و سارای به ابرام گفت: «ظلم من بر تو باد! من كنیز خود را به آغوش تو دادم و چون آثار حمل در خود دید، در نظر او حقیر شدم. خداوند در میان من و تو داوری كند.»
TSK
TSK · تَثنيه 13:6
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
او بدیشان گفت: «یهوه، خدای اسرائیل، چنین میگوید: هر كس شمشیر خود را بر ران خویش بگذارد، و از دروازه تا دروازۀ اردو آمد و رفت كند، و هر كس برادر خود و دوست خویش و همسایۀ خود را بكشد.»
پس متوجه باشید تا جمیع این فرایض و احكامی را كه من امروز پیش شما میگذارم، به عمل آورید.
اولاً دست شاهدان به جهت كشتنش بر او افراشته شود، و بعد از آن، دست تمامی قوم؛ پس بدی را از میان خود دور كردهای.
و اما نبیای كه جسارت نموده، به اسم من سخن گوید كه به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته كشته شود.»
پس جمیع اهل شهرش او را به سنگ سنگسار كنند تا بمیرد، پس بدی را از میان خود دور كردهای و تمامی اسرائیل چون بشنوند، خواهند ترسید.
اگر كسی یافت شود كه یكی از برادران خود از بنیاسرائیل را دزدیده، بر او ظلم كند یا بفروشد، آن دزد كشته شود، پس بدی را از میان خود دور كردهای.
تا در میان شما مرد یا زن یا قبیله یا سبطی نباشد كه دلش امروز از یهُوَه خدای ما منحرف گشته، برود و خدایان این طوایف را عبادت نماید، مبادا در میان شما ریشهای باشد كه حنظل و افسنتین بار آورد.
برخیز قوم را تقدیس نما و بگو برای فردا خویشتن را تقدیس نمایید، زیرا یهُوَه خدای اسرائیل چنین میگوید: ای اسرائیل چیزی حرام در میان توست و تا این چیز حرام را از میان خود دور نكنی، پیش روی دشمنان خود نمیتوانی ایستاد.
خدایان جدید را اختیار كردند. پس جنگ در دروازهها رسید. در میان چهلهزار نفر در اسرائیل، سپری و نیزهای پیدا نشد.
پس الا´ن آن مردان بنیبلیعال را كه در جِبْعَه هستند، تسلیم نمایید تا آنها را به قتل رسانیم، و بدی را از اسرائیل دور كنیم.» اما بنیامینیان نخواستند كه سخن برادران خود بنیاسرائیل را بشنوند.
و یوناتان با داود عهد بست چونكه او را مثل جان خود دوست داشته بود.
ای برادر من یوناتان برای تو دلتنگ شدهام. برای من بسیار نازنین بودی. محبت تو با من عجیبتر از محبت زنان بود.
و ایلیا به ایشان گفت: «انبیای بَعْل را بگیرید و یكی از ایشان رهایی نیابد.» پس ایشان را گرفتند و ایلیا ایشان را نزد نهر قیشون فرود آورده، ایشان را در آنجا كشت.
پس اهل بابل، سُكّوت بَنُوتْ را و اهل كُوت، نَرْجَل را و اهل حمات، اَشیما را ساختند.
لیكن ای پسر من، چرا از زن بیگانه فریفته شوی؟ و سینه زن غریب را در بر گیری؟
آنگاه ارمیا نبی به حننیا نبی گفت: «ای حننیا بشنو! خداوند تو را نفرستاده است بلكه تو این قوم را وامیداری كه به دروغ توكّل نمایند.
بر یار خود اعتماد مدار و بر دوست خالص خویش توكّل منما و درِ دهان خود را از هم آغوش خود نگاه دار.
بنابراین، ما بعد از این هیچکس را بحسب جسم نمیشناسیم، بلکه هرگاه مسیح را هم بحسب جسم شناخته بودیم، الآن دیگر او را نمیشناسیم.
تا بعد از این اطفال مُتِمَوِّج و رانده شده از باد هر تعلیم نباشیم، از دغابازی مردمان در حیلهاندیشی برای مکرهای گمراهی؛
لکن در میان قوم، انبیای کَذَبِه نیز بودند، چنانکه در میان شما هم معلّمان کَذَبَه خواهند بود که بدعتهای مهلک را خُفیةً خواهند آورد، و آن آقایی را که ایشان را خرید انکار خواهند نمود، و هلاکت سریع را بر خود خواهند کشید.
و اژدهای بزرگ انداخته شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمّیٰ است که تمام ربع مسکون را میفریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.
و او را به هاویه انداخت و در را بر او بسته، مهر کرد تا امّتها را دیگر گمراه نکند تا مدت هزار سال به انجام رسد؛ و بعد از آن میباید اندکی خلاصی یابد.