آنگاه ساره، پسر هاجر مصری را كه از ابراهیم زاییده بود، دید كه خنده میكند.
TSK
TSK · دوم پادشاهان 2:23
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
پس پادشاه مشورت نموده، دو گوسالۀ طلا ساخت و به ایشان گفت: «برای شما رفتن تا به اورشلیم زحمت است؛ هان ای اسرائیل خدایان تو كه تو را از زمین مصر برآوردند!»
و چون ایشان میرفتند و گفتگو میكردند، اینك ارابۀ آتشین و اسبان آتشینْ ایشان را از یكدیگر جدا كرد و ایلیا در گردباد به آسمان صعود نمود.
بچّههای كوچك نیز مرا حقیر میشمارند و چون برمیخیزم به ضدّ من حرف میزنند.
ابنای احمقان و ابنای مردم بینام، بیرون از زمین رانده میگردیدند.
ولی چون افتادم شادیکنان جمع شدند. آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم مرا دریدند و ساکت نشدند.
طفل را در راهی كه باید برود تربیت نما، و چون پیر هم شود از آن انحراف نخواهد ورزید.
پس غم را از دل خود بیرون كن و بدی را از جسد خویش دور نما زیرا كه جوانی و شباب باطل است.
و قوم مظلوم خواهند شد، هركس از دست دیگری و هرشخص از همسایه خویش. و اطفال بر پیران و پَستان بر شریفان تمرّد خواهند نمود.
پسران، هیزم جمع میكنند و پدران، آتش میافروزند و زنان، خمیر میسرشند تا قرصها برای ملكه آسمان بسازند و هدایای ریختنی برای خدایان غیر ریخته مرا متغّیر سازند.
زیرا هر گاه میخواهم تكلّم نمایم ناله میكنم و به ظلمو غارت ندا مینمایم. زیرا كلام خداوند تمامی روز برای من موجب عار و استهزا گردیده است.
ساكنان سامره برای گوسالههای بیتآوَن میترسند زیرا كه قومش برای آن ماتم میگیرند و كاهنانش به جهت جلال او میلرزند زیرا كه از آن دور شده است.
زیرا در روزی كه عقوبت تقصیرهای اسرائیل را به وی رسانم، بر مذبحهای بیت ئیل نیز عقوبت خواهم رسانید و شاخهای مذبح قطع شده، به زمین خواهد افتاد.
اما بیت ئیل را مطلبید و به جلجال داخل مشوید و به بئرشبع مروید، زیرا جلجال البتّه به اسیری خواهد رفت و بیت ئیل نیست خواهد شد.
و تاجی از خار بافته، بر سرش گذاردند و نی بدست راست او دادند و پیش وی زانو زده، استهزاکنان او را میگفتند، سلام ای پادشاه یهود!
بلکه چنانکه آنوقت آنکه برحسب جسم تولّد یافت، بر وی که برحسب روح بود جفا میکرد، همچنین الآن نیز هست.