و هنگامی كه اَخِیا صدای پایهای او را كه به در داخل میشد شنید، گفت: «ای زن یرُبْعام داخل شو. چرا هیأت خود را متنكّر ساختهای؟ زیرا كه من باخبر سخت نزد تو فرستاده شدهام.
TSK
TSK · دوم پادشاهان 6:32
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
مگر آقایم اطلاّع ندارد از آنچه من هنگامی كه ایزابل انبیای خداوند را میكشت كردم، كه چگونه صد نفر از انبیای خداوند را پنجاه پنجاه در مغارهای پنهان كرده، ایشان را به نان و آب پروردم؟
و دو نفر از بنیبلّیعال درآمده، پیش وی نشستند و آن مردان بلّیعال به حضور قوم بر نابوت شهادت داده، گفتند كه «نابوت بر خدا و پادشاه كفر گفته است»، و او را از شهر بیرون كشیده، وی را سنگسار كردند تا بمُرد.
اَلِیشَع وی را گفت: «آیا دل من همراه تو نرفت هنگامی كه آن مرد از ارابۀ خود به استقبال تو برگشت؟ آیا این وقت، وقت گرفتن نقره و گرفتن لباس و باغات زیتون و تاكستانها و گلههاو رمهها و غلامان و كنیزان است؟
و خداوند مرا تعلیم داد پس دانستم. آنگاه اعمال ایشان را به من نشان دادی.
و كسانی چند از مشایخ اسرائیل نزد من آمده، پیش رویم نشستند.
ونزد تو میآیند بطوری كه قوم (من) میآیند. و مانند قوم من پیش تو نشسته، سخنان تو را میشنوند، امّا آنها را بجا نمیآورند. زیرا كه ایشان به دهان خود سخنان شیرین میگویند. لیكن دل ایشان در پی حرص ایشان میرود.