و داود با سرداران هزاره و صده و با جمیع رؤسا مشورت كرد.
TSK
TSK · مَتّی 25:16
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
پس داود پادشاه بر پا ایستاده، گفت: ای برادرانم و ای قوم من! مرا بشنوید! من اراده داشتم خانه ای که آرامگاه تابوت عهد خداوند و پای انداز پایهای خدای ما باشد بنا نمایم، و برای بنای آن تدارک دیده بودم.
پس چون آسا این سخنان و نبوت (پسر) عودید نبی را شنید، خویشتن را تقویت نموده، رجاسات را از تمامی زمین یهودا و بنیامین و از شهرهایی كه در كوهستان افرایم گرفته بود دور كرد، و مذبح خداوند را كه پیش روی رواق خداوند بود تعمیر نمود.
و چون یهُوشافاط در اورشلیم ساكن شد، بار دیگر به میان قوم از بئرشبع تا كوهستان افرایم بیرون رفته، ایشان را به سوی یهُوَه خدای پدران ایشان برگردانید.
و خدایان بیگانه و بت را از خانۀ خداوند و تمامی مذبحها را كه در كوه خانۀ خداوند و در اورشلیم ساخته بود برداشته، آنها را از شهر بیرون ریخت.
و نیز از روزی كه به والی بودن زمین یهوه مأمور شدم، یعنی از سال بیستم تا سال سی و دوّمِ اَرْتَحْشَسْتا پادشاه، كه دوازده سال بود من و برادرانم وظیفه والیگری را نخوردیم.
و پادشاهان لالاهای تو و ملكههای ایشان دایههای تو خواهند بود و نزد تو رو به زمین افتاده، خاك پای تو را خواهند لیسید و تو خواهی دانست كه من یهوه هستم و آنانی كه منتظر من باشند، خجل نخواهند گردید.
زیرا که داود چونکه در زمان خود ارادهٔ خدا را خدمت کرده بود، بخُفت و به پدران خود ملحق شده، فساد را دید.
زیرا هرگاه بشارت دهم، مرا فخر نیست چونکه مرا ضرورت افتاده است، بلکه وای بر من اگر بشارت ندهم.
دولتمندان این جهان را امر فرما که بلندپروازی نکنند و به دولت ناپایدار امید ندارند، بلکه به خدای زنده که همهچیز را دولتمندانه برای تمتّع به ما عطا میکند؛
لیکن تو در همهچیز هشیار بوده، متحمّل زحمات باش و عملِ مبشّر را بجا آور و خدمت خود را به کمال رسان.
ای حبیب، آنچه میکنی به برادران و خصوصاً به غریبان، به امانت میکنی،