اما قائن و هدیۀ او را منظور نداشت. پس خشم قائن به شدت افروخته شده، سر خود را بزیر افكند.
TSK
TSK · جامعه 7:9
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و چون پسران یعقوب این را شنیدند، از صحرا آمدند و غضبناك شده، خشم ایشان به شدت افروخته شد، زیرا كه با دختر یعقوب همخواب شده، قباحتی در اسرائیل نموده بود و این عمل، ناكردنی بود.
پس یعقوب به شمعون و لاوی گفت: «مرا به اضطراب انداختید، و مرا نزد سكنۀ این زمین، یعنی كنعانیان و فِرِزّیان مكروه ساختید، و من در شماره قلیلم، همانا بر من جمع شوند و مرا بزنند و من با خانهام هلاك شوم.»
و اَبْشالوم به اَمْنُون سخنی نیك یا بد نگفت، زیرا كه اَبْشالوم اَمْنُون را بغض میداشت، به علت اینكه خواهرش تامار را ذلیل ساخته بود.
اما یوناداب بن شَمْعی برادر داود متوجه شده، گفت: «آقایم گمان نبرد كه جمیع جوانان، یعنی پسران پادشاه كشته شدهاند، زیرا كه اَمْنُون تنها مرده است چونكه این، نزد اَبْشالوم مقرر شده بود از روزی كه خواهرش تامار را ذلیل ساخته بود.
و چون هامان دید كه مُرْدِخای سر فرود نمیآورد و او را سجده نمینماید، هامان از غضب مملّو گردید.
كسی كه دیرغضب باشد از جبّار بهتر است،و هر كه بر روح خود مالك باشد از تسخیركننده شهر افضل است.
لبهای پرمحبت با دل شریر، مثل نقرهای پردُرد است كه بر ظرف سفالین اندوده شود.
و چون آفتاب برآمد خدا باد شرقی گرم وزانید و آفتاب بر سر یونُس تابید به حدّی كه بیتاب شده، برای خود مسألت نمود كه بمیرد و گفت: «مردن از زنده ماندن برای من بهتر است.»
پس هیرودیا از او کینه داشته، میخواست اور ا به قتل رساند امّا نمیتوانست،
خشم گیرید و گناه مورزید؛ خورشید بر غیظ شما غروب نکند.