و نیز كلام خداوند بر ییهُوابن حنانی نبی نازل شد، دربارۀ بَعْشا و خاندانش هم به سبب تمام شرارتی كه در نظر خداوند بجا آورده، خشم او را به اعمال دستهای خود به هیجان آورد و مثل خاندان یرُبْعام گردید و هم از این سبب كه او را كشت.
TSK
TSK · دوم پادشاهان 9:14
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و قومی كه در اردو بودند، شنیدند كه زِمْرِی فتنه برانگیخته و پادشاه را نیز كشته است. پس تمامی اسرائیل، عُمْری را كه سردار لشكر بود، در همان روز بر تمامی اسرائیل در اردو پادشاه ساختند.
و حَزائیل گفت: «آقایم چرا گریه میكند؟» او جواب داد: «چونكه ضرری را كه تو به بنیاسرائیل خواهی رسانید، میدانم؛ قلعههای ایشان را آتش خواهی زد و جوانان ایشان را به شمشیر خواهی كشت، و اطفال ایشان را خُرد خواهی نمود و حاملههای ایشان را شكم پاره خواهی كرد.»
و یورام پادشاه به یزرعیل مراجعت كرد تا از جراحتهایی كه اَرامیان به وی رسانیده بودند هنگامی كه با حَزائیل، پادشاه اَرام جنگ مینمود، شفا یابد. و اَخَزْیا ابن یهُورام، پادشاه یهودا، به یزرئیل فرود آمد تا یورام بن اخاب را عیادت نماید چونكه مریض بود.
و چون ییهُو به دروازه داخل شد، او گفت: «آیا زِمْری را كه آقای خود را كشت، سلامتی بود؟»
زیرا خادمانش، یوزاكار بن شِمْعَت و یهُوزاباد بنشومیر، او را زدند كه مرد و او را با پدرانش در شهر داود دفن كردند و پسرش اَمَصیا در جایش سلطنت نمود.