و واقع شد چون شتران از نوشیدن باز ایستادند كه آن مرد حلقۀ طلای نیم مثقال وزن، و دو ابرنجین برای دستهایش، كه ده مثقال طلا وزن آنها بود، بیرون آورد
TSK
TSK · ايوب 42:11
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
و همۀ پسران و همۀ دخترانش به تسلی او برخاستند. اما تسلی نپذیرفت، و گفت: «سوگوار نزد پسر خود به گور فرود میروم.» پس پدرشبرای وی همی گریست.
امّا بعضی پسران بلیعال گفتند: «این شخص چگونه ما را برهاند؟» و او را حقیر شمرده، هدیه برایش نیاوردند. امّا او هیچ نگفت.
سخنان تو لغزنده را قایم داشت، و تو زانوهای لرزنده را تقویت دادی.
لیكن شما را به دهان خود تقویت میدادم و تسّلی لبهایم غم شما را رفع مینمود.
خویشانم مرا ترك نموده و آشنایانم مرا فراموش كردهاند.
چون راههای شخص پسندیده خداوند باشد، دشمنانش را نیز با وی به مصالحه میآورد.
و بسیاری از یهود نزد مرتا و مریم آمده بودند تا بجهت برادرشان، ایشان را تسلّی دهند.
و اگر یک عضو دردمند گردد، سایر اعضا با آن همدرد باشند و اگر عضوی عزّت یابد، باقی اعضا با او به خوشی آیند.
اسیران را بخاطر آرید مثل همزندان ایشان، و مظلومان را چون شما نیز در جسم هستید