و یوسف چونكه مهرش بر برادرش بجنبید، بشتافت، و جای گریستن خواست. پس به خلوت رفته، آنجا بگریست.
TSK
TSK · دوم قُرِنتیان 7:15
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
آنگاه، همه آنانی كه به سبب این عصیانِ اسیران، از كلام خدای اسرائیل میترسیدند، نزد من جمع شدند و من تا وقت هدیه شام، متحّیر نشستم.
هرگاه به یاد میآورم، حیران میشوم و لرزه جسد مرا میگیرد.
موی بدن من از خوف تو برخاسته است و از داوریهای تو ترسیدم.
خداوند میگوید: دست من همه این چیزها را ساخت پس جمیع اینها بوجود آمد؛ امّا به این شخص كه مسكین و شكسته دل و از كلام من لرزان باشد، نظر خواهم كرد.
پس چراغ طلب نموده، به اندرون جست و لرزان شده، نزد پولُس و سیلاس افتاد.
در ما تنگ نیستید لیکن در احشای خود تنگ هستید.
که خیالات و هر بلندی را که خود را به خلاف معرفت خدا میافرازد، به زیر میافکنیم و هر فکری را به اطاعت مسیح اسیر میسازیم،
زیرا خدا مرا شاهد است که چقدر در احشای عیسی مسیح، مشتاق همهٔٔ شما هستم.
پس مانند برگزیدگان مقدّس و محبوب خدا، احشای رحمت و مهربانی و تواضع و تحمّل و حلم را بپوشید؛
لکن کسی که معیشت دنیوی دارد و برادر خود را محتاج بیند و رحمت خود را از او باز دارد، چگونه محبّت خدا در او ساکن است؟