و بعد از وفات یوشع، واقع شد كهبنیاسرائیل از خداوند سؤال كرده، گفتند: «كیست كه برای ما بر كنعانیان، اول برآید و با ایشان جنگ نماید؟»
TSK
TSK · اول سموئيل 14:37
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و فینحاس بن العازار بن هارون در آن روزها پیش آن ایستاده بود، و گفتند: «آیا بار دیگر بیرون روم و با برادران خود بنیبنیامین جنگ كنم یا دست بردارم؟» خداوند گفت: «برآی زیرا كه فردا او را به دست تو تسلیم خواهم نمود.»
و داود از خداوند سؤال كرده، گفت: «آیا بروم و این فلسطینیان را شكست دهم؟» خداوند به داود گفت: «برو و فلسطینیان را شكست داده، قَعِیلَه را خلاص كن.»
و چون داود دانست كه شاؤل شرارت را برای او اندیشیده است، به ابیاتار كاهن گفت: «ایفود را نزدیك بیاور.»
و داود به اَبْیاتارِ كاهن، پسر اَخِیمَلَك گفت: «ایفود را نزد من بیاور.» و ابیاتار ایفود را نزد داود آورد.
و داود از خداوند سؤال نموده، گفت: «آیا به مقابلۀ فلسطینیان برآیم و ایشان را به دست من تسلیم خواهی نمود؟» خداوند به داود گفت: «برو زیرا كه فلسطینیان را البته به دست تو خواهم داد.»
و یهُوْشافاط به پادشاه اسرائیل گفت: «تمنّا اینكه امروز از كلام خداوند مسألت نمایی.»
«ای پسر انسان، این اشخاصْ بتهای خویش را در دلهای خود جای دادند و سنگ مصادم گناه خویش را پیش روی خود نهادند. پس آیا ایشان از من مسألتنمایند؟