و در كوه حَرْمون و سَلْخَه و تمامی باشان تا سر حد جَشُوریان و مَعَكیان و بر نصف جِلْعاد تا سرحد سَیحُون، ملك حَشْبُون حكمرانی میكرد.
TSK
TSK · اِرميا 40:8
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و بنیعَمّون بیرون آمده، نزد دهنۀ دروازه برای جنگ صفآرایی نمودند؛ و اَرامیان صُوبَه و رَحُوب و مردان طوب و مَعْكه در صحرا علیحده بودند.
و اَلْیفَلَط بن اَحْسَبای ابن مَعْكاتی و اَلیعام بن اَخیتُوفَل جیلونی،
اما در ماه هفتم واقع شد كه اسماعیل بن نَتَنْیا ابن اَلِیشَمَع كه از ذریت پادشاه بود، به اتفاق ده نفر آمدند و جَدَلْیا را زدند كه بمردو یهودیان و كلدانیان را نیز كه با او در مِصْفَه بودند (كشتند).
و بنیسَلْما بیتلحم و نطوفاتیان و عَطْروت بیتیوآب و نصف مانَحْتیان و صُرْعیان بودند.
اما آنانی كه همراه زرُّبابل آمدند، یشوع و نَحَمیا و سَرایا و رَعِیلایا و مُردَخای و بِلْشان و مِسْفار و بِغْوای و رَحُوم و بَعْنَه. و شماره مردان قوم اسرائیل:
مردمان بیتلحم و نَطُوْفَه، صد و هشتاد و هشت.
پس الا´ن ای آقایم پادشاه بشنو: تمنّا اینكه استدعای من نزد تو پذیرفته شود كه مرا به خانه یوناتان كاتب پس نفرستی مبادا در آنجا بمیرم.»
و ارمیا نزد جدلیا ابن اخیقام به مِصْفَه آمده، نزد او در میان قومی كه در زمین باقی مانده بودند، ساكن شد.
و در ماه هفتم واقع شد كه اسماعیل بن نَتَنْیا ابن الیشاماع كه از نسل پادشاهانبود، با بعضی از رؤسای پادشاه و ده نفر همراهش نزد جدلیا ابن اخیقام به مصفه آمدند و آنجا در مصفه با هم نان خوردند.
پس تمامی سرداران لشكر و یوحانان بن قاریح و یزَنْیا ابن هُوشَعْیا و تمامی خلق از خرد و بزرگ پیش آمدند،
آنگاه عَزَریا ابن هُوشَعْیا و یوحانان بن قاریح و جمیع مردان متكبّر، ارمیا را خطاب كرده، گفتند: «تو دروغ میگویی، یهوه خدای ما تو را نفرستاده است تا بگویی به مصر مروید و در آنجا سكونت منمایید.