TSK

TSK · ايوب 5:2

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و اما راحیل‌، چون‌ دید كه‌ برای‌یعقوب‌، اولادی‌ نزایید، راحیل‌ بر خواهر خود حسد برد. و به‌ یعقوب‌ گفت‌: «پسران‌ به‌ من‌ بده‌ والاّ می‌میرم‌.»

و شاؤل بسیار غضبناك شد، و این سخن در نظرش ناپسند آمده، گفت: «به داود ده هزاران دادند و به من هزاران دادند. پس غیر از سلطنت برایش چه باقی است؟»

احمق در دل خود می‌گوید که خدایی نیست. کارهای خود را فاسد و مکروه ساخته‌اند و نیکوکاری نیست.

مرد وحشی این را نمی‌داند و جاهل در این تأمل نمی‌کند.

كه‌ «ای‌ جاهلان‌ تا به‌ كی‌ جهالت‌ را دوست‌ خواهید داشت‌؟ و تا به‌ كی‌ مستهزئین‌ از استهزا شادی‌ می‌كنند و احمقان‌ از معرفت‌ نفرت‌ می‌نمایند؟

غضب‌ احمق‌ فوراً آشكار می‌شود، اما خردمند خجالت‌ را می‌پوشاند.

شخص‌ تندخو متحمّل‌ عقوبت‌ خواهد شد، زیرا اگر او را خلاصی‌ دهی‌ آن‌ را باید مكرّر بجا آوری‌.

افرایم‌ مانند كبوترِ ساده‌دل‌، بی‌فهم‌ است‌. مصر را می‌خوانند و بسوی‌ آشور می‌روند.

و امّا به اهل تعصّب که اطاعت راستی نمی‌کنند بلکه مطیع ناراستی می‌باشند، خشم و غضب