پس من در آنجا نزد نهر اهوا به روزه داشتن اعلان نمودم تا خویشتن را در حضور خدای خود متواضع نموده، راهی راست برای خود و عیال خویش و همه اموال خود از او بطلبیم.
TSK
TSK · مزامير 137:1
مراجع Treasury of Scripture Knowledge في OPT.
ایشان مرا جواب دادند: «آنانی كه آنجا در بلوك از اسیری باقی ماندهاند، در مصیبت سخت و افتضاح میباشند و حصار اورشلیم خراب و دروازههایش به آتش سوخته شده است.»
و چون چشمان خود را از دور بلند كرده، او را نشناختند، آواز خود را بلند نموده، گریستند و هر یك جامه خود را دریده، خاك بسوی آسمان بر سر خود افشاندند.
زیرا خاکستر را مثل نان خوردهام و مشروب خود را با اشک آمیختهام،
اینك آواز تضرّع دختر قوم من از زمین دور میآید كه آیا خداوند در صهیون نیست و مگر پادشاهش در آن نیست؟ پس چرا خشم مرا به بُتهای خود و اباطیل بیگانه به هیجان آوردند؟
و اگر این را نشنوید، جان من در خفا به سبب تكبّر شما گریه خواهد كرد و چشم من زارزار گریسته، اشكها خواهد ریخت از این جهت كه گله خداوند به اسیری برده شده است.
ای كه بر آبهای بسیار ساكنی و از گنجها معمور میباشی! عاقبت تو و نهایت طمع تو رسیده است!
به سبب این چیزها گریه میكنم. از چشم من، از چشم من آب میریزد زیرا تسلّی دهنده و تازه كننده جانم از من دور است. پسرانم هلاك شدهاند زیرا كه دشمن، غالب آمده است.
دل ایشان نزد خداوند فریاد برآورده، (میگوید): ای دیوارِ دخترِ صهیون، شبانه روز مثل رود اشك بریز و خود را آرامی مده و مردمك چشمت راحت نبیند!
چشمانم به جهت جمیع دختران شهرم، جان مرا میرنجاند.
كلام یهوه بر حزقیال بن بوزی كاهن نزد نهر خابور در زمین كلدانیان نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود.
پس روی خود را بسوی خداوند خدا متوجه ساختم تا با دعا و تضرّعات و روزه و پلاس و خاكستر مسألت نمایم؛
و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته،