لوقا 18:35
TSK
و چون نزدیک اریحا رسید، کوری بجهت گدایی بر سر راه نشسته بود.
TSK
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و چون نزدیک اریحا رسید، کوری بجهت گدایی بر سر راه نشسته بود.
پس همسایگان و کسانی که او را پیش از آن در حالت کوری دیده بودند، گفتند، آیا این آن نیست که مینشست و گدایی میکرد؟
آنگاه او بر وی نیک نگریسته و ترسان گشته، گفت، چیست ای خداوند؟ به وی گفت، دعاها و صدقات توبجهت یادگاری به نزد خدا برآمد.
و در لِستره مردی نشسته بود که پایهایش بیحرکت بود و از شکمِ مادر، لنگ متولّد شده، هرگز راه نرفته بود.