TSK

TSK · اول سموئيل 15:11

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

و خداوند پشیمان‌ شد كه‌ انسان‌ را بر زمیـن‌ ساخته‌ بود، و در دل‌ خود محزون‌ گشت‌.

و این امر در نظر سموئیل ناپسند آمد، چونكه گفتند: «ما را پادشاهی بده تا بر ما حكومت نماید.» و سموئیل نزد خداوند دعا كرد.

و سموئیل به شاؤل گفت: «احمقانه عمل نمودی و امری كه یهُوَه خدایت به تو امر فرموده است، بجا نیاوردی، زیرا كه حال خداوند سلطنت تو را بر اسرائیل تا به ابد برقرار میداشت.

و اما شاؤل و قومْ اجاج را و بهترین گوسفندان و گاوان و پرواریها و بره ها و هر چیز خوب را دریغ نموده، نخواستند آنها را هلاك سازند. لیكن هر چیز خوار و بی قیمت را بالكل نابود ساختند.

و خداوند به سموئیل گفت: «تا به كی تو برای شاؤل ماتم می گیری چونكه من او را از سلطنت نمودن بر اسرائیل رد نمودم. پس حقّۀ خود را از روغن پر كرده، بیا تا تو را نزد یسّای بیت لحمی بفرستم، زیرا كه از پسرانش پادشاهی برای خود تعیین نموده ام.»

« اما اگر شما و پسران‌ شما از متابعت‌ من‌روگردانیده‌، اوامر و فرایضی‌ را كه‌ به‌ پدران‌ شما دادم‌ نگاه‌ ندارید و رفته‌، خدایان‌ دیگر را عبادت‌ نموده‌، آنها را سجده‌ كنید،

پس‌ شاؤل‌ به‌ سبب‌ خیانتی‌ كه‌ به‌ خداوند ورزیده‌ بود مُرد، به‌ جهت‌ كلام‌ خداوند كه‌ آن‌ را نگاه‌ نداشته‌ بود، و از این‌ جهت‌ نیز كه‌ از صاحبۀ اجنّه‌ سؤال‌ نموده‌ بود.

و برگشته، خدا را امتحان کردند و قدوس اسرائیل را اهانت نمودند،

به عوض محبّتِ من، با من مخالفت می‌کنند، و امّا من دعا.

نهرهای آب از چشمانم جاری است زیرا که شریعت تو را نگاه نمی‌دارند.

كاش‌ كه‌ سر من‌ آب‌ می‌بود و چشمانم‌چشمه‌ اشك‌. تا روز و شب‌ برای‌ كشتگان‌ دختر قوم‌ خود گریه‌ می‌كردم‌.

و اگر این‌ را نشنوید، جان‌ من‌ در خفا به‌ سبب‌ تكبّر شما گریه‌ خواهد كرد و چشم‌ من‌ زارزار گریسته‌، اشكها خواهد ریخت‌ از این‌ جهت‌ كه‌ گله‌ خداوند به‌ اسیری‌ برده‌ شده‌ است‌.

اگر ایشان‌ در نظر من‌ شرارت‌ ورزند و قول‌ مرا نشنوند آنگاه‌ از آن‌ نیكویی‌ كه‌ گفته‌ باشم‌ كه‌ برای‌ ایشان‌ بكنم‌ خواهم‌ برگشت‌.

پس‌ چون‌ خدا اعمال‌ ایشان‌ را دید كه‌ از راه‌ زشت‌ خود بازگشت‌ نمودند، آنگاه‌ خدا از بلایی‌ كه‌ گفته‌ بود كه‌ به‌ ایشان‌ برساند پشیمان‌ گردید و آن‌ را بعمل‌ نیاورد.

و آنانی‌ را كه‌ از پیروی‌ یهوه‌ مُرتَدّ شده‌اند، و آنانی‌ را كه‌ خداوند را نمی‌طلبند و از او مسألت‌ نمی‌نمایند.

لیکن هر که تا به انتها صبر کند، نجات یابد.

و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته،

لکن عادل به ایمان زیست خواهد نمود و اگر مرتّد شود نفس من با وی خوش نخواهد شد.