و واقع شد بعد از وفات موسی، بندۀ خداوند ، كه خداوند یوشع بن نون، خادم موسی را خطاب كرده، گفت:
TSK
TSK · دوم پادشاهان 2:5
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و مردی از پسران انبیا به فرمان خداوند به رفیق خود گفت: «مرا بزن.» اما آن مرد از زدنش ابا نمود.
و زنی از زنان پسران انبیا نزد اَلِیشَع تضرّع نموده، گفت: «بندهات، شوهرم مرد و تو میدانی كه بندهات از خداوند میترسید، و طلبكار او آمده است تا دو پسر مرا برای بندگی خود ببرد.»
و پسران انبیا به اَلِیشَع گفتند كه «اینكمكانی كه در حضور تو در آن ساكنیم، برای ما تنگ است.
وقتی برای دریدن و وقتی برای دوختن. وقتی برای سكوت و وقتی برای گفتن.
عاموس در جواب اَمَصیا گفت: «من نه نبی هستم و نه پسر نبی بلكه رمهبان بودم و انجیرهای برّی را میچیدم.
و چنین شد که در حین برکت دادنِ ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد.
تا آن روزی که رسولان برگزیده خود را به روحالقدس حکم کرده، بالا برده شد.
گفت، ای فَستوسِ گرامی، دیوانه نیستم بلکه سخنان راستی و هوشیاری را میگویم.