پس در شهر رخنهای ساختند و تمامی مردان جنگی در شب از راه دروازهای كه در میان دو حصار، نزد باغ پادشاه بود، فرار كردند. و كلدانیان به هر طرف در مقابل شهر بودند (و پادشاه) به راه عَرَبه رفت.
TSK
TSK · عِزرا 4:15
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
اما چون سَنْبَلَّطِ حَرُونی و طُوبیای غلام عَمّونی و جَشَمِ عَرَبی این را شنیدند، ما را استهزا نمودند و ما را حقیر شمرده، گفتند: «این چه كار است كه شما میكنید؟ آیا بر پادشاه فتنه میانگیزید؟»
پس این امر را تفحّص نموده، صحیح یافتند و هر دو ایشان را بر دار كشیدند. و این قصّه در حضور پادشاه، در كتاب تواریخ ایام مرقوم شد.
پس هامان به اَخْشُورُش پادشاه گفت: «قومی هستند كه در میان قومها در جمیع ولایتهای مملكت تو پراكنده و متفرّق میباشند و شرایع ایشان، مخالف همه قومها است و شرایع پادشاه را به جا نمیآورند. لهذا ایشان را چنین واگذاشتن برای پادشاه مفید نیست.
پس وزیران و والیان بهانه میجستند تا شكایتی در امور سلطنت بر دانیال بیاورند اما نتوانستند كه هیچ علّتی یا تقصیری بیابند، چونكه او امین بود و خطایی یا تقصیری در او هرگز یافت نشد.