TSK

TSK · اِشعيا 38:15

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و او به تلخی جان نزد خداوند دعا كرد، و زارزار بگریست.

و چون‌ نزد مرد خدا به‌ كوه‌ رسید، به‌ پایهایش‌ چسبید. و جِیحَزی‌ نزدیك‌ آمد تا او را دور كند اما مرد خدا گفت‌: «او را واگذار زیرا كه‌ جانش‌ در وی‌ تلخ‌ است‌ و خداوند این‌ را از من‌ مخفی‌ داشته‌، مرا خبر نداده‌ است‌.»

پس‌ من‌ نیز دهان‌ خود را نخواهم‌ بست‌. از تنگی‌ روح‌ خود سخن‌ می‌رانم‌، و از تلخی‌ جانم‌ شكایت‌ خواهم‌ كرد.

و دیگری‌ در تلخی‌ جان‌ می‌میرد و از نیكویی‌ هیچ‌ لذّت‌ نمی‌برد.

خداوند را محبّت می‌نمایم زیرا که آواز من و تضّرع مرا شنیده است.