و به آدم گفت: «چونكه سخن زوجهات را شنیـدی و از آن درخت خـوردی كه امـر فرمـوده، گفتم از آن نخـوری، پـس بسبب تـو زمیـن ملعون شـد، و تمام ایام عمـرت از آن با رنـج خواهی خورد.
TSK
TSK · مزامير 127:2
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و امّا من خسبیده، به خواب رفتم و بیدار شدم زیرا خداوند مرا تقویّت میدهد.
اینک روزهایم را مثل یک وجب ساختهای و زندگانیام در نظر تو هیچ است. یقیناً هر آدمی محض بطالت قرار داده شد، سِلاه.
بركت خداوند دولتمند میسازد، و هیچ زحمت بر آن نمیافزاید.
تجارت خود را میبیند كه نیكو است، و چراغش در شب خاموش نمیشود.
من در دل خود گفتم: الا´ن بیا تا تو را به عیش و عشرت بیازمایم؛ پس سعادتمندی را ملاحظه نما. و اینك آن نیز بطالت بود.
یكی هست كه ثانی ندارد و او را پسری یا برادری نیست و مشقّتش را انتها نی وچشمش نیز از دولت سیر نمیشود. و میگوید از برای كه زحمت كشیده، جان خود را از نیكویی محروم سازم؟ این نیز بطالت و مشقّت سخت است.
تمامی مشقّت انسان برای دهانش میباشد؛ و معهذا جان او سیر نمیشود.
و عهد سلامتی را با ایشان خواهم بست. و حیوانات موذی را از زمین نابود خواهم ساخت و ایشان در بیابان به امنیت ساكن شده، در جنگلها خواهند خوابید.