و كنعان، صیدون، نخستزادۀ خود، وحَتّ را آورد.
TSK
TSK · يوشَع 5:1
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
در آن روز، خداوند با ابرام عهد بست و گفت: «این زمین را از نهر مصر تا به نهر عظیم، یعنی نهر فرات، به نسل تو بخشیدهام،
امتها چون شنیدند، مضطرب گردیدند. لرزه بر سكنۀ فلسطین مستولی گردید.
و عمالقه در زمین جنوب ساكنند، و حِتّیان و یبوسیان و اموریان در كوهستان سكونت دارند. و كنعانیان نزد دریا و بر كنارۀ اردن ساكنند.»
و چون شنیدیم دلهای ما گداخته شد، و به سبب شما دیگر در كسی جان نماند، زیرا كه یهُوَه خدای شما، بالا در آسمان و پایین بر زمین خداست.
و كاهنانی كه تابوت عهد خداوند را برمیداشتند، در میان اُرْدُن بر خشكی قایم ایستادند، و جمیع اسرائیل به خشكی عبور كردند تا تمامی قوم از اُرْدُن، بالكلیه گذشتند.
لیكن بنیمَنَسَّی ساكنان آن شهرها را نتوانستند بیرون كنند، و كنعانیان جازم بودند كه در آن زمین ساكن باشند.
و اگر در نظر شما پسند نیاید كه یهُوَه را عبادت نمایید، پس امروز برای خود اختیار كنید كه را عبادت خواهید نمود، خواه خدایانی را كه پدران شما كه به آن طرف نهر بودند عبادت نمودند، خواه خدایان اَموریانی را كه شما در زمین ایشان ساكنید، و اما من و خاندان من، یهُوَه را عبادت خواهیم نمود.»
پنج سردار فلسطینیان و جمیع كنعانیان و صیدونیان و حِوّیان كه در كوهستان لبنان از كوه بَعْل حَرْمون تا مدخل حمات ساكن بودند.
پس حال یهوه، خدای اسرائیل، اموریان را از حضور قوم خود اسرائیل اخراج نموده است؛ و آیا تو آنها را به تصرف خواهی آورد؟
و پادشاه جِبْعُونیان را خوانده، به ایشان گفت (اما جِبْعُونیان از بنیاسرائیل نبودند بلكه از بقیۀ اموریان، و بنیاسرائیل برای ایشان قسم خورده بودند؛ لیكن شاؤل از غیرتی كه برای اسرائیل و یهودا داشت، قصد قتل ایشان مینمود).
و بعد از تمام شدن این وقایع، سروران نزد من آمده، گفتند: «قوم اسرائیل و كاهنان و لاویان خویشتن را از امّتهای كشورها جدا نكردهاند بلكه موافق رجاسات ایشان، یعنی كنعانیان و حتّیان و فرزّیان و یبوسیان و عمّونیان و موآبیان و مصریان و اموریان (رفتار نمودهاند).
سیحون پادشاه اموریان و عوج پادشاه باشان وجمیع ممالک کنعان را.
و بگو خداوند یهوه به اورشلیم چنین میفرماید: اصل و ولادت تو از زمین كنعان است. پدرت اَموری و مادرت حِتّی بود.
آنگاه هیأت پادشاه متغّیر شد و فكرهایش او را مضطرب ساخت و بندهای كمرش سُست شده، زانوهایش بهم میخورد.
زیرا كه غَزَّه متروك میشود و اَشْقَلُون ویران میگردد و اَهل اَشْدُود را در وقت ظهر اخراج مینمایند و عَقْرُوْن از ریشه كنده میشود.