الا´ن دانستم كه یهوه از جمیع خدایان بزرگتر است، خصوصاً در همان امری كه بر ایشان تكبر میكردند.»
TSK
TSK · مزامير 10:2
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
امّتها به چاهی که کنده بودند خود افتادند؛ در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد.
پای تکبر بر من نیاید و دست شریران مرا گریزان نسازد.
زیرا که رحمت نمودن را به یاد نیاوَرْد، بلکه بر فقیر و مسکین جفا کرد و بر شکسته دل تا او را به قتل رساند.
متکبّران بر من دروغ بستند. و امّا من به تمامی دل وصایای تو را نگاه داشتم.
برای سعادت بندهٔ خود ضامن شو تا متکبّران بر من ظلم نکنند.
تقصیرهای شریر او را گرفتار میسازد، و به بندهای گناهان خود بسته میشود.
و تو در دل خود میگفتی: «به آسمان صعود نموده، كرسی خود را بالای ستارگان خدا خواهم افراشت، و بر كوه اجتماع در اطراف شمال جلوس خواهمنمود.
آنگاه عَزَریا ابن هُوشَعْیا و یوحانان بن قاریح و جمیع مردان متكبّر، ارمیا را خطاب كرده، گفتند: «تو دروغ میگویی، یهوه خدای ما تو را نفرستاده است تا بگویی به مصر مروید و در آنجا سكونت منمایید.