TSK

TSK · مراثی اِرميا 1:1

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و شما را در میان‌ امتها پراكنده‌ خواهم‌ ساخت‌، و شمشیررا در عقب‌ شما خواهم‌ كشید، و زمین‌ شما ویران‌ و شهرهای‌ شما خراب‌ خواهد شد.

و فرعونْ نكوه‌، او را در رِبْلَه‌، در زمین‌ حمات‌، در بند نهاد تا در اورشلیم‌ سلطنت‌ ننماید و صد وزنۀ نقره‌ و یك‌ وزنه‌ طلا بر زمین‌ گذارد.

و بر جمیع‌ پادشاهان‌ از نهر (فرات‌) تا زمین‌ فلسطینیان‌ و سرحد مصر حكمرانی‌ می‌كرد.

و بعضی‌ گفتند كه‌ «نقره‌ را به‌ عوض‌ مزرعه‌ها و تاكستانهای‌ خود برای‌ جزیه‌ پادشاه‌ قرض‌ گرفتیم‌.

که بدانجا اسباط بالا می‌روند، یعنی اسباط یاه، تا شهادت باشد برای اسرائیل و تا نام یهوّه را تسبیح بخوانند.

ای‌ زهره‌ دختر صبح‌ چگونه‌ از آسمان‌ افتاده‌ای‌؟ ای‌ كه‌ امّت‌ها را ذلیل‌ می‌ساختی‌ چگونه‌ به‌ زمین‌ افكنده‌ شده‌ای‌؟

ای‌ باكره‌ دختر بابل‌ فرود شده‌، بر خاك ‌بنشین‌ و ای‌ دختر كلدانیان‌ بر زمین‌ بی‌كرسی‌ بنشین‌ زیرا تو را دیگر نازنین‌ و لطیف‌ نخواهند خواند.

خداوند یهوه‌ گوش‌ مرا گشود و مخالفت‌ نكردم‌ و به‌ عقب‌برنگشتم‌.

چه‌ زیبا است‌ بر كوهها پایهای‌ مبشّر كه‌ سلامتی‌ را ندا می‌كند و به‌ خیرات‌ بشارت‌ می‌دهد و نجات‌ را ندا می‌كند و به‌ صهیون‌ می‌گوید كه‌ خدای‌ تو سلطنت‌ می‌نماید.

و اورشلیم‌ را به‌ توده‌ها و مأوای‌ شغالها مبدّل‌ می‌كنم‌ و شهرهای‌ یهودا را ویران‌ و غیرمسكون‌ خواهم‌ ساخت‌.

«یهوه‌ صبایوت‌ خدای‌ اسرائیل‌ چنین‌ می‌فرماید: شما تمامی‌ بلایی‌ را كه‌ من‌ بر اورشلیم‌ و تمامی‌ شهرهای‌ یهودا وارد آوردم‌ دیدید كه‌ اینك‌ امروزخراب‌ شده‌ است‌ و ساكنی‌ در آنها نیست‌،

كوپال‌ تمام‌ جهان‌ چگونه‌ بریده‌ و شكسته‌ شده‌ و بابل‌ در میان‌ امّت‌ها چگونه‌ ویران‌ گردیده‌ است‌.

چگونه‌ خداوند از غضب‌ خود دختر صهیون‌ را به‌ ظلمت‌ پوشانیده‌ و جلال‌ اسرائیل‌ را از آسمان‌ به‌ زمین‌ افكنده‌ است‌. و قدمگاه‌ خویش‌ را در روزِ خشم‌ خود به‌ یاد نیاورده‌ است‌.

چگونه‌ طلا زنگ‌ گرفته‌ و زر خالص‌ منقلب‌گردیده‌ است‌؟ سنگهای‌ قدس‌ به‌ سر هر كوچه‌ ریخته‌ شده‌ است‌.

«ای‌ پسر انسان‌ چونكه‌ صور دربارۀ اورشلیم‌ می‌گوید هَهْ، دروازه‌ امّت‌ها شكسته‌ شد و حال‌ به‌ من‌ منتقل‌ گردیده‌ است‌؛ و چون‌ او خراب‌ گردید من‌ توانگر خواهم‌ شد.

این‌ است‌ شهر فرحناك‌ كه‌ در اطمینان‌ ساكن‌ می‌بود و در دل‌ خود می‌گفت‌: «من‌ هستم‌ و غیر از من‌ دیگری‌ نیست‌؛ من‌ هستم‌ و غیر از من‌ دیگری‌ نیست‌.» چگونه‌ خراب‌ شد! خوابگاه‌ حیوانات‌ گردیده‌ است‌! هر كه‌ از آن‌ عبور كند بر آن‌ سخریه‌ كرده‌، دست‌ خود را خواهد جنبانید!

به اندازه‌ای که خویشتن را تمجید کرد و عیاشی نمود، به آنقدر عذاب و ماتم بدو دهید، زیرا که در دل خود می‌گوید، به مقام ملکه نشستهام و بیوه نیستم و ماتم هرگز نخواهم دید.