حِزقيال 2:9
TSK
پس نگریستم و اینك دستی بسوی من دراز شد و در آن طوماری بود.
TSK
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
پس نگریستم و اینك دستی بسوی من دراز شد و در آن طوماری بود.
و گفت: «ای عاموس چه میبینی؟» من جواب دادم كه «سبدی از میوه.» و خداوند به من گفت: «انتها بر قوم من اسرائیل رسیده است و از ایشان دیگر درنخواهم گذشت.»
روز دیگر چون از سفر نزدیک به شهر میرسیدند، قریب به ساعت ششم، پطرس به بام خانه برآمد تا دعا کند.
و چون به اورشلیم برگشته، در هیکل دعا میکردم، بیخود شدم.