و واقع شد چون یوشع نزد اریحا بود كه چشمان خود را بالا انداخته، دید كه اینك مردی با شمشیر برهنه در دست خود پیش وی ایستاده بود. و یوشع نزد وی آمده، او را گفت: «آیا تو از ما هستی یا از دشمنان ما؟»
TSK
TSK · دانيال 8:3
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
«كورش پادشاه فارس چنین میفرماید: یهوه خدای آسمانها جمیع ممالك زمین را به من داده و مرا امر فرموده است كه خانهای برای وی در اورشلیم كه در یهودا است بنا نمایم.
در سال سوّم از سلطنت خویش، ضیافتی برای جمیع سروران و خادمان خود برپا نمود و حشمت فارس و مادی از اُمرا و سرورانِ ولایتها، به حضور او بودند.
رؤیای سخت برای من منكشف شده است، خیانت پیشه خیانت میكند و تاراج كننده تاراج مینماید. ای عیلام برآی و ای مِدْیان محاصره نما. تمام ناله آن را ساكت گردانیدم.
تیرها را تیز كنید و سپرها را به دست گیریدزیرا خداوند روح پادشاهان مادیان را برانگیخته است و فكر او به ضدّ بابل است تا آن را هلاك سازد. زیرا كه این انتقام خداوند و انتقام هیكل او میباشد.
و داریوش مادی در حالی كه شصت و دو ساله بود سلطنت را یافت.
و اینك وحش دوم دیگر مثل خرس بود و بر یك طرف خود بلند شد و در دهانش در میان دندانهایش سه دنده بود و وی را چنین گفتند: برخیز و گوشت بسیار بخور.
و چشمان خود را برافراشته دیدم كه ناگاه مردی ملبّس به كتان كه كمربندی از طلای اوفاز بر كمر خود داشت،
و چشمان خود را برافراشته، نگریستم و مردی كه ریسمانكاری به دست خود داشت دیدم.
پس فرشتهای كه با من تكلّم مینمود بیرون آمده، مرا گفت: «چشمان خود را برافراشته ببین كه اینكه بیرون میرود چیست؟»
و بار دیگر چشمان خود را برافراشته،نگریستم و اینك چهار ارابه از میان دو كوه بیرون میرفت و كوهها كوههای مسین بود.