و آن دوست خالص من که بر او اعتماد میداشتم که نان مرا نیز میخورْد، پاشنهٔ خود را بر من بلند کرد.
TSK
TSK · اِرميا 38:22
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
مرا از خَلاب خلاصی ده تا غرق نشوم و از نفرتکنندگانم و از ژرفیهای آب رستگار شوم.
و خانهها و مزرعهها و زنان ایشان با هم از آن دیگران خواهند شد زیرا خداوند میگوید كه «دست خود را به ضدّ ساكنان این زمین دراز خواهم كرد.
و گوش مگیرید به سخنان انبیایی كه به شما میگویند: پادشاه بابل را خدمت ننمایید زیرا كه ایشان برای شما كاذبانه نبوّت میكنند.
پس آن سروران به پادشاه گفتند: «تمنّا اینكه این مرد كشته شود زیرا كه بدین منوال دستهای مردان جنگی را كه در این شهر باقی ماندهاند و دستهای تمامی قوم را سُست میكند چونكه مثل این سخنان به ایشان میگوید. زیرا كه این مرد سلامتی این قوم را نمیطلبد بلكه ضرر ایشان را.»
پس اسماعیل تمامی بقیه قوم را كه در مصفه بودند با دختران پادشاه و جمیع كسانی كه در مصفه باقی مانده بودند كه نبوزردان رئیس جلاّدان به جدلیا ابن اخیقام سپرده بود،اسیر ساخت و اسماعیل بن نَتَنْیا ایشان را اسیر ساخته، میرفت تا نزد بنیعمّون بگذرد.
خداوند میگوید: چرا ایشان را میبینم كه هراسان شده، به عقب برمیگردند و شجاعان ایشان خرد شده، بالكلّ منهزم میشوند و به عقب نمینگرند، زیرا كه خوف از هر طرف میباشد.
شبانگاه زارزار گریه میكند و اشكهایش بر رخسارهایش میباشد. از جمیع محبّانش برای وی تسلّی دهندهای نیست. همه دوستانش بدو خیانت ورزیده، دشمن او شدهاند.
زنان را در صهیون بیعصمت كردند و دوشیزگان را در شهرهای یهودا.