و اَلِیشَع در خانۀ خود نشسته بود و مشایخ، همراهش نشسته بودند و پادشاه، كسی را از نزد خود فرستاد و قبل از رسیدن قاصد نزد وی، اَلِیشَع به مشایخ گفت: «آیا میبینید كه این پسر قاتل فرستاده است تا سر مرا از تن جدا كند؟ متوجه باشید وقتی كه قاصد برسد، در را ببندید و او را از در برانید؛ آیا صدای پایهای آقایش در عقبش نیست؟»
TSK
TSK · حِزقيال 8:1
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
كلام یهوه بر حزقیال بن بوزی كاهن نزد نهر خابور در زمین كلدانیان نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود.
آنگاه روح مرا برداشت و بُرد و با تلخی در حرارت روح خود رفتم و دست خداوند بر من سنگین میبود.
و كسانی چند از مشایخ اسرائیل نزد من آمده، پیش رویم نشستند.
و در روز دهم ماه پنجم از سال هفتمبعضی از مشایخ اسرائیل به جهت طلبیدن خداوند آمدند و پیش من نشستند.
و در سال یازدهم در غرّه ماه واقع شد كه كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
و در روز اوّل ماه اوّل از سال بیست و هفتم كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
و در روز اوّل ماه سوّم از سال یازدهم،كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
و در روز پانزدهم ماه از سال دوازدهم واقع شد كه كلام خداوند بر من نازل شده، گفت:
دست خداوند بر من فرود آمده، مرا در روح خداوند بیرون برد و در همواری قرار داد و آن از استخوانها پر بود.
زیرا كه لبهای كاهن میباید معرفت را حفظنماید تا شریعت را از دهانش بطلبند چونكه او رسول یهوه صبایوت میباشد.