و او زمران و یقشان و مَدان و مِدیان و یشباق و شوحا را برای او زایید.
TSK
TSK · ايوب 2:11
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
اینانند امرای بنیعیسو: پسران الیفاز نخستزادۀ عیسو، یعنی امیر تیمان و امیر اومار و امیر صفوا و امیر قناز،
و همۀ پسران و همۀ دخترانش به تسلی او برخاستند. اما تسلی نپذیرفت، و گفت: «سوگوار نزد پسر خود به گور فرود میروم.» پس پدرشبرای وی همی گریست.
و پسران قَطُورَه كه مُتعه ابراهیم بود، پس او زِمْران و یقْشان و مَدان و مِدْیان و یشْباق و شُوحا را زایید و پسران یقْشان: شَبا و دَدان بودند.
و الیفاز تیمانی در جواب گفت:
كاروانیان تیما به آنها نگران بودند. قافلههای سبا امید آنها را داشتند.
و صُوفَرِ نَعْماتی در جواب گفت:
پس الیفاز تیمانی در جواب گفت:
دوستانم مرا استهزا میكنند، لیكن چشمانم نزد خدا اشك میریزد.
همه اهل مشورتم از من نفرت مینمایند، و كسانی را كه دوست میداشتم از من برگشتهاند.
و واقع شد بعد از اینكه خداوند این سخنان را به ایوب گفته بود كه خداوند به الیفاز تیمانی فرمود: «خشم من بر تو و بر دو رفیقت افروخته شده، زیرا كه درباره من آنچه راست است مثل بندهام ایوب نگفتید.
و جمیع برادرانش و همه خواهرانش و تمامی آشنایان قدیمش نزد وی آمده، در خانهاش با وی نان خوردند و او را درباره تمامی مصیبتی كه خداوند به او رسانیده بود تعزیت گفته، تسلّی دادند و هركس یك قسیطه و هركس یك حلقه طلا به او داد.
كسی كه دوستان بسیار دارد خویشتن را هلاك میكند، اما دوستی هست كه از برادر چسبندهتر میباشد.
این دو بلا بر تو عارض خواهد شد؛ كیست كه برای تو ماتم كند؟ یعنی خرابی و هلاكت و قحط و شمشیر، پس چگونه تو را تسلّی دهم.
و بسیاری از یهود نزد مرتا و مریم آمده بودند تا بجهت برادرشان، ایشان را تسلّی دهند.
و اگر یک عضو دردمند گردد، سایر اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوی عزّت یابد، باقی اعضا با او به خوشی آیند.