ودر پاس سحری واقع شد كه خداوند بر اردوی مصریان از ستون آتش و ابر نظر انداخت، و اردوی مصریان را آشفته كرد.
TSK
TSK · اول پادشاهان 8:9
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
پس موسی به هارون گفت: «ظرفی بگیر، و عومری پر از منّ در آن بنه و آن را به حضور خداوند بگذار، تا در نسلهای شما نگاه داشتهشود.»
و جلال خداوند بر كوه سینا قرار گرفت، و شش روز ابر آن را پوشانید، و روز هفتمین، موسی را از میان ابر ندا درداد.
و تخت رحمت را بر روی تابوت بگذار و شهادتی را كه به تو میدهم در تابوت بنه.
و شهادت را گرفته، آن را در تابوت نهاد، و عصاها را بر تابوت گذارد، و كرسی رحمت را بالای تابوت گذاشت.
«پس خداوند به موسی گفت: برادر خود هارون را بگو كه به قدس درون حجاب پیش كرسی رحمت كه بر تابوت است همه وقت داخل نشود، مبادا بمیرد، زیرا كه در ابر بر كرسی رحمت ظاهر خواهم شد.
و خداوند به موسی گفت: « عصای هارون را پیش روی شهادت باز بگذار تا بجهت علامت برای ابنای تمرد نگاه داشته شود، و همهمۀ ایشان را از من رفع نمایی تا نمیرند.»
و بر این لوحها كلماتی را كه بر لوحهای اولین كه شكستی بود، خواهم نوشت، و آنها را در تابوت بگذار.»
و در آن، مكانی مقرّر كردهام برای تابوتی كه عهد خداوند در آن است كه آن را با پدران ما حین بیرون آوردن ایشان از مصر بسته بود.»
پس واقع شد كه چون كَرِنّانوازان و مغنّیان مثل یك نفر به یك آواز در حمد و تسبیح خداوند به صدا آمدند، و چون با كَرِنّاها و سنجها و سایر آلات موسیقی به آواز بلند خواندند و خداوند را حمد گفتند كه او نیكو است زیرا كه رحمت او تا ابدالا´باد است، آنگاه خانه یعنی خانۀ خداوند از ابر پر شد.
و جلال خداوند از روی كروبیان به آستانه خانه برآمد و خانه از ابر پر شد و صحن از فروغ جلال خداوند مملّو گشت.
و قدس از جلال خدا و قوّت او پُر دود گردید. و تا هفت بلای آن هفت فرشته به انجام نرسید، هیچکس نتوانست به قدس درآید.