و اما موسی گلۀ پدر زن خود، یترون، كاهن مدیان را شبانی میكرد؛ و گله را بدان طرف صحرا راند و به حوریب كه جبلالله باشد آمد.
TSK
TSK · عاموس 1:1
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
پس از آنجا روانه شده، الیشع بن شافاط رایافت كه شیار میكرد و دوازده جفت گاو پیش وی و خودش با جفت دوازدهم بود. و چون ایلیا از او میگذشت، ردای خود را بر وی انداخت.
و در سال پانزدهمِ اَمَصْیا بنیوآش، پادشاه یهودا، یرُبْعام بن یهُوآش، پادشاه اسرائیل، در سامره آغاز سلطنت نمود، و چهل و یك سال پادشاهی كرد.
و بامدادان برخاسته، به بیابان تَقُوع بیرون رفتند و چون بیرون میرفتند، یهُوشافاط بایستاد و گفت: «مرا بشنوید ای یهودا و سكنۀ اورشلیم! بر یهُوَه خدای خود ایمان آورید و استوار خواهید شد، و به انبیای او ایمان آورید كه كامیاب خواهید شد.»
و بندهٔ خود داود را برگزید و او را از آغلهای گوسفندان گرفت.
كلام ارمیا ابن حلقیا از كاهنانی كه درعناتوت در زمین بنیامین بودند،
پس تو تمامی این سخنان را به ایشان بگو اما تو را نخواهند شنید و ایشان را بخوان اما ایشان تو را جواب نخواهند داد.
كلام خداوند كه در ایام عُزّیا و یوتام و آحاز و حِزقیا پادشاهان یهودا و در ایام یربعام بن یوآش پادشاه اسرائیل، بر هوشع بن بَئیری نازل شد.
عاموس در جواب اَمَصیا گفت: «من نه نبی هستم و نه پسر نبی بلكه رمهبان بودم و انجیرهای برّی را میچیدم.
و بسوی درّه كوههای من فرار خواهید كرد زیرا كه درّه كوهها تا به آصَل خواهد رسید و شما خواهید گریخت، چنانكه در ایام عُزّیا پادشاه یهودا از زلزله فرار كردید و یهوه خدایمن خواهد آمد و جمیع مقدّسان همراه تو (خواهند آمد).
و چون عیسی به کناره دریای جلیل میخرامید، دو برادر، یعنی شمعون مسمّیٰ به پطرس و برادرش اندریاس را دید که دامی در دریا میاندازند، زیرا صیّاد بودند.