پس برای غذا خوردن نشستند، و چشمان خود را باز كرده، دیدند كه ناگاه قافلۀ اسماعیلیان از جلعاد میرسد، و شتران ایشان كتیرا و بَلَسان و لادن بار دارند، و میروند تا آنها را به مصر ببرند.
TSK
TSK · اِرميا 8:22
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و بنیرؤبین و بنیجاد را مواشی بینهایت بسیار و كثیر بود. پس چون زمین یعْزیر و زمین جلعاد را دیدند كه اینك این مكان، مكان مواشی است،
از كف پا تا به سر در آن تندرستی نیست بلكه جراحت و كوفتگی و زخم متعفّن، كه نه بخیه شده و نه بسته گشته و نه با روغن التیام شده است.
و اورشلیم را به تودهها و مأوای شغالها مبدّل میكنم و شهرهای یهودا را ویران و غیرمسكون خواهم ساخت.
زیرا خداوند چنین میگوید: جراحت تو علاجناپذیر و ضربت تو مهلك میباشد.
ای باكره دختر مصر به جلعاد برآی و بلسان بگیر. درمانهای زیاد را عبث به كار میبری. برای تو علاج نیست.
یهودا و زمین اسرائیل سوداگران تو بودند، گندم مِنیت و حلوا و عسل و روغن و بلسان به عوض متاع تو میدادند.
عیسی در جواب ایشان گفت، تندرستان احتیاج به طبیب ندارند بلکه مریضان.