TSK

TSK · اول پادشاهان 2:33

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و رؤبین‌ در جواب‌ ایشان‌ گفت‌: «آیا به‌ شما نگفتم‌ كه‌ به‌ پسر خطا مورزید؟و نشنیدید! پس‌ اینك‌ خون‌ او بازخواست‌ می‌شود.»

تا انتقام‌ ظلمی‌ كه‌ بر هفتاد پسر یرُبَّعْل‌ شده‌ بود، بشود، و خون‌ آنها از برادر ایشان‌ اَبیمَلِك‌ كه‌ ایشان‌ را كشته‌ بود، و از اهل‌ شكیم‌ كه‌ دستهایشان‌ را برای‌ كشتن‌ برادران‌ خود قوی‌ ساخته‌ بودند، رفته‌ شود.

پس‌ بر سر یوآب‌ و تمامی‌ خاندان‌ پدرش‌ قرار گیرد و كسی‌ كه‌ جَرَیان‌ و برص‌ داشته‌ باشد و بر عصا تكیه‌ كند و به‌ شمشیر بیفتد و محتاج‌ نان‌ باشد، از خاندان‌ یوآب‌ منقطع‌ نشود.»

و پادشاه‌ به‌ شِمْعِی‌ گفت‌: «تمامی‌ بدی‌ را كه‌ دلت‌ از آن‌ آگاهی‌ دارد كه‌ به‌ پدر من‌ داود كرده‌ای‌، می‌دانی‌ و خداوند شرارت‌ تو را به‌ سرت‌ برگردانیده‌ است‌.

پس‌ بَرَصِ نُعْمان‌ به‌ تو و به‌ ذریت‌ تو تا به‌ ابد خواهد چسبید.» و از حضور وی‌ مبروص‌ مثل‌ برف‌ بیرون‌ رفت‌.

حیات را از تو خواست و آن را به وی دادی، و طول ایام را تا ابدالآباد.

که ذریّت او باقی خواهد بود تا ابدالآباد و تخت او به حضور من مثل آفتاب،

مردی شریر را بر او بگمار، و دشمن به دست راست او بایستد.

شریران‌ را از حضور پادشاه‌ دور كن‌، تا كرسی‌ او در عدالت‌ پایدار بماند.

و نهالی‌ از تنه‌ یسَّی‌ بیرون‌ آمده‌،شاخه‌ای‌ از ریشه‌هایش‌ خواهد شكفت‌.

تمام قوم در جواب گفتند، خون او بر ما و فرزندان ما باد!

خدا را در اعلیٰعلیّیّن جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد.