌کنند.

خداوند بر طوفان جلوس نموده. خداوند نشسته است پادشاه تا ابدالآباد.

خداوند قوم خود را قوّت خواهد بخشید. خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک خواهد نمود.

مزمور 42

چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد.

جان من تشنهٔ خداست تشنهٔ خدای حیّ، که کی بیایم و به حضور خدا حاضر شوم.

اشکهایم روز و شب نان من می‌بود، چون تمامی روز مرا می‌گفتند، خدای تو کجاست؟

چون این را به یاد می‌آورم، جان خود را بر خود می‌ریزم. چگونه با جماعت می‌رفتم و ایشان را به خانهٔ خدا پیشروی می‌کردم، به آواز ترنم و تسبیح در گروه عید کنندگان.

ای جانم چرا منحنی شده‌ای و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را برای نجات روی او باز حمد خواهم گفت.

ای خدای من، جانم در من منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد، از کوه‌های حرمون و از جبل مِصْغَر.

لجّه به لجّه ندا می‌دهد از آواز آبشارهای تو؛ جمیع خیزابها و موجهای تو بر من گذشته است.

در روزْ خداوند رحمت خود را خواهد فرمود، و در شبْ سرود او با من خواهد بود و دعا نزد خدای حیات من.

به خدا گفته‌ام، ای صخرهٔ من چرا مرا فراموش کرده‌ای؟ چرا به‌سبب ظلم دشمن ماتمکنان تردد بکنم؟

دشمنانم به کوبیدگی در استخوانهایم مرا ملامت می‌کنند، چونکه همه روزه مرا می‌گویند، خدای تو کجاست؟

ای جان من چرا منحنی شده و چرا در من پریشان گشته‌ای؟ بر خدا امید دار زیرا که او را بازحمد خواهم گفت، که نجات روی من و خدای من است.

مزامیر زیر از ساعت ششم برگزیده شده‌اند:

ای خدا بر من رحم فرما، زیرا که انسانمرا به شدت تعاقب می‌کند. تمامی روز جنگ کرده، مرا اذیت می‌نماید.

خصمانم تمامیِ روز مرا به شدت تعاقب می‌کنند. زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند.

هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکّل خواهم داشت.

در خدا کلام او را خواهم ستود. بر خدا توکّل کرده، نخواهم ترسید. انسان به من چه می‌تواند کرد؟

هر روزه سخنان مرا منحرف می‌سازند. همهٔ فکرهای ایشان دربارهٔٔ من برشرارت است.

ایشان جمع شده، کمین می‌سازند. بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند.

آیا ایشان به‌سبب شرارت خود نجات خواهند یافت؟ ای خدا امّت‌ها را در غضب خویش بینداز.

تو آوارگیهای مرا تقریر کرده‌ای. اشکهایم را در مشک خود بگذار. آیا این در دفتر تو نیست؟

آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید. این را می‌دانم زیرا خدا با من است.

در خدا کلام او را خواهم ستود. در خداوند کلام او را خواهم ستود.

بر خدا توکّل دارم پس نخواهم ترسید. آدمیان به من چه می‌توانند کرد؟

ای خدا نذرهای تو بر مناست. قربانی‌های حمد را نزد تو خواهم گذرانید.

زیرا که جانم را از موت رهانیده‌ای. آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگان به حضور خدا سالک باشم؟

مزمور 56

ای خدا بر من رحم فرما، زیرا که انسانمرا به شدت تعاقب می‌کند. تمامی روز جنگ کرده، مرا اذیت می‌نماید.

خصمانم تمامیِ روز مرا به شدت تعاقب می‌کنند. زیرا که بسیاری با تکبر با من می‌جنگند.

هنگامی که ترسان شوم، من بر تو توکّل خواهم داشت.

در خدا کلام او را خواهم ستود. بر خدا توکّل کرده، نخواهم ترسید. انسان به من چه می‌تواند کرد؟

هر روزه سخنان مرا منحرف می‌سازند. همهٔ فکرهای ایشان دربارهٔٔ من برشرارت است.

ایشان جمع شده، کمین می‌سازند. بر قدمهای من چشم دارند زیرا قصد جان من دارند.

آیا ایشان به‌سبب شرارت خود نجات خواهند یافت؟ ای خدا امّت‌ها را در غضب خویش بینداز.

تو آوارگیهای مرا تقریر کرده‌ای. اشکهایم را در مشک خود بگذار. آیا این در دفتر تو نیست؟

آنگاه در روزی که تو را بخوانم دشمنانم روخواهند گردانید. این را می‌دانم زیرا خدا با من است.

در خدا کلام او را خواهم ستود. در خداوند کلام او را خواهم ستود.

بر خدا توکّل دارم پس نخواهم ترسید. آدمیان به من چه می‌توانند کرد؟

ای خدا نذرهای تو بر مناست. قربانی‌های حمد را نزد تو خواهم گذرانید.

زیرا که جانم را از موت رهانیده‌ای. آیا پایهایم را نیز از لغزیدن نگاه نخواهی داشت تا در نور زندگان به حضور خدا سالک باشم؟

مزمور 85

ای خداوند از زمین خود راضی شده‌ای. اسیریِ یعقوب را باز آورده‌ای.

عصیان قوم خود را عفو کرده‌ای. تمامیِ گناهان ایشان را پوشانیده‌ای، سلاه.

تمامیِ غضب خود را برداشته و از حدت خشم خویش رجوع کرده‌ای.

ای خدای نجات ما، ما را برگردان و غیظ خود را از ما بردار.

آیا تا به ابد با ما غضبناک خواهی بود؟ و خشم خویش را نسلاً بعد نسل طول خواهی داد؟

آیا برگشته ما را حیات نخواهی داد تا قوم تو در تو شادی نمایند؟

ای خداوند رحمت خود را بر ما ظاهر کن و نجات خویش را به ما عطا فرما.

آنچه خدا یهوهمی‌گوید خواهم شنید زیرا به قوم خود و به مقدّسان خویش به سلامتی خواهد گفت تا بسوی جهالت برنگردند.

یقیناً نجات او به ترسندگان او نزدیک است تا جلال در زمین ما ساکن شود.

رحمت و راستی با هم ملاقات کرده‌اند. عدالت و سلامتی یکدیگر را بوسیده‌اند.

راستی از زمین خواهد رویید و عدالت از آسمان خواهد نگریست.

خداوند نیز چیزهای نیکو را خواهد بخشید و زمین ما محصول خود را خواهد داد.

عدالت پیش روی او خواهد خرامید و آثار خود را طریقی خواهد ساخت.

مزمور 90

ای خداوند مسکن ما تو بوده‌ای، در جمیع نسلها،

قبل از آنکه کوه‌ها به وجود آید و زمین و ربع مسکون را بیافرینی. از ازل تا به ابد تو خدا هستی.

انسان را به غباربرمی‌گردانی، و می‌گویی ای بنی‌آدم رجوع نمایید.

زیرا که هزار سال در نظر تو مثل دیروز است که گذشته باشد و مثل پاسی از شب.

مثل سیلاب ایشان را رُفتْهای و مثل خواب شده‌اند. بامدادان مثل گیاهی که می‌روید.

بامدادان می‌شکُفَدْ و می‌روید. شامگاهان بریده و پژمرده می‌شود.

زیرا که در غضب تو کاهیده می‌شویم و در خشم تو پریشان می‌گردیم.

چونکه گناهان ما را در نظر خود گذارده‌ای و خفایای ما را در نور روی خویش.

زیرا که تمام روزهای ما در خشم تو سپری شد و سالهای خود را مثل خیالی بسر برده‌ایم.

ایّام عمر ما هفتاد سال است و اگر از بُنیه، هشتاد سال باشد. لیکن فخر آنها محنت و بطالت است زیرا به زودی تمام شده، پرواز می‌کنیم.

کیست که شدت خشم تو را می‌داند و غضب تو را چنانکه از تو می‌باید ترسید؟

ما را تعلیم ده تا ایام خود را بشماریم تا دل خردمندی را حاصل نماییم.

رجوع کن ای خداوند ! تا به کی؟ و بر بندگان خود شفقت فرما.

صبحگاهان ما را از رحمت خود سیر کن تا تمامیِ عمر خود ترنم و شادی نماییم.

ما را شادمان گردان به عوض ایّامی که ما را مبتلا ساختی و سالهایی که بدی را دیده‌ایم.

اعمال تو بر بندگانت ظاهر بشود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان.

جمال خداوند خدای ما بر ما باد و عمل دستهای ما را بر ما استوار ساز! عمل دستهای ما را استوار گردان!

مزمورِ یکصد و نهم

«یهوه به خداوندِ من گفت: به دستِ راستِ من بنشین تا دشمنانت را پای‌اندازِ قدم‌های تو سازم. عصای توانایی را خداوند از صهیون برایت می‌فرستد؛ در میانِ دشمنانت حکومت خواهی کرد. قومِ تو در روزِ قوّتت با نیکویی‌های قدیسان نزدت حاضر خواهد شد. از رَحِم، پیش از ستارۀ صبح تو را زاییده‌ام.

خداوند سوگند خورد و پشیمان نخواهد شد: تو کاهن هستی تا ابد بر طقسِ مَلْکی‌صادق. خداوند به دستِ راستِ توست؛ در روزِ غضبش پادشاهان را خرد خواهد ساخت. در میانِ امّت‌ها داوری خواهد کرد و آن‌ها را از لاشه‌ها پر خواهد نمود؛ سرهای بسیاری را بر زمین خواهد کوفت. در راه از نهر خواهد نوشید؛ از این رو سرِ خود را برافرازد.» هللویا.

مزمور 96

زمین خداوند را بسرایید!

خداوند را بسرایید و نام او را متبارک خوانید! روز به روز نجات او را اعلام نمایید.

در میان امّت‌ها جلال او را ذکر کنید و کارهای عجیب او را در جمیع قومها.

زیرا خداوند عظیم است و بی‌نهایت حمید. و او مهیب است بر جمیع خدایان.

زیراجمیع خدایانِ امّت‌ها بتهایند، لیکن یهوه آسمانها را آفرید.

مجد و جلال به حضور وی است و قوّت و جمال در قدس وی.

ای قبایل قوم ها خداوند را توصیف نمایید! خداوند را به جلال و قوّت توصیف نمایید!

خداوند را به جلال اسم او توصیف نمایید! هدیه بیاورید و به صحنهای او بیایید!

خداوند را در زینت قدوسیّت بپرستید! ای تمامی زمین از حضور وی بلرزید!

در میان امّت‌ها گویید خداوند سلطنت گرفته است. ربع مسکون نیز پایدار شد و جنبش نخواهد خورد. قومها را به انصاف داوری خواهد نمود.

آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نماید.

صحرا و هر چه در آن است، به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود

به حضور خداوند زیرا که می‌آید، زیرا که برای داوری جهان می‌آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد و قومها را به امانت خود.

مزمور 109

ای خدای تسبیح من، خاموش مباش!

زیرا که دهانِ شرارت و دهانِ فریب را بر من گشوده‌اند، و به زبان دروغ بر من سخن گفته‌اند.

به سخنان کینه مرا احاطه کرده‌اند و بی‌سبب با من جنگ نموده‌اند.

به عوض محبّتِ من، با من مخالفت می‌کنند، و امّا من دعا.

و به عوض نیکویی به من بدی کرده‌اند، و به عوض محبّت، عداوت نموده.

مردی شریر را بر او بگمار، و دشمن به دست راست او بایستد.

هنگامی که در محاکمه بیاید، خطا کار بیرون آید و دعای او گناه بشود.

ایّام عمرش کم شود و منصب او را دیگری ضبط نماید.

فرزندان او یتیم بشوند و زوجه وی بیوه گردد.

و فرزندان او آواره شده، گدایی بکنند و از خرابه‌های خود قوّت را بجویند.

طلبکار تمامی مایملک او را ضبط نماید و اجنبیان محنت او را تاراج کنند.

کسی نباشد که بر او رحمت کند و بر یتیمانِ وی احدی رأفت ننماید.

ذرّیت وی منقطع گردند و در طبقه بعد نام ایشان محو شود.

عصیان پدرانش نزد خداوند به یاد آورده شود و گناه مادرش محو نگردد.

و آنها در مدّ نظر خداوند دائماً بماند تا یادگاری ایشان را از زمین ببُرَد.

زیرا که رحمت نمودن را به یاد نیاوَرْد، بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تا او را به قتل رساند.

چون که لعنت را دوست می‌داشت، بدو رسیده و چون که برکت را نمی‌خواست، از او دور شده است.

و لعنت را مثل ردای خود در بر گرفت و مثل آب به شکمش درآمد و مثل روغن در استخوانهای وی.

پس مثل جامهای که او را می‌پوشاند، و چون کمربندی که به آن همیشه بسته می‌شود، خواهد بود.

این است اجرت مخالفانم از جانب خداوند و برای آنانی که بر جان من بدی می‌گویند.

امّا تو ای یهوّه خداوند، به خاطر نام خود با من عمل نما؛ چون که رحمت تو نیکوست، مرا خلاصی ده.

زیرا که من فقیر و مسکین هستم و دل من در اندرونم مجروح است.

مثل سایهای که در زوال باشد، رفته‌ام و مثل ملخ رانده شده‌ام.

زانوهایم از روزه داشتن می‌لرزد و گوشتم از فربهی کاهیده می‌شود.

و من نزد ایشان عار گردیده‌ام. چون مرا می‌بینند سر خود را می‌جنبانند.

ای یهوه خدای من مرا اعانت فرما، و به حسب رحمت خود مرا نجات ده،

تا بدانند که این است دست تو، و تو ای خداوند این را کرده‌ای.

ایشان لعنت بکنند، امّا تو برکت بده. ایشان برخیزند و خجل گردند و امّا بندهٔ تو شادمان شود.

جفا کنندگانم به رسوایی ملبّس شوند و خجالت خویش را مثل ردا بپوشند.

خداوند را به زبان خود بسیار تشکّر خواهم کرد و او را در جماعت کثیر حمد خواهم گفت.

زیرا که به دست راست مسکین خواهد ایستادتا او را از آنانی که بر جان او فتوا می‌دهند برهاند.

مزمور 114

اجنبی زبان،

یهودا مَقْدَس او بود و اسرائیل محّل سلطنت وی.

دریا این را بدید و گریخت و اردن به عقب برگشت.

کوه‌ها مثل قوچها به جستن درآمدند و تلها مثل بره‌های گله.

ای دریا تو را چه شد که گریختی؟ و ای اردن که به عقب برگشتی؟

ای کوه‌ها که مثل قوچها به جستن درآمدید و ای تلها که مثل بره‌های گله.

ای زمیناز حضور خداوند متزلزل شو و از حضور خدای یعقوب.

که صخره را دریاچه آب گردانید و سنگ خارا را چشمه آب.

مزمور 115

ما را نی، ای خداوند ! ما را نی، بلکه نام خود را جلال ده! به‌سبب رحمتت و به‌سبب راستی خویش.

امّت‌ها چرا بگویند که خدای ایشان الآن کجاست؟

امّا خدای ما در آسمانهاست. آنچه را که اراده نمود، به عمل آورده است.

بتهای ایشان نقره و طلاست، از صنعت دستهای انسان.

آنها را دهان است و سخن نمی‌گویند. آنها را چشمهاست و نمی‌بینند.

آنها را گوشهاست و نمی‌شنوند. آنها را بینی است و نمی‌بویند.

دستها دارند و لمس نمی‌کنند. و پایها و راه نمی‌روند. و به گلوی خود تنطّق نمی‌نمایند.

سازندگان آنها مثل آنها هستند، و هر که بر آنها توکّل دارد.

ای اسرائیل بر خداوند توکّل نما. او معاون و سپر ایشان است.

ای خاندانِ هارون بر خداوند توکّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است.

ای ترسندگانِ خداوند، بر خداوند توکّل نمایید. او معاون و سپر ایشان است.

خداوند ما را به یاد آورده، برکت می‌دهد. خاندان اسرائیل را برکت خواهد داد و خاندان هارون را برکت خواهد داد.

ترسندگان خداوند را برکت خواهد داد، چه کوچک و چه بزرگ.

خداوند شما را ترقی خواهد داد، شما و فرزندان شما را.

شما مبارک خداوند هستید که آسمان و زمین را آفرید.

آسمانها، آسمانهای خداوند است و امّا زمین را به بنی‌آدم عطا فرمود.

مردگان نیستند که یاه را تسبیح می‌خوانند؛ و نه آنانی که به خاموشی فرو می‌روند.

لیکن ما یاه را متبارک خواهیم خواند، از الآن و تا ابدالآباد. هلّلویاه!

مزمورِ یکصد و بیست‌ونهَم

«از ژرفا تو را خواندم، ای خداوند؛ ای خداوند، آوازِ من را بشنو. گوش‌های تو متوجه به آوازِ تضرّعِ من باشد. اگر گناهان را حساب کنی، ای خداوند، ای خداوند، که‌ایستد؟ زیرا که نزدِ تو آمرزش است. به‌خاطر نامِ تو منتظر بوده‌ام، ای خداوند؛ جانم برای شریعتت منتظر بوده است. جانم خداوند را انتظار کشیده است، از پاسِ صبح تا شب؛ از پاسِ صبح، اسرائیل خداوند را انتظار کشد؛ زیرا که رحمت نزدِ خداوند است و رستگاری‌اش عظیم است؛ و او اسرائیل را از همۀ گناهانش فدیه خواهد داد.» هللویا.

مزمور 120

نزد خداوند در تنگی خود فریاد کردم و مرا اجابت فرمود.

ای خداوند جان مرا خلاصی ده از لب دروغ و از زبان حیلهگر.

چه چیز به تو داده شود و چه چیز بر تو افزوده گردد، ای زبان حیلهگر؟

تیرهای تیز جبّاران با اخگرهای طاق!

وای بر من که در ماشک مأوا گزیده‌ام و در خیمه‌های قیدار ساکن شده‌ام.

چه طویل شد سکونت جان من با کسی که سلامتی را دشمن می‌دارد!

من از اهل سلامتی هستم، لیکن چونسخن می‌گویم، ایشان آماده جنگ می‌باشند.

مزمورِ یکصد و سی‌ویکُم

«به یاد آور، ای خداوند، داود و تمامیِ زحماتِ او؛ چگونه برای خداوند سوگند خورد و نذر نمود برای خدایِ یعقوب که: به مسکنِ خانۀ خود داخل نشوم و بر بسترِ خوابِ خویش برنخیزم و به چشمانِ خود خواب ندهم و به پلک‌های خویش چُرت نگذارم و به صدغ‌های خود آرامش ندهم تا مکانی برای خداوند بیابم و مسکنی برای خدایِ یعقوب. اینک در افراته از آن آگاه شدیم و در موضعِ جنگل آن را یافتیم. پس به مساکنِ او داخل شویم و در موضعی که قدم‌های او قرار گرفته است، سجده نماییم.

ای خداوند، به آرامگاهت قیام کن؛ تو و تابوتِ موضعِ قدوست. کاهنانِ تو لباسِ عدالت در بر کنند و پارسایانت وجد نمایند. به‌خاطرِ داود، بندۀ تو، رویِ خود را از مسیحت باز مگردان. خداوند برای داود به راستی سوگند خورد و از آن رجوع نخواهد کرد که: از میوۀ رحمِ تو کسی را بر تختِ تو خواهم نشاند. اگر پسرانت عهدِ مرا نگاه دارند و شهاداتم را که به ایشان می‌آموزم رعایت کنند، آنگاه پسرانِ ایشان نیز تا ابدالآباد بر تختِ تو خواهند نشست. زیرا خداوند صهیون را اختیار کرد و آن را برای مسکنِ خود پسندید. این است موضعِ آرامِ من تا ابدالآباد؛ این‌جا ساکن خواهم شد، زیرا که آن را خواسته‌ام. رزقِ آن را به برکت برکت خواهم داد و مسکینانش را از نان سیر خواهم ساخت. کاهنانش را به نجات ملبّس خواهم نمود و پارسایانش وجد وجد خواهند کرد. در آن‌جا برای داود شاخی برپا خواهم نمود؛ برای مسیحم چراغی مهیّا کرده‌ام. دشمنانش را به شرم ملبّس خواهم نمود و بر او تقدّسِ من شکوفه خواهد زد.» هللویا.

مزمورِ یکصد و سی‌ودوم

«اینک چه نیکو و چه خوش است که برادران با هم ساکن باشند؛ چون روغنِ نیکو بر سر که بر ریش فرو می‌چکد، ریشِ هارون، که بر گریبانِ لباسش فرو می‌آید؛ و چون شبنمِ حرمون که بر کوهِ صهیون فرو می‌ریزد؛ زیرا در آن‌جا خداوند برکت و حیات را تا ابد امر فرموده است.» هللویا.

مزمور 129

چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند. اسرائیل الآن بگویند،

چه بسیار از طفولیّتم مرا اذیّت رسانیدند. لیکن بر من غالب نیامدند.

شیار کنندگان بر پشت من شیار کردند، و شیارهای خود را دراز نمودند.

امّا خداوند عادل است و بندهای شریران را گسیخت.

خجل و برگردانیده شوند همهٔ کسانی که از صهیون نفرت دارند.

مثل گیاه بر پشتبامها باشند، که پیش از آن که آن را بچینند میخشکد.

که درونده دست خود را از آن پر نمی‌کند و نه دسته بند آغوش خود را.

و راه‌گذران نمی‌گویند برکت خداوند بر شما باد. شما را به نام خداوند مبارک می‌خوانیم.

مزمور 130

ای خداوند از عمق‌ها نزد تو فریاد برآوردم.

ای خداوند! آواز مرا بشنو و گوشهای تو به آواز تضرّع من ملتفت شود.

ای یاه، اگر گناهان را به نظر آوری، کیست ای خداوند که به حضور تو بایستد؟

لیکن مغفرت نزد توست تا از تو بترسند.

منتظر خداوند هستم. جان من منتظر است و به کلام او امیدوارم.

جان من منتظر خداوند است، زیاده از منتظران صبح؛ بلی زیاده از منتظران صبح.

اسرائیل برای خداوند امیدوار باشند زیرا که رحمت نزد خداوند است و نزد اوست نجات فراوان.

و او اسرائیل را فدیه خواهد داد، از جمیع گناهان وی.

مزمور 131

ای خداوند، دل من متکبّر نیست و نه چشمانم برافراشته و خویشتن را به کارهای بزرگ مشغول نساختم، و نه به کارهایی که از عقل من بعید است.

بلکه جان خود را آرام و ساکت ساختم، مثل بچهای از شیر باز داشته شده، نزد مادر خود. جانم در من بود، مثل بچه از شیر بازداشته شده.

اسرائیل بر خداوند امیدوار باشند، از الآن و تا ابدالآباد.

مزمور 132

ای خداوند برای داود به یاد آور،همهٔ مذلّتهای او را.

چگونه برای خداوند قسم خورد و برای قادر مطلق یعقوب نذر نمود

که به خیمهٔٔ خانهٔ خود هرگز داخل نخواهم شد، و بر بستر تختخواب خود برنخواهم آمد،

خواب به چشمان خود نخواهم داد و نه پینکی به مژگان خویش،

تا مکانی برای خداوند پیدا کنم و مسکنی برای قادر مطلق یعقوب.

اینک، ذکر آن را در افراته شنیدیم و آن را در صحرای یعاریم یافتیم.

به مسکنهای او داخل شویم و نزد قدمگاه وی پرستش نماییم.

ای خداوند به آرامگاه خود برخیز و بیا، تو و تابوت قوّت تو.

کاهنانِ تو به عدالت ملبّس شوند و مقّدسانت ترنّم نمایند.

به خاطر بندهٔ خود داود، روی مسیح خود را برمگردان.

خداوند برای داود به راستی قسم خورد و از آن برنخواهد گشت که از ثمرهٔ صُلب تو بر تخت تو خواهم گذاشت.

اگر پسران تو عهد مرا نگاه دارند و شهاداتم را که بدیشان می‌آموزم، پسران ایشان نیز بر کرسی تو تا به ابد خواهند نشست.

زیرا که خداوند صهیون را برگزیده است و آن را برای مسکن خویش مرغوب فرموده.

این است آرامگاه من تا ابدالآباد. اینجا ساکن خواهم بود زیرا در این رغبت دارم.

آذوقه آن را هرآینه برکت خواهم داد و فقیرانش را به نان سیر خواهم ساخت،

و کاهنانش را به نجات ملبّس خواهم ساخت و مقدّسانش هرآینه ترنّم خواهند نمود.

در آنجا شاخ داود را خواهم رویانید و چراغی برای مسیح خود آماده خواهم ساخت.

دشمنان او را به خجالت ملبّس خواهم ساخت و تاج او بر وی شکوفه خواهد آورد.

مزمور 133

اینک، چه خوش و چه دلپسند است که برادران به یکدلی با هم ساکن شوند.

مثل روغنِ نیکو بر سر است که به ریش فرود می‌آید، یعنی به ریش هارون که به دامن ردایش فرود می‌آید.

و مثل شبنم حرمون است که بر کوه‌های صهیون فرود می‌آید. زیرا که در آنجا خداوند برکت خود را فرموده است، یعنی حیات را تا ابدالآباد.

مزمور 136

خداوند را حمد گویید زیرا که نیکو است و رحمت او تا ابدالآباد است.

خدای خدایان را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

ربّ الارباب را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که تنها کارهای عجیب عظیم می‌کند، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که آسمانها را به حکمت آفرید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که زمین را بر آبها گسترانید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که نیّرهای بزرگ آفرید زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

آفتاب را برای سلطنت روز، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

ماه و ستارگان را برای سلطنت شب، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

که مصر را در نخستزادگانش زد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و اسرائیل را از میان ایشان بیرون آورد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

با دست قویّ و بازوی دراز، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که بحر قلزم را به دو بهره تقسیم کرد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و اسرائیل را از میان آن گذرانید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و فرعون و لشکر او را در بحرقلزم انداخت، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

او را که قوم خویش را در صحرا رهبری نمود، زیرا که رحمت او تاابدالآباد است.

او را که پادشاهان بزرگ را زد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و پادشاهان ناموَر را کشت، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

سیحون پادشاه اموریان را، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و عوج پادشاه باشان را، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و زمین ایشان را به ارثیّت داد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

یعنی به ارثیّت بندهٔ خویش اسرائیل، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و ما را در مذلّت ما به یاد آورد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

و مارا از دشمنان ما رهایی داد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

که همهٔ بشر را روزی می‌دهد، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

خدای آسمانها را حمد گویید، زیرا که رحمت او تا ابدالآباد است.

مزمور 140

ای خداوند، مرا از مرد شریر رهایی ده و از مرد ظالم مرا محفوظ فرما!

که در دلهای خود در شرارت تفکّر می‌کنند و تمامی روز برای جنگ جمع می‌شوند.

دندانهای خود را مثل مار تیز می‌کنند و زهر افعی زیر لب ایشان است، سلاه.

ای خداوند مرا از دست شریر نگاه دار، از مرد ظالم مرا محافظت فرما که تدبیر می‌کنند تا پایهای مرا بلغزانند.

متکبّران برای من تله و ریسمانها پنهان کرده و دام به سر راه گسترده، و کمنده‌ا برای من نهاده‌اند، سلاه.

به خداوند گفتم، تو خدای من هستی. ای خداوند، آواز تضرّع مرا بشنو!

ای یهوّه خداوند که قوّت نجات من هستی، تو سر مرا در روز جنگ پوشانیده‌ای.

ای خداوند، آرزوهای شریر را برایش برمیاور و تدابیر ایشان را به انجام مرسان مبادا سرافراشته شوند، سلاه.

و امّا سرهای آنانی که مرا احاطه می‌کنند، شرارتِ لبهای ایشان، آنها را خواهد پوشانید.

اخگرهای سوزنده را بر ایشان خواهند ریخت، ایشان را در آتش خواهند انداخت و در ژرفیها که دیگر نخواهند برخاست.

مرد بدگو در زمین پایدار نخواهد شد. مرد ظالم را شرارت صید خواهد کرد تا او را هلاک کند.

می‌دانم که خداوند دادرسی فقیر را خواهد کرد و داوری مسکینان را خواهد نمود.

هر آینه عادلان نام تو را حمد خواهند گفت و راستان به حضور تو ساکن خواهند شد.

مزمور 145

ای خدای من، ای پادشاه، تو را متعال می‌خوانم و نام تو را متبارک می‌گویم، تا ابدالآباد!

تمامی روز تو را متبارک می‌خوانم، و نام تو را حمد می‌گویم تا ابدالآباد.

خداوند عظیم است و بی‌نهایت ممدوح، و عظمت او را تفتیش نتوان کرد.

طبقه تا طبقه اعمال تو را تسبیح می‌خوانند و کارهای عظیم تو را بیان خواهند نمود.

در مجد جلیل کبریایی تو و در کارهای عجیب تو تفکّر خواهم نمود.

در قوّتِ کارهای مهیبِ تو سخن خواهند گفت. و من عظمت تو را بیان خواهم نمود.

و یادگاری کثرت احسان تو را حکایت خواهند کرد. و عدالت تو را خواهند سرایید.

خداوند کریم و رحیم است و دیر غضب و کثیرالاحسان.

خداوند برای همگان نیکو است، و رحمتهای وی بر همهٔ اعمال وی است.

ای خداوند جمیع کارهای تو، تو را حمد می‌گویند. و مقدّسان تو، تو را متبارک می‌خوانند.

دربارهٔٔجلال ملکوت تو سخن می‌گویند و توانایی تو را حکایت می‌کنند.

تا کارهای عظیم تو را به بنی‌آدم تعلیم دهند و کبریاییِ مجیدِ ملکوت تو را.

ملکوت تو، ملکوتی است تا جمیع دهرها و سلطنت تو باقی تا تمام دورها.

خداوند جمیع افتادگان را تأیید می‌کند و خمشدگان را برمی‌خیزاند.

چشمان همگان منتظر تو می‌باشد و تو طعام ایشان را در موسمش می‌دهی.

دست خویش را باز می‌کنی و آرزوی همهٔ زندگان را سیر می‌نمایی.

خداوند عادل است در جمیع طریق‌های خود و رحیم در کّل اعمال خویش.

خداوند نزدیک است به آنانیکه او را می‌خوانند، به آنانیکه او را به راستی می‌خوانند.

آرزوی ترسندگان خود را بجا می‌آورد و تضّرع ایشان را شنیده، ایشان را نجات می‌دهد.

خداوند همهٔ محبّان خود را نگاه می‌دارد و همهٔ شریران را هلاک خواهد ساخت.

دهان من تسبیح خداوند را خواهد گفت و همهٔ بشر نام قدّوس او را متبارک بخوانند تا ابدالآباد.

سلام بر تو

سلام بر تو. از تو درخواست می‌کنیم، ای قدیسۀ پر از جلال، ای باکرۀ همیشگی، ای مادرِ خدا، مادرِ مسیح؛ دعاهای ما را به سوی پسرِ عزیزت برافراز تا گناهانِ ما را بیامرزد.

سلام بر آن که برای ما نورِ حقیقی، مسیحِ خدای ما، را زایید؛ ای باکرۀ قدیسه، از خداوند برای ما درخواست کن تا با جان‌های ما رحمت فرماید و گناهانِ ما را بیامرزد.

ای باکره مریم، مادرِ خدا، ای قدیسۀ شفیعۀ امینِ جنسِ بشری، برای ما در پیشگاهِ آن مسیح که او را زاییدی شفاعت کن تا بر ما فروغِ آمرزشِ گناهان عطا فرماید.

سلام بر تو، ای باکره، ای ملکهٔ حقیقی؛ سلام بر فخرِ جنسِ ما؛ عِمّانوئیل را برای ما زاییدی. از تو می‌خواهیم: ما را به یاد آور، ای شفیعۀ امین، در پیشگاهِ خداوندِ ما عیسی مسیح، تا گناهانِ ما را بیامرزد.

انجیل مقدس بر حسب قدیس یوحنا (6:15-23)

و امّا عیسی چون دانست که می‌خواهند بیایند و او را به زور برده، پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد.

و چون شام شد، شاگردانش به جانب دریا پایین رفتند،

و به کشتی سوار شده، به آن طرف دریا به کفرناحوم روانه شدند. و چون تاریک شد عیسی هنوز نزد ایشان نیامده بود.

و دریا به‌واسطهٔٔ وزیدن باد شدید به تلاطم آمد.

پس وقتی که قریب به بیست و پنج یا سی تیر پرتاپ رانده بودند، عیسی را دیدند که بر روی دریا خرامان شده، نزدیک کشتی می‌آید. پس ترسیدند.

او بدیشان گفت، من هستم، مترسید!

و چون می‌خواستند او را در کشتی بیاورند، در ساعت کشتی به آن زمینی که عازم آن بودند رسید.

بامدادان گروهی که به آن طرف دریا ایستاده بودند، دیدند که هیچ زورقی نبود غیر از آن که شاگردان او داخل آن شده بودند و عیسی با شاگردان خود داخل آن زورق نشده، بلکه شاگردانش تنها رفته بودند.

لیکن زورقهای دیگر از طبریّه آمد، نزدیک به آنجایی که نان خورده بودند بعد از آنکه خداوند شکر گفته بود.

Tenoo oasht emmok o piekhristos

nem pekyot en aghathos nem pi epnevma ethowab je akee ak soati emmon nai nan

تو را می‌پرستیم، ای مسیح، با پدر نیکویت و روح‌القدس، زیرا آمده‌ای و ما را نجات داده‌ای.

1. خداوندا، تو از بیداریِ دشمنانم آگاهی و از ناتوانیِ من، ای آفریننده‌ام، خبرداری. پس من، هم‌اکنون، جانم را به دست‌های تو می‌سپارم. مرا زیر بال‌های نیکویی‌ات بپوشان، مبادا تا مرگ بخوابم. چشمانم را به عظمتِ گفتارت روشن ساز و مرا در همهٔ اوقات برای تمجید از تو برخیزان؛ زیرا تنها تو نیکویی و دوستدار انسان‌ها هستی.

Doxa Patri ke Eioa ke Agio Pnevmati

جلال بر پدر و پسر و روح‌القدس.

2. ای خداوند، داوریِ تو هولناک است؛ آنگاه که مردم شتابان گرد آیند، فرشتگان بایستند، کتاب‌ها گشوده شود، کارها آشکار گردد و اندیشه‌ها سنجیده شود. داوریِ من که در بند گناهم چه خواهد بود؟ چه کسی شعله‌های آتشی را که گرداگرد من است خاموش خواهد کرد؟ چه کسی جز تو، ای خداوندا، تاریکی‌ام را روشن خواهد ساخت؟ بر من رحم کن، زیرا تو بر آدمیان شفقت می‌کنی.

Ke nin ke a ee ke ees toos e onas toan e oa noan ameen.

اکنون و تا ابدالآباد، آمین.

3. ای خداوالده، چون بر تو توکل نهاده‌ایم، رسوا نخواهیم شد، بلکه نجات خواهیم یافت. و چون به یاری و شفاعت تو، ای پاک و کامل، نائل آمده‌ایم، نخواهیم ترسید، بلکه دشمنان‌مان را خواهیم راند و پراکنده خواهیم ساخت. و در همه حال، یاری بزرگت را چون سپری برای محافظتِ خویش می‌گیریم. از تو می‌طلبیم و تمنا می‌کنیم، فریاد برمی‌آوریم: ای خداوالده، ما را به شفاعت‌هایت نجات ده و ما را از خوابِ تاریک برخیزان تا خدای را که از تو جسم گرفت، به قوّت تمجید کنیم.

Κύριε ἐλέησον کیریه الِیسون (ای خداوند، رحم فرما) 41 بار

قدّوس قدّوس قدّوس

قدّوس، قدّوس، قدّوس، خداوندِ لشکرها. آسمان و زمین از جلال و حرمتِ تو پر شده است. ای خدا، ای پدرِ قادر مطلق، بر ما رحم کن. ای ثالوثِ قدوس، بر ما رحم کن. ای خداوند، ای خدایِ قوّات، با ما باش، زیرا که در تنگی‌ها و مصیبت‌های ما مددکاری جز تو نداریم.

ای خدا، بدی‌های ما را که به اراده و بی‌اراده کردیم، که با آگاهی و بی‌آگاهی به‌جا آوردیم، نهان و آشکار را بگشای و بیامرز و درگذر. ای خداوند، به‌خاطر نامِ قدوست که بر ما نامیده شده است، آن‌ها را بر ما بیامرز؛ بر حسب رحمتت، ای خداوند، نه بر حسب گناهانِ ما.

و ما را شایسته ساز تا با شکرگزاری بگوییم: ای پدرِ ما که در آسمانی...

آمرزش

ای سرور، ای خداوندِ ما عیسی مسیح، خدایِ ما، به ما در خوابْ راحتی و در بدن‌هایمان آسایش، و در جان‌هایمان پاکی عطا کن. و ما را از تیرگیِ سهمناکِ گناه نگاه دار. و حرکاتِ آلام فرو نشیند، و گرمیِ جسم خاموش گردد. غوغای بدن را باطل ساز. و به ما عقلی بیدار، و فکری فروتن، و سیرتی آکنده از فضیلت، و بستری بی‌دنس، و خوابگاهی پاک عطا فرما.

و ما را برای تسبیحِ شب و باکر بیدار بگردان؛ استوار در وصایای تو، و نگاه‌دارندهٔ یادِ دايمیِ احکامِ تو در خود. و به ما در تمامِ شب تمجید ببخش، تا نامِ قدوسِ تو را که آکنده از جلال و بهاء است، تبرک گوییم، با پدرِ نیکویت و روح‌القدسِ مُحیی، اکنون و همه وقت و تا دهرِ دهرها. آمین.

تضرعی که در پایانِ هر ساعت خوانده می‌شود

بر ما رحم کن، ای خدا، و باز بر ما رحم کن؛ ای آن که در هر وقت و هر ساعت، در آسمان و بر زمین، پرستیده و تمجید می‌شوی؛ مسیح، خدایِ نیکوی ما؛ دیرخشم، بسیاررحمت، سرشار از شفقت؛ آن که پارسایان را دوست می‌دارد و بر گناهکاران رحم می‌کند که من اوّل ایشانم؛ آن که مرگِ گناهکار را نمی‌خواهد، بلکه بازگشتِ او را و حیاتش را؛ آن که همگان را برای نجات فرا می‌خواند به‌سبب وعدۀ نیکویی‌هایِ آینده.

ای خداوند، در این ساعت و هر ساعت دعاهای ما را بپذیر. زندگیِ ما را آسان گردان، و ما را هدایت فرما تا به احکامِ تو عمل کنیم. ارواحِ ما را تقدیس کن. بدن‌های ما را طاهر ساز. اندیشه‌های ما را برپا دار. نیّاتِ ما را پاک نما. امراضِ ما را شفا ده و گناهانِ ما را بیامرز. و از هر حزنِ بد و اندوهِ دل رهایی‌مان ده. ما را به فرشتگانِ قدیست دربرگیر، تا در اردوی ایشان محفوظ و هدایت‌شده باشیم، تا برسیم به اتحادِ ایمان و به شناختِ جلالِ تو که نامحسوس و نامحدود است؛ زیرا تو تا ابد مبارک هستی. آمین.

خدایا، ما را شایسته ساز تا با شکرگزاری بگوییم: ای پدرِ ما که در آسمانی...

خاتمهٔ هر ساعت