اول سموئيل 20:2
TSK
او وی را گفت: «حاشا! تو نخواهی مرد. اینك پدر من امری بزرگ و كوچك نخواهد كرد جز آنكه مرا اطلاع خواهد داد. پس چگونه پدرم این امر را از من مخفی بدارد؟ چنین نیست.»
TSK
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
او وی را گفت: «حاشا! تو نخواهی مرد. اینك پدر من امری بزرگ و كوچك نخواهد كرد جز آنكه مرا اطلاع خواهد داد. پس چگونه پدرم این امر را از من مخفی بدارد؟ چنین نیست.»
و امّا مقدّسانی که در زمیناند و فاضلان، تمامی خوشی من در ایشان است.
به این چیزها شما را حکم میکنم تا یکدیگر را محبّت نمایید.
امّا خواهرزاده پولُس از کمین ایشان اطّلاع یافته، رفت و به قلعه درآمده، پولُس را آگاهانید.