TSK

TSK · مزامير 102:4

مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.

العودة إلى المقطع

و مشایخ‌ خانه‌اش‌ بر او برخاستند تا او را از زمین‌ برخیزانند، اما قبول‌ نكرد و با ایشان‌ نان‌ نخورد.

زیرا تیرهای‌ قادرمطلق‌ در اندرون‌ من‌ است‌، و روح‌ من‌ زهر آنها را می‌آشامد، و ترسهای‌ خدا بر من‌ صف‌آرایی‌ می‌كند.

پوست‌ من‌ سیاه‌ گشته‌، از من‌ می‌ریزد، و استخوانهایم‌ از حرارت‌ سوخته‌ گردیده‌ است‌.

ای خداوند، بر من کرم فرما زیرا که پژمرده‌ام! ای خداوند، مرا شفا ده زیرا که استخوانهایم مضطرب است،

ای خدای من، جانم در من منحنی شد. بنابراین تو را از زمین اُرْدُن یاد خواهم کرد، از کوه‌های حرمون و از جبل مِصْغَر.

عار، دلِ مرا شکسته است و به شدت بیمار شده‌ام. انتظار مُشْفِقی کشیدم، ولی نبود و برای تسلیدهندگان، امّا نیافتم.

زیرا خاکستر را مثل نان خورده‌ام و مشروب خود را با اشک آمیختهام،

زیرا که دشمن بر جان من جفا کرده، حیات مرا به زمین کوبیده است و مرا در ظلمت ساکن گردانیده، مثل آنانی که مدّتی مرده باشند.

و تیرهای‌ تركش‌ خود را به‌ گُردِه‌های‌ من‌ فرو برده‌ است‌.

و پطرس و دو پسر زِبِدی را برداشته، بی‌نهایت غمگین و دردناک شد.