اول سموئيل 1:10
TSK
و او به تلخی جان نزد خداوند دعا كرد، و زارزار بگریست.
TSK
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و او به تلخی جان نزد خداوند دعا كرد، و زارزار بگریست.
و چون نزد مرد خدا به كوه رسید، به پایهایش چسبید. و جِیحَزی نزدیك آمد تا او را دور كند اما مرد خدا گفت: «او را واگذار زیرا كه جانش در وی تلخ است و خداوند این را از من مخفی داشته، مرا خبر نداده است.»
پس من نیز دهان خود را نخواهم بست. از تنگی روح خود سخن میرانم، و از تلخی جانم شكایت خواهم كرد.
و دیگری در تلخی جان میمیرد و از نیكویی هیچ لذّت نمیبرد.
خداوند را محبّت مینمایم زیرا که آواز من و تضّرع مرا شنیده است.