و چون اسحاق چهل ساله شد، رفقه دختر بتوئیل ارامی و خواهر لابان ارامی را، از فدان ارام به زنی گرفت.
TSK
TSK · تَثنيه 26:5
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
پس اسحاق، یعقوب را روانه نمود و به فدان ارام، نزد لابان بن بتوئیل ارامی، برادر رفقه، مادر یعقوب و عیسو، رفت.
شبانگاه، خدا در خواب بر لابان ارامی ظاهر شده، به وی گفت: «با حذر باش كه به یعقوب نیك یا بد نگویی.»
و قحط در زمین سخت بود.
و خدا مرا پیش روی شمافرستاد تا برای شما بقیتی در زمین نگاه دارد، و شما را به نجاتی عظیم احیا كند.
و اسرائیل با هر چه داشت، كوچكرده، به بئرشبع آمد، و قربانیها برای خدای پدر خود، اسحاق، گذرانید.
و مواشی و اموالی را كه در زمین كنعان اندوخته بودند، گرفتند. و یعقوب با تمامی ذریت خود به مصر آمدند.
و پسران یوسف كه برایش در مصر زاییده شدند، دو نفر بودند. پس جمیع نفوس خاندان یعقوب كه به مصر آمدند هفتاد بودند.
و همۀ نفوسی كه از صُلب یعقوب پدید آمدند هفتاد نفر بودند. و یوسف در مصر بود.
لیكن چندانكه بیشتر ایشان را ذلیل ساختند، زیادتر متزاید و منتشر گردیدند، و از بنیاسرائیل احتراز مینمودند.
پدران تو با هفتاد نفر به مصر فرود شدند و الا´ن یهُوَه خدایت، تو را مثل ستارگان آسمان كثیر ساخته است.
ای پیروان عدالت و طالبان خداوند مرا بشنوید! به صخرهای كه از آن قطع گشته و به حفره چاهی كه از آن كنده شدهاید، نظر كنید.
و یعقوب به زمین اَرام فرار كرد و اسرائیل به جهت زن خدمت نمود و برای زن شبانی كرد.
پس یعقوب به مصر فرود آمده، او و اجداد ما وفات یافتند.