زنهار خدای غیر را عبادت منما، زیرا یهوه كه نام او غیور است، خدای غیور است.
TSK
TSK · حِزقيال 8:3
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
آنها را سجده و عبادت منما. زیرا من كه یهُوَه خدای تو هستم، خدای غیورم، و گناه پدران را بر پسران تا پشت سوم و چهارم از آنانی كه مرا دشمن دارند، میرسانم.
او را به خدایان غریب به غیرت آوردند و خشم او را به رجاسات جنبش دادند.
پس یوشع به قوم گفت: «نمیتوانید یهُوَه را عبادت كنید زیرا كه او خدای قدوس است و او خدای غیور است كه عصیان و گناهان شما را نخواهد آمرزید.
و او را گفتند: «اینك حال با بندگانت پنجاه مرد قوی هستند؛ تمنّا اینكه ایشان بروند و آقای تو را جستجو نمایند؛ شاید روح خداوند او را برداشته، به یكی از كوهها یا در یكی از درهها انداخته باشد.» او گفت: «مفرستید.»
و تمثال اَشیره را كه ساخته بود، در خانهای كه خداوند دربارهاش به داود و پسرش، سلیمان گفته بود كه «در این خانه و در اورشلیم كه آن را از تمامی اسباط اسرائیل برگزیدهام، اسم خود را تا به ابد خواهم گذاشت برپا نمود.
«چونكه خداوند میگوید بنییهودا آنچه را كه در نظر من ناپسند است بعمل آوردند و رجاسات خویش را در خانهای كه به اسم من مسمّی است برپانموده، آن را نجس ساختند.
و در روز پنجم ماه چهارم سال سیام، چونمن در میان اسیران نزد نهر خابور بودم، واقع شد كه آسمان گشوده گردید و رؤیاهای خدا را دیدم.
آنگاه روح، مرا برداشت و از عقب خود صدای گلبانگ عظیمی شنیدم كه «جلال یهوه از مقام او متبارك باد.»
لهذا خداوند یهوه میگوید: «به حیات خودم قَسَم چونكه تو مَقدس مرا بتمامی رجاسات و جمیع مكروهات خویش نجس ساختی، من نیز البتّه تو را منقطع خواهم ساخت و چشم من شفقت نخواهد نمود و من نیز رحمت نخواهم فرمود.
و او مرا گفت: «ای پسر انسان چشمان خود را بسوی راه شمال برافراز!» و چون چشمان خود را بسوی راه شمال برافراشتم، اینك بطرف شمالی دروازه مذبحْ این تمثالِ غیرتْ در مدخل ظاهر شد.
و روح مرا برداشته، به دروازه شرقی خانه خداوند كه بسوی مشرق متوجّه است آورد. و اینك نزد دهنه دروازه بیست و پنج مرد بودند و در میان ایشان یازَنْیا ابن عَزُّور و فَلَطیا ابن بنایا رؤسای قوم را دیدم.
در رؤیاهای خدا مرا به زمین اسرائیل آورد. و مرا بر كوه بسیار بلند قرار داد كه بطرف جنوب آن مثل بنای شهر بود.
كه ناگاهدستی مرا لمس نمود و مرا بر دو زانو و كف دستهایم برخیزانید.
و چون از آب بالا آمدند،روح خداوند فیلپُّس را برداشته، خواجهسرا دیگر او را نیافت زیرا که راه خود را به خوشی پیش گرفت.
شخصی را در مسیح میشناسم، چهاردهسال قبل از این. آیا در جسم؟ نمیدانم! و آیا بیرون از جسم؟ نمیدانم! خدا میداند. چنین شخصی که تا آسمان سوم ربودهشد.
فیالفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشینندهای.