TSK

TSK · دوم قُرِنتیان 7:11

Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.

بازگشت به متن

پس‌ چون‌ بدیشان‌ در رسید، این‌ سخنان‌ را بدیشان‌ گفت‌.

پس‌ چون‌ فریاد ایشان‌ و این‌ سخنان‌ را شنیدم‌ بسیار غضبناك‌ شدم‌.

از این‌ جهت‌ از خویشتن‌ كراهت‌ دارم‌ و در خاك‌ و خاكستر توبه‌ می‌نمایم‌.»

و امّا من چون ایشان بیمار می‌بودند، پلاس می‌پوشیدم؛ جان خود را به روزه می‌رنجانیدم و دعایم به سینهام برمی‌گشت.

چنانکه آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد، همچنان ای خدا جان من اشتیاق شدید برای تو دارد.

غیرت من مرا هلاک کرده است زیرا که دشمنان من کلام تو را فراموش کرده‌اند.

آرزوی ترسندگان خود را بجا می‌آورد و تضّرع ایشان را شنیده، ایشان را نجات می‌دهد.

خوشابحال‌ كسی‌ كه‌ دائماً می‌ترسد، اما هر كه‌ دل‌ خود را سخت‌ سازد به‌ بلا گرفتار خواهد شد.

پس‌ ای‌ خداوند در طریق‌ داوریهای‌ تو انتظار تو را كشیده‌ایم‌. و جان‌ ما به‌ اسم‌ تو و ذكر تومشتاق‌ است‌.

«به‌ تحقیق‌ افرایم‌ را شنیدم‌ كه‌ برای‌ خود ماتم‌ گرفته‌، می‌گفت‌: مرا تنبیه‌ نمودی‌ و متنبّه‌ شدم‌ مثل‌ گوساله‌ای‌ كه‌ كارآزموده‌ نشده‌ باشد. مرا برگردان‌ تا برگردانیده‌ شوم‌ زیرا كه‌ تو یهوه‌ خدای‌ من‌ هستی‌.

و بر خاندان‌ داود و بر ساكنان‌ اورشلیم‌ روح‌ فیض‌ و تضرّعات‌ را خواهم‌ ریخت‌ و بر من‌ كه‌ نیزه‌ زده‌اند خواهند نگریست‌ وبرای‌ من‌ مثل‌ نوحه‌گری‌ برای‌ پسر یگانه‌ خود، نوحه‌گری‌ خواهند نمود و مانند كسی‌ كه‌ برای‌ نخست‌زاده‌ خویش‌ ماتم‌ گیرد، برای‌ من‌ ماتم‌ تلخ‌ خواهند گرفت‌.

پس چشمان خود را بر ایشان با غضب گردانیده، زیرا که از سنگدلی ایشان محزون بود، به آن مرد گفت، دست خود را دراز کن! پس دراز کرده، دستش صحیح گشت.

آنگاه شاگردانِ او را یاد آمد که مکتوب است، غیرت خانهٔ تو مرا خورده است.

آفرین بجهت بی‌ایمانی بریده شدند و تو محض ایمان پایدار هستی. مغرور مباش بلکه بترس!

و شما فخر می‌کنید بلکه ماتم هم ندارید، چنانکه باید تا آن کسی که این عمل را کرد از میان شما بیرون شود.

تا که جدایی در بدن نیفتد، بلکه اعضا به برابری در فکر یکدیگر باشند.

بلکه در هر امری خود را ثابت می‌کنیم که خدّام خدا هستیم، در صبر بسیار، در زحمات، در حاجات، در تنگیها،

و نه از آمدن او تنها بلکه به آن تسلّی نیز که او در شما یافته بود، چون ما را مطّلع ساخت از شوق شما و نوحهگری شما و غیرتی که دربارهٔ من داشتید، به نوعی که بیشتر شادمان گردیدم.

چونکه دلگرمی شما را می‌دانم که دربارهٔ آن بجهت شما به اهل مکادونیه فخر می‌کنم که از سال گذشته اهل اَخائیه مستعّد شده‌اند و غیرت شما اکثر ایشان را تحریض نموده است.

خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظ شما غروب نکند.

پس ای عزیزانِ من چنانکه همیشه مطیع می‌بودید، نه در حضور من فقط، بلکه بسیار زیادتر الآن وقتی که غایبم، نجات خود را به ترس و لرز به عمل آورید.

و سعی کن که خود را مقبول خدا سازی، عاملی که خجل نشود و کلام خدا را بخوبی انجام دهد.

پس بترسیم مبادا با آنکه وعدهٔ دخول در آرامی وی باقی می‌باشد، ظاهر شود که احدی از شما قاصر شده باشد.

و چون او را پدر می‌خوانید که بدون ظاهربینی برحسب اعمال هرکس داوری می‌نماید، پس هنگام غربت خود را با ترس صرف نمایید.

و بعضی را از آتش بیرون کشیده، برهانید و بر بعضی با خوف رحمت کنید و از لباس جسم‌آلود نفرت نمایید.