او گفت: «خدایان مرا كه ساختم با كاهن گرفته، رفتهاید؛ و مرا دیگر چه چیز باقی است؟ پس چگونه به من میگویید كه تو را چه شده است؟»
TSK
TSK · دوم تواريخ 25:15
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و در آن زمـان حَنانـی رایـی نـزد آسـا پادشـاه یهودا آمده، وی را گفت: «چونكه تو بر پادشاه ارام توكل نمـودی و بر یهُـوَه خـدای خـود توكل ننمودی، از این جهت لشكر پادشاه ارام از دست تو رهایی یافت.
آنگاه اَلِعازَر بن دوُداواهُوی مَریشاتی به ضد یهُوشافاط نبوت كرده، گفت: «چونكه تو با اَخَزْیا متحد شدی، خداوند كارهای تو را تباه ساخته است.» پس آن كشتیها شكسته شدند و نتوانستند به ترشیش بروند.
پس روح خدا زكریا ابن یهُویاداع كاهن را ملبّس ساخت و او بالای قوم ایستاده، به ایشان گفت: «خدا چنین میفرماید: شما چرا از اوامر یهُوَه تجاوز مینمایید؟ پس كامیاب نخواهید شد. چونكه خداوند را ترك نمودهاید، او شما را ترك نموده است.»
و اَمَصْیا خویشتن را تقویت نموده، قوم خود را بیرون برد و به وادی الملح رسیده، دههزار نفر از بنیسَعِیر را كشت.
بتهای ایشان نقره و طلاست، از صنعت دستهای انسان.
ای رهاشدگان از امّتها جمع شده، بیایید و با هم نزدیك شوید. آنانی كه چوب بتهای خود را برمیدارند و نزد خدایی كه نتواند رهانید دعا مینمایند معرفت ندارند.
خداوند چنین میگوید: «پدران شما در من چه بیانصافی یافتند كه از من دوری ورزیدند و اباطیل را پیروی كرده، باطل شدند؟
ای پادشاه امّتها كیست كه از تو نترسد زیرا كه این به تو میشاید چونكه در جمیع حكیمان امّتها و در تمامی ممالك ایشان مانند تو كسی نیست.
پس دربارهٔ خوردن قربانیهای بتها، میدانیم که بت در جهان چیزی نیست و اینکه خدایی دیگر جز یکی نیست.