و خنوخ بعد از آوردن متوشالح، سیصد سال با خدا راه میرفت و پسران و دختران آورد.
TSK
TSK · دوم پادشاهان 20:3
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و خدا نوح و همۀ حیوانات و همۀ بهایمی را كه با وی در كشتی بودند، بیاد آورد. و خدا بادی بر زمین وزانید و آب ساكن گردید.
و خادمانش به وی گفتند: «این چه كار است كه كردی؟ وقتی كه طفل زنده بود روزه گرفته، گریه نمودی؛ و چون طفل مرد، برخاسته، خوراك خوردی؟»
سلیمان گفت: «تو بابندهات، پدرم داود، هرگاه در حضور تو با راستی و عدالت و قلب سلیم با تو رفتار مینمود، احسان عظیم مینمودی، و این احسان عظیم را برای او نگاه داشتی كه پسری به او دادی تا بر كرسی وی بنشیند، چنانكه امروز واقع شده است.
پس دل شما با یهُوَه خدای ما كامل باشد تا در فرایض او سلوك نموده، اوامر او را مثل امروز نگاه دارید.»
اما مكانهای بلند برداشته نشد، لیكن دل آسا در تمام ایامش با خداوند كامل میبود.
و به خداوند چسبیده، از پیروی او انحراف نورزید و اوامری را كه خداوند به موسی امر فرموده بود، نگاه داشت.
پس حِزْقیا در تمامی یهودا به اینطور عمل نمود و آنچه در نظر یهُوَه خدایش نیكو و پسند و امین بود بجا آورد.
ای خدایم مرا درباره این كار بیاد آور و حسناتی را كه برای خانه خدای خود و وظایف آن كردهام محو مساز.
و هدایـای هیـزم، در زمان معیـن و نوبرهـا را نیز. ای خدای من، مرا به نیكویی بیاد آور.
خداوند به شیطان گفت: «آیا در بنده من ایوبتفكّر كردی كه مثل او در زمین نیست؟ مرد كامل و راست و خداترس كه از گناه اجتناب میكند!»
دوستانم مرا استهزا میكنند، لیكن چشمانم نزد خدا اشك میریزد.
چشم من از غصه کاهیده شد و بهسبب همهٔٔ دشمنانم تار گردید.
خوشابحال کسی که خداوند به وی جرمی در حساب نیاوَرَد و در روح او حیلهای نمیباشد.
به یاد آور که ایام حیاتم چه کم است. چرا تمامیِ بنیآدم را برای بطالت آفریدهای؟
زیرا خاکستر را مثل نان خوردهام و مشروب خود را با اشک آمیختهام،
کلام خود را با بندهٔ خویش به یاد آور که مرا بر آن امیدوار گردانیدی.
مثل پرستوك كه جیك جیك میكند صدا مینمایم. و مانند فاخته ناله میكنم و چشمانم از نگریستن به بالا ضعیف میشود. ای خداوند در تنگی هستم. كفیل من باش.
و به راستی و انصاف و عدالت به حیات یهوه قسم خواهی خورد و امّتها خویشتن را به او مبارك خواهند خواند و به وی فخر خواهند كرد.»
و هر دو در حضور خدا صالح و به جمیع احکام و فرایض خداوند، بیعیب سالک بودند.
زیرا که فخر ما این است، یعنی شهادت ضمیر ما که به قدّوسیّت و اخلاص خدایی، نه به حکمت جسمانی، بلکه به فیض الهی در جهان رفتار نمودیم و خصوصاً نسبت به شما.
ای حبیبان، هرگاه دلِ ما ما را مذمّت نکند، در حضور خدا اعتماد داریم