و اما رئیس خبازان را به دار كشید، چنانكه یوسف برای ایشان تعبیر كرده بود.
TSK
TSK · اِستر 2:23
Treasury of Scripture Knowledge references in OPT.
و ملك عای را تا وقت شام به دار كشید، و در وقت غروب آفتاب، یوشع فرمود تا لاش او را از دار پایین آورده، او را نزد دهنۀدروازۀ شهر انداختند و تودۀ بزرگ از سنگها بر آن برپا كردند كه تا امروز باقی است.
آنگاه زوجهاش زرش و همه دوستانش او را گفتند: «داری به بلندی پنجاه ذراع بسازند و بامدادان، به پادشاه عرض كن كه مُردخای را بر آن مصلوب سازند. پس با پادشاه با شادمانی به ضیافت برو.» و این سخن به نظر هامان پسند آمده، امر كرد تا دار را حاضر كردند.
پس هامان را بر داری كه برای مردخای مهیا كرده بود، مصلوب ساختند و غضب پادشاه فرو نشست.
آنگاه ترسندگان خداوند با یكدیگر مكالمه كردند و خداوند گوش گرفته، ایشان را استماع نمود و كتاب یادگاری به جهت ترسندگان خداوند و به جهت آنانی كه اسم او را عزیز داشتند مكتوب شد.